چه كنيم كه همسرمان براي ما تكراري نشود

چه كنيم كه همسرمان براي ما تكراري نشود

در اين شرايط آيا شما جزو گروهي هستيد كه از اين وضعيت به همسرتان شكايت مي‌كنيد؟ مطمئنا به همان ميزان كه همسرتان نسبت به روزهاي اول ازدواج تغيير كرده است شما نيز تغيير كرده‌ايد اما به جاي شكايت و نااميدي بهتر است به‌دنبال اصلاح رابطه‌تان باشيد.


اولين مشخصه تغيير


يكي از دلايلي كه باعث تكراري شدن رابطه شما با همسرتان مي‌شود تغيير ظاهر شماست. در طول سال‌هايي كه با هم بوده‌ايد، آنچه مسلما تغيير كرده است ظاهر و قيافه شماست. بنابراين براي جلوگيري از خستگي از وضع ظاهر بايد به فكر تغيير آن باشيد. آن‌چه را كه روزي باعث شد به همسرتان علاقه‌مند و مجذوب او شويد را به‌خاطر آوريد و به تحسين آن مشخصه‌ها در افكار خود بپردازيد. از كلماتي كه همسرتان را به وجد مي‌آورد و شما را به ياد روزهاي اول زندگي مشترك‌تان مي‌اندازد، استفاده كنيد. روزهاي شيرين دوران نامزدي خود را به ياد آوريد كه براي ديدن يكديگر لحظه شماري مي‌كرديد.

خستگي زوجين از يكديگر مشكلي است كه درمان آن دوباره زنده كردن رابطه است. مشكلاتي كه همسران در طول زندگي مشترك‌شان مواجه هستند را مي‌توان به چند دسته تقسيم كرد؛ خيانت، انجام‌ندادن تعهدات تا كشمكش، حسادت و خودخواهي. اما خستگي زوجين از يكديگر مسئله‌اي متفاوت است و به‌طور واضح ارتباطي با جنگ و دعوا و خودخواهي بين زوجين ندارد.


چگونه بفهميد شوهرتان از شما خسته شده است؟ 

اگر متوجه شديد شوهرتان كمتر حرف مي‌زند و به جاي گذراندن وقت آزاد خود با شما، وقت خود را با دوستانش در بيرون از خانه مي‌گذراند اكنون زمان آن رسيده كه دست به كار شويد. اگر اوضاع را به حال خود رها كنيد شايد روزي را ببينيد كه همسرتان وقت خود را با شخص ديگري مي‌گذراند تا لحظه‌ها برايش لذت بخش‌تر باشد.  از خودتان شروع كنيد. اگر ديديد شوهرتان علاقه‌اي به گذراندن وقت خود با شما را ندارد از خود سوال كنيد چه چيزي باعث چنين عملي شده است، شايد به اين علت است كه شما غرق در مسئوليت‌هاي خانه شده‌ايد. روز‌هاي اول آشنايي‌تان را به خاطر آوريد زماني كه تازه ازدواج كرده بوديد به چه اندازه از هم شناخت داشتيد؟ قابل فهم است كه تغيير در وضعيت خانواده نياز به تغيير در اولويت‌ها دارد؛ زماني را در بيرون از خانه با همسرتان سپري كنيد و لحظات لذت‌بخشي را با يكديگر داشته باشيد تا تاثيرش را ببينيد.

 

به ظاهر خود اهميت دهيد

بسيار ديده مي‌شود خانم‌ها چند سال پس از ازدواج ديگر به ظاهر خود اهميت نمي‌دهند و خود را رها مي‌كنند. درحالي‌كه پس از ازدواج هم بايد هميشه آراسته باشيد و به ظاهر خود اهميت دهيد. براي رفتن به آرايشگاه برنامه هفتگي داشته باشيد. سعي كنيد از مدل موها و آرايش جديد استفاده كنيد. اگر توان مالي نداريد مي‌توانيد خودتان به آرايش موهاي خود بپردازيد و لباسي زيبا به تن كنيد. مطمئن باشيد كه همسرتان متوجه تغيير شما خواهد شد و شرايط از آن پس كمي بهتر مي‌شود. ورزش كنيد با ورزش نه تنها مي‌توانيد به وزن ايده‌آل خود برسيد بلكه قلب و پوستي سالم خواهيد داشت. وقتي شما احساس خوبي نسبت به‌خود داشته باشيد مطمئنا شوهرتان همين احساس را نسبت به شما پيدا مي‌كند.

 

به‌دنبال علائق مشترك باشيد

تلاش كنيد تمامي فعاليت‌هايي كه از انجام آن با همديگر در گذشته لذت مي‌برديد را به خاطر آوريد و آن‌ها را تكرار كنيد. اگر امكان پياده‌روي در روزهاي آخر هفته در كوه را نداريد به پياده‌روي در پارك اطراف خانه خود بسنده كنيد. بهتر است كاري كه هردوي‌تان از آن لذت مي‌بريد، انجام دهيد.

 

صميميت‌ها را از نو زنده كنيد

اگر همسرتان از اين‌كه از شما خسته شده است شكايت مي‌كند، شايد منظور او از اين شكايت اين است كه شوهرتان به صميميت بيشتري نياز دارد. وقتي مسئوليت‌هاي كاري و خانواده تمامي وقت شما را پر مي‌كند نخستين چيزي را كه تحت‌الشعاع قرار مي‌گيرد روابط زناشويي شماست. روابط زناشويي در زندگي مشترك بسيار مهم است و يكي از چند راهي است كه مي‌توانيد با آن صميميت را به زندگي خود بازگردانيد.

 

دلايل همسرتان را جويا شويد

برخلاف تلاش‌هاي شما براي بهبود رابطه، اگر همسرتان مانند گذشته از شما فاصله مي‌گيرد و از بودن با شما خسته است، بهتر است با او مستقيما به گفت‌وگو بپردازيد و از او صريحا سوال كنيد چه چيزي موجب چنين تغييري در رفتار او شده است. اگر مي‌توانيد هردوي‌تان با تلاش يكديگر به تغيير شرايط بپردازيد و جرقه‌اي در رابطه‌تان ايجاد كنيد. اگر همسرتان از جواب دادن به سوال شما خودداري كرد احتمالا مشكل جدي‌تر از آن است كه فكر مي‌كنيد، در اين صورت بهتر است با يك مشاور متخصص مشكل خود را در ميان بگذاريد. نگران نباشيد شايد روزهاي سختي در كار خود گذرانيده است. اگر بر خلاف تلاش‌هاي‌تان نتوانستيد علت را جويا شويد اجازه ندهيد اين شرايط بر شما تاثير بگذارد و نااميد شويد. فعاليت اجتماعي خود را ادامه دهيد. افراد اجتماعي و با اعتماد به نفس هميشه مورد تاييد و تحسين همسران‌شان هستند، البته تلاش كنيد تعادل را ميان كار و زندگي مشترك خود رعايت كنيد.

 

آيا شما از رابطه‌تان خسته شده‌ايد؟

خستگي از روابط در هر جايي ممكن است اتفاق بيفتد نه تنها در زندگي زوجين بلكه حتي در محيط كار. اگر شما هر روز كار يكسان و ثابتي را انجام دهيد نه تنها تا حدي از آن كار خسته مي‌شويد بلكه كارتان كيفيت مطلوب نخواهد داشت. وقتي كار جديدي را آغاز مي‌كنيد يا پيشرفتي در كارتان ايجاد مي‌شود ناگهان نيروي تازه مي‌گيريد. اگر رابطه با همسرتان براي شما خسته‌كننده شده است به جاي اين‌كه به فكر شخصي ديگر بيفتيد و بخواهيد ديگري را جايگزين كنيد، بهتر است تغييري هر چند كوچك در زندگي‌تان ايجاد كنيد. گاهي تنها با بيان احساسات و آرزوهاي‌تان مي‌توانيد تازگي به روابط ببخشيد. روابط بسياري وجود دارند كه هر 2 در دل جمله -‌ اي كاش... - را تكرار مي‌كنند ولي هيچگاه اين موضوع را براي همسرشان بازگو نمي‌‌كنند درحالي‌كه با گفتن آرزوها مي‌بينيد تا چه اندازه نقاط مشتركي بين شما وجود دارد. اين‌كه شما بدانيد از روابط خود خسته شده‌ايد اصلا خجالت‌آور نيست، آنچه باعث ناراحتي مي‌شود و بايد براي آن شرمنده شد، نپذيرفتن و آگاهي نداشتن از اين خستگي است.

 

چطور به جاي خستگي از روابط، آن را دوباره زنده كنيم؟

در 6 ماه تا يك سال اول زندگي مشترك همه چيز رمانتيك و عالي است اما با گذر زمان زندگي رنگ يكنواختي مي‌گيرد اما اين موضوع به اين معنا نيست كه شما ديگر عاشق هم نيستيد و همانند روز‌هاي دوران نامزدي از ديدن يكديگر قلب‌تان به تپش نمي‌افتد و صداي قلب‌تان را نمي‌شنويد. براي اين‌كه روابط خود را زنده و عاشقانه نگه داريد 2 راهكار به شما پيشنهاد مي‌شود:

 

1-حرف يكديگر را بشنويد

درست است كه شما دوست داريد زماني را تنها باشيد اما بايد زماني را براي شنيدن حرف همسرتان در نظر بگيريد. اين زمان مي‌تواند موقع صرف شام يا هنگام شستن ظرف‌ها يا قبل از خوابيدن باشد. يكي از راه‌هايي كه نشان مي‌دهد همسرتان نزد شما داراي ارزش است گوش دادن به حرف‌هاي اوست.

