شبها خواب راحتي نداريد، مدام نگرانيد و احساس ميكنيد بايد كاري انجام داد ولي نميدانيد كار درست چيست؟ به او علاقهمنديد و او را موقعيت مناسبي براي ازدواج ميدانيد ولي با خود ميگوييد مگر ميشود يك خانم از يك آقا خواستگاري كند؟ مردم چه ميگويند؟ خود او چه فكري خواهد كرد؟ اطرافيان همه به شما ميگويند خانم بايد صبر كند تا برايش خواستگار بيايد ولي شما مرد مورد علاقه خود را يافتهايد؛ كسي كه به درستي تمام ويژگيهاي او را بررسي كردهايد و مطمئن هستيد كه او كاملا صلاحيتهاي لازم را دارد و از اين ميترسيد كه او را از دست بدهيد و تا آخر عمر موقعيتي همچون او پيدا نكنيد و.... اگر شما هم گرفتار چنين وضعيتي هستيد اين مطلب ميتواند راهنماي خوبي براي شما باشد.
اعتماد به نفس داشته باشيد
گاهي خانم و آقا با هم آشنا ميشوند و دوست دارند براي ازدواج يكديگر را بيشتر بشناسند، ولي به هر دليلي راحت با هم صحبت نميكنند، در چنين موقعيتي ممكن است خانم احساس كند كه فرد مقابل موقعيت مناسبي براي ازدواج است چون به لحاظ شخصيتي ويژگيهاي مثبت و خوبي دارد يا.... در نتيجه خانم دوست دارد رابطه را كمي جديتر كند و به سمت ازدواج ببرد اما خجالت ميكشد يا كسر شأن خودش ميداند كه موضوع را با طرف مقابل مطرح كند يا احساس ميكند اگر درخواستي مبني بر ازدواج مطرح كند غرورش شكسته ميشود، البته من قبول دارم كه خانمها بهخصوص در كشور ما بيشتر تمايل دارند كه انتخاب بشوند و آقايان به سراغشان بروند؛ وقتي اين روند برعكس شود و خانم فعال باشد و انتخاب كند، ممكن است به او القا شود كه كار اشتباهي ميكند يا خودش احساس كند كه جايگاهش را پايين آورده و بهطور كلي آن حس اعتماد به نفسش را از دست بدهد. از طرف ديگر نيز اطرافيان به اين رويه دامن ميزنند مثلا وقتي متوجه اين موضوع(مطرح كردن درخواست از طرف خانم) ميشوند شروع به نصيحت و سرزنش ميكنند، در واقع انتخابي كه براساس علاقه بوده را زير سوال ميبرند، من فكر ميكنم بيشتر نگراني خانمها از اين قضيه به دليل اعتماد به نفس نداشتن و ترس از برداشتهاي ديگران از اين كار است.
شانس يكبار به در خانه شما ميآيد
بيشتر اوقات بهخصوص در خانوادههاي سنتي ميگويند يك خانم بايد منتظر بماند و نبايد پيشدستي كند و...چون ممكن است به او صفتهاي ناروا نسبت داده شود يا... حتي اگر ما اين فرض را قبول كنيم اما بايد بدانيم در زندگيمان كم پيش ميآيد فرد مناسبي را پيدا كنيم كه مطابق با معيارهايمان باشد و ويژگيهاي لازم را نيز داشته باشد، پس چرا وقتي چنين موقعيتي پيش ميآيد از انتخابمان دفاع نكنيم و به سمت آن حركت نكنيم كه به دستش بياوريم؟! در اينجا بايد روي اين نكته اساسي تاكيد كنيم كه هر فردي چه خانم و چه آقا بايد براي بهدست آوردن چيزي كه آن را درست و صحيح ميداند تلاش كند، بنابراين براي بهدست آوردن كسي هم كه او را به درستي بررسي كرده، به او علاقهمند شده و او را براي ادامه زندگي مناسب ميداند بايد تلاش كرد به قولي حداقل بايد يك چراغ سبز نشان داد تا طرف مقابل متوجه اين علاقه و قصد ازدواج شود. وقتي هيچ اقدامي نكنيد به راحتي ممكن است يكديگر را از دست بدهيد و بهنظر شما اگر چنين اتفاقي بيفتد آيا تا آخر عمر حسرت از دست دادن اين رابطه را نخواهيد خورد؟
باورهايي كه شما را اسير ميكنند
همه ما انسانها در زندگيمان در يك دايره امن زندگي ميكنيم؛ اين دايره امن عادتها و باورهاي شرطي شده ماست كه حاضر نيستيم از آنها تخطي كنيم. براي درك بهتر كيسه خوابي را تصور كنيد كه در آن خوابيدهايد، قدرت حركت شما بسيار كم است، كيسه خواب تا گردن شما آمده است و اصلا نميتوانيد آزادانه حركت كنيد. زمانهايي اين عادتها، باورها و محدوديتهاي ذهني كه خود فرد براي خودش ايجاد كرده دقيقا شبيه كيسه خواب ميشود و اجازه نميدهد فرد به سمت خواستههايش حركت كند. بايد باورهايي را كه اجازه حركت به شما نميدهند شناسايي كنيد تا برخوردي آگاهانه داشته باشيد.
قرار نيست فقط آقايان فعال باشند
بهنظر من در مرحله آشنايي پيش از ازدواج هر 2 طرف بايد نقشي فعال داشتهباشند؛ نبايد اينگونه فكر كرد كه فقط بايد آقا نقش فعال داشته باشد و بهتر است خانم كاملا خودش را كنار بكشد چون ممكن است اين روند در باقي زندگي زناشويي نيز ادامه پيدا كند و آقا احساس كند بايد حرف آخر را او بزند، مسئوليت زندگي بايد به دوش او باشد و خانم را كنار بزند. وقتي اين روزها خانمها در عرصههاي اجتماعي از جمله در دانشگاهها و مجامع ديگر فعاليت بيشتري دارند اينها نشانه اين است كه خانمها ميخواهند اثرگذاري بيشتري داشته باشند و يكي از مهمترين اثرگذاريهايشان ميتواند در مقوله ازدواجشان باشد چون قرار است يك عمر با كسي زندگي كنند، پس بايد براي چيزي كه ميخواهند كمي تلاش كنند.