 

2-همسرتان را غافلگير كنيد

آخر هفته بدون برنامه‌ريزي و اطلاع قبلي همسر خود را بيرون ببريد يا هديه‌اي هر چند كوچك به او دهيد. اين هديه مي‌تواند حتي يك شاخه گل باشد. خود را به جاي همسرتان قرار دهيد و از خود بپرسيد اگر جاي او بودم چه چيزي من را غافلگير مي‌كرد؟ اين هديه مي‌تواند خاطرات زيباي گذشته را به ياد شما آورد.

 

آيا شما بر علائق خود سرمايه‌گذاري مي‌كنيد؟

هر كدام از شما اين حق را در زندگي داريد كه به فعاليت‌هاي شخصي خود بپردازيد. زماني را صرف پيشرفت شخصي خود، علائق شخصي، سرگرمي‌ها و دوستان خود كنيد. به همان اندازه كه نياز به گذراندن وقت بيكاري خود با يكديگر داريد بايد وقتي را براي خود اختصاص دهيد. با گذراندن وقت كافي با يكديگر در پايان روز حرفي مشترك براي گفتن داريد كه اين خود روابط را بهبود مي‌بخشد.

 

دفترچه يادداشتي براي ثبت وقايع تهيه كنيد

رابطه بين زن و شوهر همانند يك گياه است. اگر آب و غذا به آن نرسد از بين مي‌رود. اگر هردوي شما بسيار مشغله داريد كه اين در‌گيري مي‌تواند كاري، علائق شخصي يا كارهاي فرزندان‌تان باشد در اين بين سعي كنيد زماني را به نوشتن خاطرات مشترك‌تان در يك دفترچه با يكديگر صرف كنيد. حتي مي‌توانيد هر 2 هفته يك‌بار در يك عصر زيبا كه هردوي‌تان باهم هستيد اين كار را انجام دهيد. براي اين‌كه رابطه‌تان را تازه نگه داريد هرازگاهي به انجام كارهايي بپردازيد كه غيرمعمول است.

اثر چربی های رژیم غذایی بر کیفیت اسپرم

با گذشت زمان افراد کم کم به سمت غذاهای فست فود و چرب روی آورده اند. این غذا ها حاوی مقادیر بسیار زیادی چربی هستند که به گفته متخصصان برای سلامت جسمی بسیار مضرند اما آیا بر سلامت جنسی افراد نیز اثر می گذارند؟

طی یک بررسی درباره مواد غذایی مانند همبرگر، سیب زمینی سرخ کرده، گوشت قرمز و همچنین لبنیات پر چرب مشخص شد این مواد باعث کم شدن کیفیت اسپرم می شوند. این بررسی نشان داد هرچه مردان میزان بیشتری از این چربی های اشباع شده بخورند با احتمال بیشتری ممکن است تعداد اسپرم های آن ها و میزان فعالیت اسپرم کاهش یابد. بر عکس،  مردانی که غذاهای حاوی چربی های سالم تر مانند اسیدهای چرب امگا ۳ که در ماهی وجود دارند، مصرف می کردند، تعداد بیشتری اسپرم سالم  تر و فعال تر داشتند.

در این بررسی مردان با بیشترین میزان مصرف چربی های اشباع شده نسبت به مردان با کمترین میزان مصرف چربی  اشباع شده، ۴۱ درصد تعداد اسپرم کمتری داشتند.

به گفته پژوهشگران، این یافته ها نشان می دهد که رابطه ای میان عوامل قابل تغییر سبک زندگی مانند تغذیه و توان باروری مردان وجود دارد. هنوز معلوم نیست علت این رابطه میان انواع چربی ها و کیفیت اسپرم چیست اما انواع مختلف چربی به صورت های مختلفی در بدن سوخت وساز پیدا می کنند.

چربی های غیر اشباع بخش مهمی از غشای سلولی اسپرم ها را تشکیل می دهند و ممکن است بر توانایی اسپرم در بارور کردن تخمک اثر بگذارند. این نوع چربی ها همچنین ممکن است تولید هورمون های جنسی را نیز تحریک کنند.

 

منبع : سيمرغ

بازنشر : ایران گراند

نیازهای اساسی زن و شوهر در زندگی زناشویی

 


 

زنان و مردان، نه تنها از نظر جسمی، بلکه در بسیاری موارد از نظر روانشناسانه و نیازهای اساسی نیز متفاوتند. در این مطلب برخی از اساسی‌ترین آن تفاوتها که در زندگی و رفتار با همسرتان به کار می‌آید، ذکر شده است.
 
1 - مردان خواهان موفقیت بوده، زنان نیاز به تعلق پذیری دارند.

2 - زنان روحیه لطیف و حساس تری داشته و نیاز دارند احساسات خود را بزبان بیاورند، در پاسخ مردان می خواهند راه گشا و منجی باشند.

3 - مردان به شغلشان به دید جزئی از وجودشان مینگرند، زنان به خانواده خود چنین نگرشی دارند.

4 - مردان بیشتر هدف گرا بوده، اما زنان بیشتر گرایش به برآورده شدن نیازهای فعلی زندگی خود دارند.

5 - تصمیم گیری مردان بیشتر بر پایه اندیشه بوده، اما زنان بیشتر احساسی و با درک مستقیم تصمیم میگیرند.

6 - مردان جسم گرا و زنان رابطه گرا میباشند.

 

● نیازهای مردان :
 

1 - یک شریک جنسی خوب.

2 - یک همدم اهل تفریح.

3 -  یک همسر جذاب.

4 - یک منزل دنج و آرام.

5 - تحسین، احترام، اعتبار، همکاری، پذیرش.

6 - یک همسر حمایت کننده و مشوق.

7 - یک همسر وفادار.

 

 

● نیازهای زنان :
 

1 - عطوفت و مهر ورزی.

2 - گفتگو و درد دلهای صمیمانه. ارتباط تعاملی و همدلانه.

3 - صداقت و صراحت.

4 - حمایت مالی.

5 - همسری که خانواده اولویت زندگی وی باشد.

6 - همسری دلسوز، محافظت کننده، پشتیبان.

7 - امنیت، اعتماد بنفس و تائید.

8 - یک همسر وفادار و متعهد.

9 - جدی گرفتن مشکلات کوچک آنها.

10 - توجه و رغبت نشان دادن به احساسات، عقاید، پیشنهادات و کارهای روزمره آنها.

11 - احساس اینکه آنها یک شریک عشق ورزی میباشند و نه تنها یک ابزاری جنسی.

12 - قدردانی از زحمات آنها.

13 - همسری که در حضور دیگران به آنها احترام گذاشته و به وجودشان ببالد.

14 - بخشی از زندگی شوهر خود بودن: همسری که اهداف و مسائل شغلی خود را با آنها در میان می گذارد.

15 - در آغوش گرفتن آنها.

16 - پذیرش آنها همانگونه که هستند. به آنها اجازه دهیم تا کامل نباشند و زیبایی ظاهری، شخصیت و موفقیتهای آنها را تصدیق کنیم.

17 - همسری که پدر خوبی برای فرزندان آنها باشد.

18 - یک هدیه کوچک و یا یک یادداشت عاشقانه از سوی همسران خود.

19 - یک مرد با اعتماد بنفس.

20 - یک مرد قدرتمند (از لحاظ جسمی، مالی و یا شخصیتی) اما در عین حال مهربان.

تست روانشناسی:هوش احساسی نامزدشما چقدراست؟

بر اساس آخرین مطالعات صورت گرفته در اروپا، افرادی که هوش احساسی بالایی دارند، از روابط احساسی خود رضایت کامل دارند و اصولا والدینی دارند که آنها نیز از نظر احساسی راضی و خوشحال هستند.

برای اینکه بدانید هوشمندی احساسی نامزد/همسرشما چقدر است، تست زیر را انجام دهید.
.
۱٫    نامزد خود را به دوستان خود معرفی می کنید و نامزد شما:
a.    در خانه احساس راحتی می کند.
b.    چند دقیقه زمان می برد تا شرایط را درک کند اما سرانجام با موقعیت کنار می آید و لحظه های خوبی در کنار دوستان دارید.
c.    مبادی آداب است و در این جلسه دوستانه به هیچ وجه راحت نیست خیلی نزدیک شما باشد.
d.    از تماس مستقیم نگاه ها فرار می کند.
.
۲٫    هنگامی که می گویید هفته گذشته کاری برایتان بسیار سخت گذشته است، نامزد شما:
a.    شما را شام بیرون دعوت یک بلیط استخر یا ماساژ به شما هدیه می کند تا به شما قوت قلب بدهد.
b.    می گوید: Aآ«می دانم چه احساسی داریAآ» و شروع می کند از هفته بدی که خودش هم پشت سر گذاشته برای شما تعریف کردن
c.    با اخلاق بدی می پرسد: Aآ«خوب که چی؟Aآ»
d.    سعی می کند موضوع را عوض کند.
.
۳٫    در مورد اتفاقی که قرار است رخ دهد عصبی و هیجان زده هستید و نامزد شما:
a.    با شما همدردی می کند و سعی می کند با رفتاری صمیمانه اضطراب شما را کاهش دهد.
b.    از شما می خواهد دست از نگرانی بردارید.
c.    قبول دارد که گاهی اتفاق ها ممکن است بد پیش بروند.
d.    می خواهد مطمئن شود که او لازم نیست در آن جا حضور داشته باشد.
.
۴٫    هنگامی که هر دو به طور اتفاقی با دوستی که مشکل بزرگی داشته است روبه رو می شوید، نامزد شما:
a.    کلمات تسلی بخش به او می گوید و بعد از شما می پرسد که آیا موافق هستید هدیه ای یادگاری برای او تهیه کنید.
b.    پاسخ عادی و پیش پا افتاده ای همچون: Aآ«من نگرن تو و خانواده ات هستمAآ» می گوید.
c.    حرفی همچون Aآ«اوه! که این طورAآ» می گوید.
d.    فقط آنجا می ایستد و حرفی نمی زند.
.
۵٫    نامزد شما مشکلات احساسی دارد. وقتی از او می پرسید، او:
a.    صادقانه در مورد مشکلی که پیش آمده است، صحبت می کند.
b.    ابتدا از پاسخ دادن طفره می رود اما بعد همه ماجرا را توضیح می دهد.
c.    نمی خواهد در مورد موضوع صحبت کند.
d.    در مورد اینکه چه می گویید نظری ندارد.

.

.

.

راهنمای پاسخ ها
اگر بیشتر پاسخ های شما a بوده است: EQنامزد شما عالی است.
ما به واسطه احساسات، آسیب پذیری، خصلت و منش های خود با دیگران در ارتباط هستیم. هوشمندی احساسی خوب یعنی درک درست از احساسات و نیازهای خود و اطرافیان داشته باشیم. این بهترین روش برای ارتباط برقرار کردن است و در نهایت منجر به رابطه عمیق تر و طولانی تر می شود. نامزد شما مسوولیت پذیر و قابل اعتماد است.
.
اگر بیشتر پاسخ های شما b بوده است:  EQنامزد شما بسیار خوب است.
سعی کنید این مساله را تقویت کنید. اجازه دهید نامزدتان پاسخ های احساسی و فکرهای ناب خود را همیشه مطرح کند.
.
اگر بیشتر پاسخ های شما c بوده است:  EQنامزد شما پایین است.
شاید نتیجه تست چیزی نباشد که انتظار داشتید اما نباید ناامید شوید و به رابطه خود پایان ببخشید. بلکه باید بدانید که با چنین فردی کمی چالش خواهید داشت و باید کمی با او همکاری کنید تا رابطه خوبی با هم پیدا کنید. این نوع رابطه می تواند درس های زیادی برای آموختن داشته باشد.
.
اگر بیشتر پاسخ های شما d بوده است:  نامزد شما هیچ گونه هوش احساسی ندارد.

خراب کردن رابطه جنسی میان همسران

حالگیری های اساسی در روابط جنسی
بسیاری از زوجهای جوان به دلیل عدم آشنایی و در پاره ای از موارد نبود آگاهی کافی درباره نحوه برخورد با روابط عاطفی و زناشویی بین همسران ، با مشکلاتی مواجه هستند، که متاسفانه این مشکلات در برخی از موارد تبدیل به بحران های خانوادگی می گرد که آثار آن در معضلاتی همچون افزایش آمار طلاق در جامعه ، تنوع طلبی جنسی و.... قابل مشاهده می باشد.

با هدف پیش گیری از ایجاد این گونه مشکلات و با احترام به حریم خانواده ، جهت افزایش دانایی زوجهای جوان و کمک به بهبود واستحکام روابط همسران اقدام به تهیه و ارائه مطلب زیر نموده ایم.


خراب کردن رابطه جنسی میان همسران کار چندان سختی نیست. کافی است که با خیالی راحت و آسوده، توصیه‌های ذکر شده در ادامه این نوشتار را عملی کنید و مطمئن باشید که از آن پس، ازدواجتان فاقد هرگونه رابطه جنسی با همسر یا دستکم بدون لذت خواهد بود. البته بعد از آن و به مرور زمان، بکلی احساس تنهایی و بی‌کسی خواهید کرد.


رابطه جنسی به خاطر احساساتی که همراه آن است خیلی راحت خراب می‌شود. تمایلات جنسی ما به سادگی تحت تاثیر اعتماد به نفس، ناامنی‌های احساسی، فشار‌ها، انتقاد‌ها و انتظارات است. پس برای اینکه حسابی رابطه جنسی با همسرتان را خراب کنید، راه‌های زیر را عملی کنید:

 1 -حالگیری اول: فقط چون ازدواج کرده‌اید انتظار رابطه جنسی داشته باشید
هر همسری باید وظایف زناشویی خود را انجام دهد به همین خاطر همسرتان موظف است که با شما رابطه جنسی داشته باشد. این یکی از فواید ازدواج است.


2 -حالگیری دوم : هر هفته فقط در یک زمان و مکان خاص رابطه جنسی داشته باشید
با این کار دیگر هیچ کدام از شما با یک زمان یا مکان جدید سورپرایز نخواهید شد. «پنج شنبه شب، ساعت نه و نیم، در تختخواب». مطمئناً هیچکس از یکنواختی در رابطه جنسی لذت نمی‌برد.


3-حالگیری سوم : برای رابطه جنسی خود هربار از یک الگو پیروی کنید
دقت کنید که هر بار یکسری کارهای یکنواخت و روتین شده را پشت هم انجام دهید. اصلاً مگر در رابطه جنسی تنوع هم مهم است؟


4 - حالگیری چهارم : فقط خودتان را  در نظر بگیرید
اگر در رابطه جنسی فقط خودتان را در نظر میگیرید و می‌دانید که همسرتان از برخی رفتارهای شما خوشش نمی‌آید. بخصوص وقتی معتقدید اگر واقعاً شما را دوست دارد پس باید تحمل کند، ضربه‌ای اساسی و موفقیت‌آمیز به رابطه خود زده‌اید!


5 - حالگیری پنجم : فقط با هدف رابطه جنسی همسرتان را نوازش کنید
واقعاً چه کسی به نوازش غیرجنسی نیاز دارد؟ این طوری همسرتان می‌فهمد که نوازش کردن و رابطه جنسی با هم یکسان است.


6 - حالگیری ششم : برای برقراری رابطه جنسی پیش نوازی را کنار بگذارید
در دنیایی با این سرعت بالا که ما زندگی می‌کنیم، دیگر چه کسی وقت دارد که آرام آرام رابطه جنسی را شروع کند؟ نیازی نیست این همه همدیگر را اذیت کنید. دست از اتلاف وقت بردارید و یکسره سراغ عمل اصلی بروید. از این گذشته، هر دوی شما باید صبح بروید سر کار پس باید به اندازه کافی هم بخوابید!

 

7 -حالگیری هفتم : از عملکرد جنسی همسرتان انتقاد کنید
اگر این کار را نکنید همسرتان چطور باید با عیب و ایرادهای کار خود آشنا شود؟ اگر این کار را نکنید تا آخر می‌خواهد کارهایی را انجام دهد که شما را آزار می‌دهد!

 8 - حالگیری هشتم : از ظاهر همسرتان انتقاد کنید
هرچه سن همسرتان بالا‌تر می‌رود و دیگر کمتر به ظاهر خود رسیدگی می‌کند، حتماً به او بگویید که چقدر ظاهر او میل جنسی شما را سرکوب می‌کند. این کار باعث می‌شود کمی به خودش بیاید و به وضع ظاهرش رسیدگی بیشتری کند.


9 - حالگیری نهم : موقع رابطه جنسی بگذارید تلویزیون روشن بماند
نباید بگذارید که رابطه جنسی باعث شود از برنامه تلویزیونی مورد علاقه‌تان عقب بمانید. پس تلویزیون را روشن نگه دارید و حین رابطه جنسی برنامه مورد علاقه‌تان را هم نگاه کنید.


10 -حالگیری دهم :قبل از رابطه جنسی، حین رابطه جنسی، بعد از رابطه جنسی خبررسانی کنید!
در دنیای ارتباطات باید بگذارید همه از وضعیت زندگی جنسی شما مطلع باشند. به نظر شما اگر هر اتفاقی که می‌افتد را در فیسبوک خبررسانی نکنید آیا اصلاً آن اتفاق رخ داده است؟!


11-حالگیری یازدهم : تا جایی که می‌توانید سریع تمامش کنید، یعنی به محض اینکه ارضاء شدید
در رابطه جنسی فقط خود شما مهم هستید. هیچ نیازی نیست که از همسرتان بپرسید که آیا می‌توانید کاری هم برای راضی کردن او بکنید یا نه. تصورتان این باشد که اگر چیزی نگفته است یعنی همه چیز عالی است.


12 -حالگیری دوازدهم :وقتی رابطه جنسی تمام شد سریع حال و هوایتان را تغییر دهید
هرچه زود‌تر کارتان را تمام کنید سریع‌تر می‌توانید بخوابید. حرف زدن را بگذارید برای فردا سر صبحانه و هیچ نیازی هم به در آغوش گرفتن همدیگر نیست.


موارد فوق بخشی از راه‌هایی است که بشدت می‌تواند روی زندگی جنسی شما و همسرتان تاثیر گذاشته و صدمات جبران ناپذیری به آن وارد کند اما همیشه بدانید که رابطه جنسی صحیح و رضایتبخش یکی از کلیدهای اصلی پایداری روابط زناشویی است.‌‌

    رها کردن همسرتان بدون اینکه وی ارضا شود او را بسیار عصبی و پریشان خاطر نموده؛ به نحوی که این حالت می‌تواند تا مدت‌ها اثرش باقی بماند و به گونه‌های مختلف مانند بهانه جویی، دعوا، خیانت، و... خود را نمودار سازد. برعکس، اگر نمی‌خواهید به روابط خود ضربه بزنید، همیشه با کسب آگاهی‌های لازم در این زمینه به بهبود زندگی جنسی خود و همسرتان کمک کنید.

نـکات حیـاتی و شگفت انگیـز در مراسم خواستـگاری



alt

شما آقا پسری که احساس می کنی دیگه وقتش رسیده که از تنهایی در بیایی و سری از تو سرها در بیاری؛ و شما دخترخانمی که دلت می خواد کم کم سرو سامون بگیری و خونه ی بخت رو تجربه کنی ... بالاخره این اتفاق افتادنی هست اما دو حالت دارد. اینکه خانواده، موردی را برای شما در نظر گرفته اند یا اینکه خودتان کسی را پیدا کرده اید. اگر حالت اول است که خب دعوایی نداریم. سرتان را مثل بچه آدم پایین می اندازید و می روید خواستگاری یا اینکه قبول می کنید بیایند خواستگاریتان اما اگر حالت دوم به وقوع پیوسته، شما باید راهی پیدا کنید تا یک جوری سر صحبت را با والدین گرامی خود باز کنید که ضمن آن به پررویی و بی حیایی هم متهم نشوید. این شما و این راهنمای اینکه چگونه به پدر مادر خود بگوییم من زن / شوهر می خواهم!


این قسمت را فقـــط پسران بخوانند

( دختر خانم ها توضیحات شما پایین ایمیله! )


1. اینجا مرحله صفرم است. جایی که شما فرشته آرزوهایتان را در جایی مثل محل کار یا دانشگاه دیده اید و حس کرده اید همانی است که سال ها دنبالش بوده اید. باید یک جوری شماره تلفنی یا آدرسی از طرف پیدا کنید. البته قطعا حواستان هست که قصدتان ازدواج است. برای این کار، استفاده از یک دوست مشترک، بدجوری به درد می خورد. فقط حواستان باشد که آن دوستتان را درست و حسابی توجیه کنید تا بلایی که سر "محمد منصوری" در سریال "در پناه تو" آمد، سر شما درنیاید. از ما گفتن بود.

2. خب حالا باید راه مناسبی برای در میان گذاشتن این موضوع با خانواده پیدا کنید. اگر کلا با پدر و مادرتان راحتید که اصلا نیاز نیست این راهنما را بخوانید و همین جور زارتی مسئله را عنوان کنید اما اگر از فراکسیون اکثریت هستید، به دقت به این فرامین گوش فرا دهید. البته دیده شده که عده ای با استفاده از روش های سینه به سینه اقدام به اطلاع رسانی می کنند. روش هایی اعم از نخوردن دستپخت مامانی، نشستن جوراب ها به مدت یک ماه، گوشه گیر شدن و ... تا آنکه کار به آنجا برسد که یکی از اعضای خانواده بگوید: "چیه؟ زن می خوای که این کارها رو می کنی؟" و این چنین سر صحبت باز شود اما از آنجایی که همه خانواده ها چنین قدرت تحلیلی ندارند، روش های دیگری توصیه می شود.

3. ابتدا مسئله را با کسی که راحت تر هستید در میان بگذارید. خواهر یا برادر بزرگتر، گزینه مناسبی است. در بعضی موارد، خاله و عمه هم پیشنهاد می شود (به شرطی که خودشان دختر دم بخت نداشته باشند) برای طرح مسئله استفاده از جمله آشنای "یه دختری هست تو دانشگاه/ محل کار که ..." حسابی طرفدار و کاربرد دارد. سپس با ایجاد یک جلسه دورهمی و نشان دادن خود به عنوان کسی که نمی داند اینجا کجاست و او کیست از فرد رابط بخواهید تا موضوع را بازگو کند. در این لحظه تنها به گل قالی نگاه کنید نه چهره پدر و مادر. طبیعی است که ابتدا جا می خورند و پس از لحظاتی به شرایط استاندارد برمی گردند. شاید این تعادل روحی، چند روزی هم طول بکشد.

4. بعد نوبت جلسه بازجویی است که مدیریتش را مادر محترم برعهده دارد و خواهرها نقش کاتالیزور را در آن ایفا می کنند. سوالات اولیه بیشتر حول این می چرخد که خب کی هست و چه شکلی هست و شبیه کدام سوپراستار سینما است. بعد مسائل جدی تر می شود و شما باید بدانید که مثلا عموی دختر خانم در کدام اداره کار می کند، یا ماشین پدرش چیست؟ وقتی بیشتر سوالات را با "نمی دانم" جواب دادید، نوبت به دلسوزی می رسد. در اینجا مادر و خواهر، با یادآوری دوران طفولیت شما، به سمت خاطره بازی حرکت می کنند. منتها شما گول نخورید و از همه بخواهید تا در موضوع صحبت کنند. برای این کار، نگاه کردن به چهره در هم پدر که نگران خرج عروسی است، اصلا توصیه نمی شود. بهتر است با جمله ای مثل "آدرس/ شماره اش را هم دارم" توجهات را معطوف خود کنید.

5. حالا که احتمالا شب است و دیر وقت. برای همین، تماس را بگذارید برای یک وقت بهتر. می توانید یکی از افراد مؤنث خانواده را ببرید نزدیک محل کار/ تحصیلتان و از دور، طرف را نشانش دهید. فقط حواستان باشد که تابلوبازی درنیاورید. برای تماس بهتر است که مادرتان با مادر طرف صحبت کند و قرارهای اولیه را بگذارند تا برای اولین جلسه تشریف ببرید "بنده منزل". در تمامی این مراحل، از مخالفت های خانواده با ازدواج شما به این علت که "هنوز بچه ای و پول نداری و سربازی نرفتی و ..." چشم پوشی شده است. مهم این است که بتوانید فعل خواستن را صرف کنید.

6. حالا شما در شب خواستگاری قرار دارید. احتمالا تا صبح خوابتان نمی برد و اگر هم خوابتان ببرد، کابوس اینکه پدر عروس بزند له و لورده تان کند، رهایتان نمی کند. نکته کنکوری اینکه از زمان آغاز بحث های اولیه تا روز خواستگاری، خوردن سیر و پیاز و غذاهایی مثل میرزاقاسمی را بی خیال شوید. خواستگاری می روید. شمال که نیست!

خب چی بگویم؟ قرار است در جلسه اول کمی با هم آشنا شوید. این کمی هم یعنی با سلایق و علایق هم آشنا شوید نه اینکه بردارید همان اول بحث نظر طرف مقابل را در رابطه با حرکت جوهری ملاصدرا و اصالت اخلاق بپرسید.

دقت کنید: قرار است یک عمر با هم زندگی کنید، پس به رفتار و گفتار همدیگر دقت کنید نه اینکه حواستان به گل قالی و مارک تلویزیون و پرده های قشنگ اتاق باشد. مثلا موقع حرف زدن توجه کنید ببینید که طرف مقابلتان می تواند چهار تا جمله درست و حسابی بگوید؟ اگر نه که کلا بی خیال شوید.

موبایل خاموش: همان اول کار، موبایلتان را خاموش کنید تا نشان دهید برای بقیه اهمیت قائل هستید نه اینکه مدام سرتان توی موبایل و پیامک دادن و انگری بردز باشد.

خودتان باشید: شما هر چقدر هم که بازیگر خوبی باشید، بالاخره یک روز لو می روید. پس سعی کنید خودتان باشید و دروغ نگویید. غلو هم نکنید. شما با ۲۵ سال سن نهایتا دو سال سابقه کار دارید. کسی از شما توقع بیل گیتس بودن ندارد. دخترها هم الکی کلاس نگذارند که هر روز ۲۰۰ تا خواستگار دارند، تابلو می شوند.

لابی کنید: خانواده تان را نفروشید اما اگر نظرتان درباره هم مثبت بود، یکسری قرار و مدار را همانجا توی جلسه دو نفره تان بگذارید. مثلا همانجا سر تعداد مهریه با هم به توافق برسید. البته توافق نهایی قطعا با نظر پدر و مادرتان انجام می شود.

اونوقت چی بپوشم؟ خواستگاری، مخصوصا جلسه اول، یک مجلس بی نهایت رسمی است. برای همین بی خیال تیپ های اسپرت مثل شلوار قرمز و تی شرت سفید کوتاه بشوید. خواستگاری است، پارک که نمی روید! پوشیدن کت و شلوار یا شلوار یا کت تک، به شدت پیشنهاد می شود.

میگی با کی بروم؟ کوه که نمی خواهید بروید کله صبح راه افتاده اید. هنوز هم آنقدر صمیمی نشده اید که ناهار را مهمان مادر زن جان باشید. برای همین قرار را برای بعدازظهر بگذارید. مثلا اگر در نیمه نخست سال هستید، ساعت ۵ و ۶ و اگر در نیمه دوم سال هستید، ساعت ۳ و ۴.

پس با چی بروم؟ اگر ماشین دارید که هیچی اما اگر ماشین ندارید، بهترین راه گرفتن آژانس است. نه اینکه ۵ نفری سوار موتور سی جی ۱۲۵ پدرتان شوید و گل و شیرینی را هم در خورجین موتور بگذارید. فکر اتوبوس و مترو را هم از سرتان بیرون کنید. هم بوی دود می گیرید هم تیپتان به فنا می رود به علاوه گل و شیرینی.

یعنی با کی بروم؟ جنگ که نیست یک ایل راه بیندازید. تازه جلسه اول است. خودتان و پدر و مادر و نهایتا خواهر و برادر بزرگتران کافی است. از آوردن هرگونه بچه هم خودداری کنید، به خصوص بچه ای که به شما علاقه وافری دارد.

با خودم چی ببرم؟ خدای نکرده مجلس ختم نیست که تاج گل سفارش بدهید. یک دسته گل کوچک و شیک، به علاوه یک جعبه شیرینی تر، کارتان را راه می اندازد. خسیس بازی هم در نیاورید که شیرینی تر ضرر دارد و کیک یزدی برای سلامتی مفید است!

اونجا چکار کنم؟ فقط عادی باشید. نه آنقدر ساکت و سر به زیر باشید که همه فکر کنند هنوز دهنتان بوی شیر می دهد یا خدای نکرده لال هستید، نه آنقدر خودمانی شوید که با هر جمله بی مزه پدر عروس، هارهار بخندید و با دست به پشتش بزنید، در ضمن در تمام مدت باید یک چشمتان به عروس هم باشد و البته، اینکه تمام ظرف میوه جلویتان را بخورید و از مامان جدید بخواهید یک چای لیوانی هم برایتان بریزد، نه تنها نشانه کول بودن و صمیمیت شما نیست، بلکه نشانگر شخصیت شما است.

باید چند بار بروم؟ مذاکرات ۱+۵ نیست که هی جلسه بگذارید و شیرینی و گل و میوه و چای. نهایتا سه جلسه برای آشنایی کافی است. برای وزارت اطلاعات که نمی خواهید نیرو استخدام کنید.

زیاد حرف نزنید: اصلا بزرگتر برده اید برای چه؟ آثار باستانی که با خودتان حمل نمی کنید. بگذارید آنها بیشتر صحبت کنند و هر جا نظرتان را خواستند وارد بحث شوید تا در مورد همان باقالی ها که گفتیم حرف بزنید.

آرایشگاه بروید: همسر آینده به ظاهر شما اهمیت می دهد. برای او مهم است که شما هم "مرد" باشید هم خوشتیپ. برای همین سعی کنید قبل از خواستگاری آرایشگاه بروید و خلاصه صفایی به سر و رویتان بدهید. این درست است که شما اهل کتاب و مطالعه هستید ولی خب قطعا هیچ دختری حاضر نیست با بن لادن ازدواج کند.

عطر بزنید: واقعا مهم است. اینکه بوی خوبی بدهید در نظر طرف مقابل تاثیر بسیار زیادی دارد. حالا اگر عطر و ادکلن دم دستتان نبود، لااقل ۵ هزار تومان بدهید یک ضد عرق بخرید، مخصوصا در فصول گرم سال، به شدت توصیه می گردد.

پوآرو نشوید: تحقیق بکنید اما به اندازه. نروید توی تمام نقاطی که خانواده طرف مقابل یک روز از آنجا رد شده و از مردم پرس و جو کنید. هیچ کس در طول زندگی اش بدون اشتباه نبوده، برای همین بی خودی مته به خشخاش نگذارید که چرا پسرعمه داماد بزرگتان دو روز در بازداشتگاه بوده؟

جنبه داشته باشید: شما که بهترین انسان روی کره زمین نیستید، پس یک درصد هم احتمال بدهید که خانواده عروس، با این وصلت مخالفت کنند. برای همین جنبه داشته باشید و از خودتان ژانگولر درنیاورید. چیزی که زیاد است، دختر خوب دم بخت.

کم بخورید: این یک توصیه دوستانه است. قبل از اینکه بخواهید بروید خواستگاری همه کارهایتان را در خانه بکنید! مفهوم؟! آنجا هم آنقدر نخورید که مجبور شوید با خجالت آدرس دستشویی را بپرسید. اگه نمی دونید بدونید که خواستگار که دستشویی نمی رود!
 

alt

و امــا این قسمت را فقــط دختران بخوانند


1. در مورد دخترها اوضاع کمی پیچیده تر است؛ چرا که اصولا هرگونه اظهار تمایل آنها برای ازدواج به عنوان "چشم سفیدی" برداشت می شود. ولی خب همانطور که آن پسر بیچاره با هزار بدبختی موضوع را با خانواده اش در میان گذاشت، شمای دختر هم باید این کار را بکنید؛ چرا که چند وقت است فهمیده اید نگاه های یکی از همکلاسی/ همکارهایتان نسبت به شما عوض شده و طرف هزار بار سعی کرده تا به دلایل واهی با شما صحبت کند. در آخرین مرحله هم یکی از دوستان مشترکتان را خفت کرده که آدرس یا شماره تلفنتان را برایش بگیرد. شما هم (خودمانیم دیگر) اگر قصد ازدواج نداشتید، یک جوری می پیچاندید ولی جوری آدرس و شماره را دادید که طرف چشم بسته هم بتواند بیاید خواستگاری؛ چرا که از قدیم گفته اند کو شوهر؟!

2. شما می دانید که ظرف یکی دو روز آینده، خانواده پسر با خانواده شما تماس می گیرند و خب دلتان نمی خواهد در همان بدو ارتباط، همه چیز از دست برود. تصمیم می گیرید خودتان اقدام به زمینه سازی کنید. برای اینکار هم کسی مطمئن تر از مادر نیست. منتها بنابر همان سنت قدیمی که دختر نباید از شوهر حرف بزند. مانده اید چطور سر صحبت را باز کنید. شما هم می توانید از یک نفر سوم استفاده کنید اما این کار باعث خواهد شد تا حرف شما مثال سقز در دهان مردم بیفتد. چون یقینا آن نفر سوم هم از جماعت نسوان است و نخود در دهانش خیس نمی خورد پس واسطه را بی خیال شوید و با لینک مستقیم عمل کنید.

3. از آنجایی که دخترها استاد طاقچه بالا گذاشتن و ناز کردن و لوس نمودن خویش هستند و شما هم از این قاعده مستثنا نیستید، دنبال راهی می گردید که هم با دست پس بزنید و هم با پا پیش بکشید. بنابراین می توانید با این جمله که "یه پسری هست ..." بحث را کلید بزنید. بعد که سوالات مادر شروع می شود، طبیعتا شما این جمله را می گویید که "اون خیلی اصرار داره که بیاد خواستگاری و ..." یا اینکه "ولی من که فعلا نمی خوام ازدواج کنم ..." با گفتن این جمله، مادر به نیت شما پی می برد ولی برای آنکه ضایعتان نکند می گوید "خب پس هیچی دیگه. اگر زنگ زدند می گم نیایند" در این لحظه فشار شما افت شدیدی می کند و با عجله می گویید "نه. حالا بذار بیان. آخه خیلی اصرار کرده" و مادر لبخندی می زند و می گوید باید با پدرت صحبت کنم. در این لحظه شما به اتاق خود پناه می برید و نفس نفس می زنید.

4. شب که ابوی محترم به خانه می آیند، جلسه تشکیل می شود. طی این نشست، رنگ صورت شما نوسان کنتراست بین سرخ و سفید را تجربه می کند و هر بار که می خواهید سوال پدرتان را جواب دهید، صدایتان خروسک می شود. اینجا هنوز این نکته که شما خیلی هم در فکر ازدواج نیستید به شدت توی ذوق می زند. بعد از چند سوال و پی بردن خانواده به اینکه شما هم مایل به آمدن خواستگار هستید، پدرتان با گفتن این جمله که "پس اگر زنگ زدند، بگو تشریف بیارن"، کمی از استرس شما می کاهد اما با خطور این فکر که "حالا اگر خواستگارها آمدند من چی بپوشم؟"، استرس بار دیگر به شما هجوم می آورد.

5. خب، حالا مامان طرف، پشت خط است و دارد با مامان شما صحبت می کند. بعد از کلی تعارف و اینجور حرف ها، بالاخره قرار را برای فردا بعدازظهر می گذارند. شما هم که کنار مادرتان ایستاده اید یا از توی اتاف به حرف هایش گوش می دهید، قند در دلتان آب می شود و در دلتان جیغ می کشید. در این لحظات دیگر از سرخ و سفید شدن خبری نیست. چون از دیروز تا حالا ۶۰ بار درباره "آقای" فلانی با مادرتان حرف زده اید و از کمالاتش گفته اید. فقط حواستان باشد که خیلی هم از "آقای" فلانی تعریف نکنید چون داماد تعریفی هم چندان آینده درخشانی ندارد!

6. حالا شب است و شما به راحتی خوابیده اید چون از بعدازظهر، تمام در و همسایه و فامیل با دخترهای ترشیده شان فهمیده اند که شما خواستگار دارید و چشمشان در آمده. بنابراین به راحتی می خوابید و خواب هم نمی بینید. حتی. راستی، آن نکته کنکوری در مورد شما هم صدق می کند!

چی بگویم؟ قرار است در جلسه اول کمی با هم آشنا شوید. این کمی هم یعنی با سلایق و علایق هم آشنا شوید نه اینکه بردارید همان اول بحث نظر طرف مقابل را در رابطه با حرکت جوهری ملاصدرا و اصالت اخلاق بپرسید.

دقت کنید: قرار است یک عمر با هم زندگی کنید، پس به رفتار و گفتار همدیگر دقت کنید نه اینکه حواستان به گل قالی و مارک تلویزیون و پرده های قشنگ اتاق باشد. مثلا موقع حرف زدن توجه کنید ببینید که طرف مقابلتان می تواند چهارتا جمله درست و حسابی بگوید؟ اگر نه که کلا بی خیال شوید.

موبایل خاموش: همان اول کار، موبایلتان را خاموش کنید تا نشان دهید برای بقیه اهمیت قائل هستید نه اینکه مدام سرتان توی موبایل و پیامک دادن و انگری بردز باشد.

خودتان باشید: شما هر چقدر هم که بازیگر خوبی باشید، بالاخره یک روز لو می روید. پس سعی کنید خودتان باشید و دروغ نگویید. غلو هم نکنید. شما با ۲۵ سال سن نهایتا دو سال سابقه کار دارید. کسی از شما توقع بیل گیتس بودن ندارد. دخترها هم الکی کلاس نگذارند که هر روز ۲۰۰ تا خواستگار دارند، تابلو می شوند.

لابی کنید: خانواده تان را نفروشید اما اگر نظرتان درباره هم مثبت بود، یکسری قرار و مدار را همانجا توی جلسه دو نفره تان بگذارید. مثلا همانجا سر تعداد مهریه با هم به توافق برسید. البته توافق نهایی قطعا با نظر پدر و مادرتان انجام می شود.

چی بپوشم؟ همان لباسی را بپوشید که اگر مثلا یکسری مهمان غریبه و نامحرم دیگر داشتید، می پوشیدید. اینجوری خانواده داماد می فهمند که شما چه جور آدمی هستید و حجابتان در جمع چطور است. فقط حواستان باشد که خیلی جوگیر نشوید که با چادر مشکی توی جمع بیایید. نه شگون دارد نه اینکه اصلا درست است. یک چادر با رنگ روشن به شدت توصیه می شود، همچنین کت و دامن با رنگ روشن.

چی بگویم؟ از قدیم رسم بر این بود که دخترها در جلسه خواستگاری و در حضور باقی افراد چیزی نمی گفته اند، این هم دلیلش همان سنگین بودن است؛ یعنی شما نباید خودتان را خیلی مشتاق ازدواج نشان بدهید، هر چند که واقعیت چیز دیگری است!

چای بیاورید: اصلا هم لوس و سبک نیست. این در واقع یکی از سیاستمدارانه ترین کارهایی است که در خواستگاری انجام می شود؛ چرا که داماد هم راه رفتن عروس را می بیند و هم قد و قواره اش را، هم اینکه بالاخره در آن لحظه تعارف چای، می تواند نگاهی به صورت عروس بیندازد. اصلا هم اشکال ندارد. بی خودی گیر ندهید.

سوال بپرسید: پسرها استاد پیچاندن هستند، پس تا می توانید از دیگران کمک بگیرید و سوال های خوب و به درد بخور بپرسید تا طرف نتواند الکی جواب بدهد. سوال خوب هم یعنی سوال کاربردی، مثلا چه فایده ای دارد که نظر پسر را درباره کشتار خمرهای سرخ و موضعگیری اش در رابطه ایران و آمریکا بدانید؟

ناز کنید: با لوس کردن از زمین تا آسمان فرق دارد. یعنی برندارید توی همان جلسه اول، بله را بگویید که یک وقت پسر را هوا بردارد که هر چی بگویم قبول می کند. کمی عزت نفس و مناعت طبع، بدجوری به کارتان می آید.

مارپل نشوید: شما هم تحقیق کنید حتی بیشتر از خانواده پسر اما کارهای خز نکنید که یک وقت خدای نکرده آبروی پسر را ببرید. برای مثال دیده شده برادر عروس با داماد به استخر رفته تا ببیند روی بدنش خالکوبی دارد یا نه! آخر این هم شد تحقیق؟

به خودتان برسید: درست است که مهم اخلاق است و اینها ولی خب بنده خدا داماد هم دل دارد. نمی شود با قیافه پف کرده و درب و دغان جلویش بنشینید و توقع داشته باشید عاشق اخلاق ورزشکاریتان بشود. پس کمی به خودتان برسید. البته در حد عروسی رفتن.

چه جوری پذیرایی کنم؟ خواستگاری، مهمانی نیست که طرف مقابل انتظار شام و ناهار داشته باشد. کمی میوه و یک لیوان چای هم کفایت می کند. در فصول گرم ولی شربت خنک فراموش نشود که نیاوردنش مساوی با به هم خوردن مراسم است. راستی، حواستان به سرمایش و گرمایش خانه هم باشد.

مرام داشته باشید: در اینکه شما دختر خوب و شایسته ای هستید، شکی نیست و این طلا جواهرات هم اصلا قابل شما را ندارد ولی پسر جوان یک لا قبا از کجا این همه پول بیاورد؟ باید دو سه سال سر کار برود یا نه؟ پس کمی مرام داشته باشید و اذیتش نکنید.

چه کسی باشد؟ رزمایش که نمی خواهیم برگزار کنیم. قصد هم نداریم به خانواده داماد نشان بدهیم که ببینید ما چقدر فامیل داریم. پس همان خانواده خودتان کفایت می کند. حالا اگر پدر بزرگ و مادربزرگ هم بودند، بد نیست.

نشد که نشد: اصلا خواستگاری به این معناست که دو طرف همدیگر را می بینند، صحبت می کنند و بعدا نظر خودشان را اعلام می کنند حالا به هر دلیلی پسر، نظرش موافق نبوده یا خانواده اش قبول نکرده اند، دنیا که به آخر نرسیده است. چیزی که زیاد است، پسر خوب. واقعــا؟!

حد و حدود رابطه جنسی در زندگی مشترک را بدانید

این روزها مجبوری ساعت های زیادی در روز کار کنی تا بتوانی از پس اجاره خانه و هزینه های زندگی برآیی. خستگی و استرس ناشی از کار از یک طرف، برآورده نشدن نیازها و انتظارهای زندگی زناشویی هم از طرف دیگر وضعیت را بدتر می کند… برخی  معتقدند رضایت از زندگی مشترک در احساسات مثبت، دوست داشتن، رضایت جنسی، توافق در امور اقتصادی، خانه داری و تربیت فرزند معنا می شود. متخصصان اعتقاد دارند پایین بودن سطح میل جنسی هم یکی از متداول ترین مسائل و مشکلات جنسی خانواده ها در قرن حاضر است. اینکه میل جنسی در حال حاضر نسبت به سال های قبل کمتر شده یا نه، مشخص نیست اما یک چیز قطعی است و آن اینکه شکایت خانم ها بیشتر است.

با دکتر سیدعلی آذین، متخصص پزشکی اجتماعی و مدیر درمان و مسوول کلینیک سلامت جنسی مرکز درمان ناباروری و سقط مکرر ابن سینا درباره این مطلب گفت وگو کرده ایم که واقعا چه میزان رابطه زناشویی طبیعی به حساب می آید.

آیا دفعات برقراری روابط زناشویی حد خاصی دارد؟

این سوال برای بسیاری از زوج ها مطرح است اما پیش از پاسخ به آن لازم می دانم در مورد باور نادرستی که متاسفانه بسیار هم شایع است، توضیح دهم؛ متاسفانه اغلب زن و شوهرها تصور می کنند که معنی رابطه زناشویی فقط انجام نزدیکی است درحالی که این تفکر باعث می شود زوج نه تنها خود را از لذت سایر تعامل های جنسی به خصوص جنبه های عاطفی آن محروم کنند، بلکه اگر به هر دلیل برای هرکدام عذری ایجاد شود (از انواع بیماری تا شرایطی کاملا طبیعی مثل دوران قاعدگی) رابطه زناشویی آنها تعطیل می شود و این به خصوص در درازمدت، برای زندگی زناشویی مفید نیست.

وقتی از رابطه زناشویی صحبت می شود، منظور انواع تعامل ممکن بین دو طرف است که می تواند از یک معاشقه ساده بدون نیت رسیدن به ارگاسم تا رفتار جنسی توام با اوج لذت جنسی برای یکی یا هر دو طرف یا در نهایت همراهی آن با نزدیکی جنسی باشد. در مورد تعداد دفعات برقراری رابطه زناشویی نیز برداشت های نادرست بسیاری وجود دارد که همکاران ما در بخش سلامت و همچنین رسانه های معتبر و مسوولیت پذیر باید برای اصلاح آنها تلاش کنند.

تعدد روابط زناشویی ضرری متوجه زوج نمی کند؟

به عنوان یک قاعده کلی، در صورتی که ممنوعیت پزشکی وجود نداشته باشد (که موارد آن بسیار محدود و تشخیص آن نیز فقط با پزشک معالج است)، دفعات برقراری رابطه زناشویی هیچ محدودیت خاصی ندارد و هیچ کس نمی تواند برای آن عدد و رقم، تواتر یا کمیت خاصی تجویز کند اما در مواردی مثل الگوی رفتار جنسی وسواسی یا اعتیاد به روابط جنسی (که ماهیت مورد دوم هنوز هم مورد مناقشه است)، استثناء وجود دارد و باید به وسیله متخصصان، به خصوص روان پزشکان، بررسی و پیگیری شود.

پس این باور که یک زوج طبیعی باید هفته ای یکبار رابطه زناشویی داشته باشند، چندان درست نیست؟

تمایل به برقراری رابطه زناشویی در افراد مختلف متفاوت است و نمی توان گفت برقراری چه تعداد رابطه زناشویی در یک زمان معین نشانه طبیعی بودن همسران است. گاهی همکاران زوج هایی را برای درمان به کلینیک ارجاع می دهند چون مثلا فقط ماهی یک بار رابطه دارند! ولی در بررسی های انجام شده، معلوم می شود هیچ اختلال عملکردی وجود ندارد و هر دو طرف هم از زندگی جنسی و عاطفی خود راضی هستند. طبیعی است که ما هم جز دادن اطمینان به آنها که همه چیز عادی است، هیچ مداخله دیگری را صلاح نمی دانیم.

برخی مردها معتقدند رابطه زناشویی انرژی زیادی از آنها می گیرد، این تصور درست است؟

نه! درواقع یکی از دلایلی هم که باعث می شود موضوع دفعات رابطه زناشویی در اذهان اهمیت ویژه ای پیدا کند، باورهای غلط درخصوص انرژی لازم برای این فعالیت ها و احتمال ضعیف شدن بنیه و توان عمومی فرد است.

یکی از چیزهایی که افراد در مطب ها و کلینیک ها درخواست می کنند، تجویز دارو یا مکمل های غذایی برای تقویت بنیه عمومی یا جنسی برای خود یا شریک زندگی شان است. به نظر می رسد باورهای قبلی رایج در جامعه، در کنار تبلیغات وسیع در خصوص محصولاتی با این ویژگی، به فراگیر شدن این تصور غلط کمک کرده اند، به خصوص در مورد مردان، چون فعالیت جنسی به خروج فرآورده ای از بدن منجر می شود که از دیرهنگام به مفاهیمی همچون انرژی حیاتی یا مایع حیات بخش و… منتسب می شده است و این، باور اینکه روابط زناشویی توانایی جسمی بالایی می طلبد، بسیار تقویت کرده است. درحالی که برخلاف تصور رایج، روابط زناشویی چندان فعالیت سنگینی محسوب نمی شود. اگرچه میزان مصرف انرژی در جریان این رابطه به عواملی همچون نوع، مدت و شدت فعالیت های مختلف و جثه فرد بستگی دارد ولی مطالعه های مختلف نشان می دهند با وجود تنوع روابط، دامنه مصرف انرژی در مراحل مختلف یک ارتباط ۳۰ دقیقه ای، بین ۵۰ تا ۱۵۰ کیلوکالری است (از یک رابطه ملایم تا رابطه ای بسیار فعال). این اعداد وقتی بیشتر مفهوم پیدا می کنند که بدانید یک فنجان بستنی وانیلی به طور متوسط ۳۰۰ کیلوکالری انرژی دارد، یعنی انرژی لازم برای دو بار برقراری ارتباط زناشویی کاملا فعال!

چه زمانی زیاده روی در این رابطه نوعی بیماری به شمار می رود؟

فعال بودن از لحاظ جنسی نه تنها ضرری ندارد بلکه با افزایش سن اهمیت خاصی نیز پیدا می کند. زنده و با طراوت نگه داشتن رابطه زناشویی در سنین بالاتر نه تنها به حفظ کیفیت زندگی و سلامت روان و حفظ صمیمیت زوج کمک می کند، بلکه از لحاظ بیولوژیک نیز کارکرد و سلامت اندام های تناسلی در هر دو جنس با فعالیت جنسی مستمر تا سنین بالاتری تضمین می شود.

آیا داشتن رابطه زناشویی کوتاه مدت، ناامیدکننده است؟

این مساله هم یک باور غلط دیگر است. همانطور که گفته شد برای یک رابطه زناشویی موفق حداکثر یا حداقل زمان تعریف نشده است. برخی افراد فقط زمان بین دخول تا انزال را درنظر می گیرند و در صورت کوتاه بودن این فاصله می گویند مرد دچار انزال زودرس است در حالی که نوازش و بوسه نیز جزیی از رابطه زناشویی محسوب می شود. از سوی دیگر این مدت زمان صرف شده نیست که اهمیت دارد بلکه میزان رضایت زوجین از رابطه مهم است. بنابراین اگر زوجی با «رضایت هر دو طرف» در تمام ایام هفته فعالیت جنسی دارند و از این رابطه لذت می برند، هیچ دلیلی وجود ندارد که بخواهیم آنها را از این الگوی رفتاری نهی کنیم.

گاهی فقط یکی از طرفین میل زیادی به داشتن رابطه زناشویی دارد یا در مورد زمان انجام رابطه اختلاف سلیقه دارند. چه توصیه ای به این زوج ها می توان داشت؟

اگر تمایل و نیاز جنسی یک طرف بیشتر است، شریک زندگی او می تواند با ارتقای دانش و مهارت های جنسی و حتی بدون نیاز به انجام نزدیکی، به این نیاز پاسخ دهد چون میزان میل و نیاز جنسی نیز مثل بسیاری از متغیرهای انسانی دیگر از یک فرد به فرد دیگر و حتی در مقاطع زمانی متفاوت در یک فرد متفاوت خواهد بود. توصیه می شود دو نفر که کاندیدای ازدواج با یکدیگر هستند، در مورد بسیاری از مسائل از جمله دیدگاه خودشان درباره روابط زناشویی و اهمیتی که در زندگی مشترک برای این موضوع قائل هستند، صحبت کنند، ولی در بهترین حالت هم نیاز و تمایل جنسی زوج همیشه کاملا همخوانی ندارد.

در مواجهه با این مساله، همانند بسیاری از موضوعات دیگر، زن و شوهر باید به یک تعامل سازنده دست یابند؛ به نحوی که احساس نکنند مورد بی توجهی قرار گرفته اند و از سوی شریک زندگی، تحت فشار هستند. به علاوه درخصوص درخواست های جنسی، زن و شوهر باید صمیمانه گفت وگو کنند و خواسته های خود را با یکدیگر در میان بگذارند. مثلا هنوز بسیاری از خانم ها از اینکه پیشنهاد دهنده شروع رابطه زناشویی باشند، اکراه دارند یا آن را صحیح نمی دانند در حالی که چنین تصوری اصلا درست نیست و برخی مردان توقع چنین رفتاری را دارند بدون آنکه به آن هیچ اشاره ای بکنند. چنین تعاملی در مورد سایر متغیرهای ممکن مثل زمان رابطه، مکان آن و نوع رفتارها و همچنین موقعیت های ممکن برای برقراری رابطه زناشویی باید وجود داشته باشد.

اتفاقا با بهره بردن از همین متغیرها می توان با وجود گذشتن سال ها از زندگی مشترک، از یکنواختی و سرد شدن رابطه پیشگیری کرد. زوجی که به دنبال خوشبختی هستند، باید برای رسیدن به آن هر کدام به نیازهای طرف مقابل احترام بگذارند. در صورت محقق شدن این شرایط، عملا به نیازها و خواسته های خود نیز دست یافته اند. صدالبته چنین تعاملی همراه با حسن نیت با آنچه عده ای به شکل کاسبکارانه در زندگی به دنبال آن هستند، تفاوت دارد.

 

منبع : سيمرغ

12 راز زنانی که شوهرشان عاشقشان است

ممكن است شما هم مثل خيلي‌هاي ديگر فكر كنيد مرد‌ها دوست ندارند احساسات‌شان را به اشتراك بگذارند. اغلب ما گمان مي‌كنيم كه آن‌ها ذاتا همين‌طور هستند...

با چنين شخصيتي به دنيا آمده‌اند و به همين دليل هيچ كاري براي تغيير اين جنبه از شخصيت‌شان نمي‌توانيم بكنيم اما كمي بيشتر به اين موضوع فكر كنيد. شايد دليل اين‌كه شما و همسرتان نمي‌توانيد در مورد احساسات با هم حرف بزنيد شخصيت او نباشد بلكه باور‌هاي نادرست شما چنين فاصله‌اي را ميان‌تان ايجاد كرده است. تا زماني كه شما فكر مي‌كنيد صحبت كردن از احساسات براي يك مرد، يك مشكل بزرگ است، قطعا نمي‌توانيد آن‌طور كه بايد به او نزديك شويد و با نفوذ‌كردن در احساساتش حرف دلش را هم بشنويد. مرد‌ها هم در مورد احساسات‌شان حرف مي‌زنند و هم با زبان بي‌زباني آن را به ما نشان مي‌دهند. فقط كافي است، زبان‌شان را بشناسيد تا حرف دل‌شان را بفهميد. به اين 12 توصيه عمل كنيد. نتيجه‌اش را خيلي زود خواهيد ديد.

 

مرد‌ها فکر می‌کنند اگر بعضی مشکلات را با همسرشان درمیان نگذارند و یک‌تنه آن‌را حل کنند، مردانگی‌شان بیشتر می‌شود. آن‌ها دوست دارند گاهی ژان‌والژان زندگی شما باشند. برای حل یک مشکل بزرگ دیر به خانه بیایند و به شما بگویند که سر کار بوده‌اند

 

زن زندگي باشيد تا حسش را به شما بگويد

 

حالا مي‌خواهيم يك راز بزرگ را برايتان فاش كنيم. مرد‌ها نه دوست دارند خيلي‌خيلي رمانتيك و احساساتي باشند و نه اين‌كه احساسات‌شان را كاملا پنهان و سركوب كنند. يك مرد براي اين‌كه از احساساتش حرف بزند، بايد در مقابل همسرش احساس امنيت كند. او بايد فكر كند، احساساتش براي شما ملموس و قابل‌پذيرش است و بدون اين‌كه در موردشان قضاوت كنيد آن‌ها را مي‌شنويد. در بسياري مواقع مرد‌ها فكر مي‌كنند، با همسرشان زبان مشتركي ندارند و حرف زدن از احساسات‌شان به قيمت يك سوء تفاهم بزرگ تمام مي‌شود. به‌همين دليل آن‌ها تا نشانه‌هاي درست نبودن اين موضوع را در شما و زندگيشان نبينند، از آنچه درونشان مي‌گذرد حرف نمي‌زنند.

 

يادتان نرود كه مرد‌ها از قضاوت شدن متنفرند و از اين‌كه احساساتي كه به زبان مي‌آورند بعد‌ها به‌عنوان يك مدرك جرم عليه‌شان استفاده شود، مي‌ترسند. آن‌ها فكر مي‌كنند، يك حرف ساده مي‌تواند روز‌ها در ذهن شما پرورش پيدا كند و زندگي را از اين‌كه هست سخت‌تر كند.

 

صادقانه بشنويد

 

به همين دليلي كه گفتيم، ممكن است شما احساسات خصمانه‌تان را پنهان كنيد و در لحظه‌اي كه او از احساساتش حرف مي‌زند وانمود كنيد كه دركش مي‌كنيد و همه چيز برايتان قابل پذيرش است اما بايد بدانيد كه اين بدترين راه است.

 

اگر او بفهمد كه همدردي شما صادقانه نيست و قضاوت ديگري روي حرف‌هاي او داريد اما نشان نمي‌دهيد، قطعا از آن به بعد روي احساساتش سرپوش خواهد گذاشت. او اين نقاب دروغين را روي صورت شما تشخيص خواهد داد و به محض ديدنش از شما فاصله خواهد گرفت. به جاي اين كار، اجازه بدهيد كه او حتي آسيب‌پذيريتان را ببيند و به جايش نوعي حس اعتماد را در شما تشخيص دهد. خب، حالا حتما اين سوال برايتان پيش مي‌آيد كه اگر احساساتي مثل سردرگمي، عصبانيت يا ناامني در شما ظاهر شد باز هم بايد آن‌ها را نشان دهيد يا نه. در مرحله بعد جواب اين سوال‌تان را خواهيد گرفت.

 

پرونده‌سازي‌ نكنيد

 

اگر همسرتان فكر كند كه نشان دادن احساساتش مي‌تواند شروع يك جنگ خانگي باشد، قطعا روي آن‌ها سرپوش خواهد گذاشت. يادتان نرود كه مرد‌ها از قضاوت شدن متنفرند و از اين‌كه احساساتي كه به زبان مي‌آورند بعد‌ها به‌عنوان يك مدرك جرم عليه‌شان استفاده شود مي‌ترسند. آن‌ها فكر مي‌كنند، يك حرف ساده مي‌تواند روز‌ها در ذهن شما پرورش پيدا كند و زندگي را از اين‌كه هست سخت‌تر كند. به همين دليل ترجيح مي‌دهند، ترس‌هاي‌شان از روزهاي سخت زندگي، مشكلات مالي، مسائل كاري و حتي اختلافات‌شان با شما را براي يك فرد كاملا غريبه شرح دهند تا اين‌كه با گفتن‌شان براي شما فاصله ميان‌تان را بيشتر كنند.

 

رفتارهايش را تحليل كنيد

 

مرد‌ها ترجيح مي‌دهند، احساسات‌شان را از طريق حركات و رفتار‌هاي‌شان به شما نشان بدهند، نه اين‌كه بگوييم هيچ‌وقت از زبان يك مرد «دوستت دارم‌» را نمي‌تواني بشنوي اما اگر فكر مي‌كنيد او قرار است هر روز با يك دسته گل به خانه بياييد و بعد از سلام اين جمله را بگويد در اشتباهيد. اگر همسرتان عاشق‌تان باشد، در بيشتر شدن تلاش و انگيزه‌اش براي پيشرفت، حمايت كردن و مراقبت از شما و ميلش براي تفريح از شيوه‌هاي شما و بودن با آدم‌هاي مورد علاقه‌تان نشان داده خواهد شد. عشق از نظر يك مرد يعني تلاش بيشتر براي ساختن يك زندگي آرام‌تر؛ زندگي‌اي كه در آن همسرش بتواند بدون دغدغه و با آرامش در كنارش بماند. پس اگر او در كارش پيشرفت مي‌كند، اگر سعي مي‌كند كه عادت‌هايي كه شما دوست نداريد را كنار بگذارد، ‌اگر به فكر پس‌انداز يا خريد خانه‌اي بهتر است يا اين‌كه براي مسافرت 2 نفره‌تان بدون اصرار شما و خودخواسته برنامه‌ريزي مي‌كند... پس يعني به زبان بي‌زباني مي‌گويد كه دوست‌تان دارد.

 

به او حس امنيت دهيد

 

شما دوست داريد كه در لحظه‌اي كه سكوت كرده‌ايد و در لاك خودتان فرو رفته‌ايد، ‌همسرتان كنارتان بنشيند و در مورد حسي كه در اين لحظه داريد با شما حرف بزند. حتي دوست داريد بپرسد كه چرا در روزهاي گذشته آرام بوده‌ايد و چه چيزي شما را آزار مي‌دهد. اين جرقه كافي است تا شما از تمامي احساساتي كه در اين ماه‌ها به شما هجوم آورده‌اند صحبت كنيد و ذهن‌تان را آرام كنيد اما در مورد مرد‌ها اين‌طور نيست. آن‌ها مثل شما نمي‌توانند در اتوبوس، مترو و شهربازي و حتي مراكز خريد از حس‌شان حرف بزنند. آن‌ها يك مكان امن مي‌خواهند و يك زمان مناسب. مرد‌ها دوست ندارند كه مدام در مورد حس‌شان پرس‌وجو كنيد. فقط دوست دارند كه شرايطي امن را فراهم كنيد تا خودشان اين واقعيت‌هاي دروني را بيرون بريزند.

 

احساسات‌تان را بدون مقصر دانستن او نشان دهيد

 

شما اجازه داريد كه احساسات‌تان را نشان دهيد اما واكنش‌هاي خشمگينانه يا سرزنش را نه! حتي نبايد براي به اشتراك گذاشتن حس دروني‌تان به او بگوييد كه بايد يك‌تنه اوضاع را تغيير دهد و در غير اين صورت عواقب اين كار رامي‌بينيد. پس اگر حتي يك‌بار ديگر خواستيد به او بگوييد كه چه بكند و چه نكند، حتما خودتان را متوقف كنيد و جلوي بيان كردن چنين جملاتي را بگيريد.

 

براي اين‌كه از پس اين مرحله بر‌بياييد بايد احساسات خودتان را بشناسيد. ترس، خشم، ناامني و حتي خستگي مي‌تواند باعث بروز واكنش‌هاي كنترل نشده‌اي شود اما اگر شما روي بدن و ذهن‌تان كنترل داشته باشيد، مي‌توانيد بدون نشان دادن واكنش‌هاي هيجاني حس‌تان را بيان كنيد يا اگر به جاي اين‌كه بگوييد از امشب بايد زودتر به خانه برگردي، بگوييد اين روز‌ها كمي غمگينم و دوست دارم وقت بيشتري را با تو بگذرانم. در اين شرايط، اين‌كه شما حس‌تان را از راهي امن با او درميان مي‌گذاريد به او احساس آرامش خواهد داد و باعث خواهد شد كه او هم بدون ترس از قضاوت شدن يا سرزنش شدن با شما حرف بزند. مي‌بينيد؟ شما كار عجيبي نكرده‌ايد. فقط احساسات‌تان را بدون اين‌كه او را مقصر بدانيد يا بخواهيد به‌خاطر ترس از واكنش‌هاي شما اوضاع را تغيير دهد، بيان كرده‌ايد.

 

حرف‌هايش را باور كنيد

 

برخلاف زن‌ها كه براي نشان‌دادن حس‌شان برنامه مي‌ريزند يا نارضايتي‌شان را به زبان بي‌زباني مي‌گويند، مرد‌ها خيلي ساده آنچه در دل‌شان هست را نشان مي‌دهند. در اغلب موارد دل و ذهن آن‌ها يكي است و اغلب مرد‌ها ‌دليلي نمي‌بينند كه با نشان دادن احساسات دروغين همسرشان را فريب دهند. شايد شما فكر كنيد كه او تظاهر به دوست داشتن‌تان مي‌كند اما در دلش چيز ديگري مي‌گذرد. بايد بگوييم كه در اغلب موارد اين تصور اشتباه است. اگر مرد شما مي‌گويد كه دوست‌تان دارد يا اين‌كه همانطور كه گفتيم، در رفتار‌هايش اين را نشان مي‌دهد، پس حتما دوست‌تان دارد.

 

رفتار‌هايش را در جمع ببينيد

 

شيوه‌اي كه او در ميان جمع با شما برخورد مي‌كند يكي از مهم‌ترين نشانه‌هاست. آيا در مقابل ادعاها يا برخورد‌هاي نادرست ديگران از شما حمايت مي‌كند؟ يا اين‌كه وقتي دوست شكست خورده‌اش از زندگي تلخ و همسر ناسازگارش مي‌گويد، او دلداري‌اش مي‌دهد و مي‌گويد كه همه زنان اينطور نيستند و همسر خودش را مثال مي‌زند؟ آيا بعد از هر مهماني از شما قدرداني مي‌كند و به خاطر اين‌كه در مقابل ديگران او را سربلند كرده‌ايد از شما تشكر مي‌كند؟ اگر اين‌طور باشد بايد بگوييم كه او يك مرد عاشق است.

 

زيادي از احساسات‌تان حرف نزنيد

 

شما فكر مي‌كنيد كه اگر احساسات‌تان را با او قسمت كنيد، او هم از احساساتش با شما صحبت خواهد كرد و به همين دليل با وجود مقاومت‌هاي او هر روز و هر لحظه مي‌خواهيد حس‌تان را با او در ميان بگذاريد.

 

اين درحالي است كه مردها روند احساسي متفاوتي دارند و اين راهي كه در پيش گرفته به‌هيچ‌وجه در مورد او كارگر نخواهد شد.

 

گفتن بي‌وقفه از احساسي كه داريد مي‌تواند نتيجه برعكسي داشته باشد چون كه مرد شما وقتي اين قدر زياد و اغراق شده در معرض حس‌تان قرار مي‌گيرد نه تنها تمايلي براي شنيدن آن نخواهد داشت و آن را جدي نخواهد گرفت بلكه خودش هم گارد بيشتري مي‌گيرد و سعي مي‌كند آنچه در او مي‌گذرد را با شما در ميان نگذارد.

 

به راز‌هایش نزدیک نشوید

 

اگر فکر می‌کنید که راه نزدیک شدن به یک مرد کند و کاو در گذشته‌اش است اشتباه می‌کنید.

 

درست است! شما دوست دارید او را بیشتر بشناسید و از آنجایی که نسبت به او نوعی احساس مالکیت دارید،‌ دلتان می‌خواهد که از همه راز و رمز‌هایش باخبر شوید اما دست نگه‌دارید. حتی اگر پذیرش این موضوع سخت باشد باید باور کنید که آدم‌ها برای زنده بودن به تعداد کمی راز احتیاج دارند. اجازه بدهید که برخی از گوشه‌های گذشته‌اش برای او مثل یک راز باقی بماند. مطمئن باشید تا آنجا که برایش ممکن باشد از زندگی گذشته‌اش برایتان حرف خواهد زد اما اگر در مواردی سکوت می‌کند،‌ نباید او را به دروغ‌گویی متهم کنید یا با قهر و تحت فشار قرار دادنش او را مجبور به فاش کردن راز‌هایش کنید. زندگی او از زمانی که با شما آشنا شده متعلق به شماست، پس بگذارید که گذشته در گذشته باقی بماند. اگر این راه را بروید، می‌توانید اعتماد او را بیشتر به سمت خودتان جلب کنید و باعث شوید که در تمام مراحل زندگی مشترک‌تان با شما صادق باشد و برای گفتن حرف‌هایش همیشه به شما پناه بیاورد.

 

رازدار باشيد

 

در بعضي مواقع هم مرد‌ها به خاطر ترس از فاش شدن راز‌ها و حتي همين احساسات ساده‌شان براي ديگران، دوست ندارند در موردشان براي شما حرف بزنند. آن‌ها فكر مي‌كنند كه ابراز عشق، دعواهاي بزرگ و كوچك و مشكلات و خوشي‌هاي زندگي‌شان در يك چشم به هم زدن به ديگران مخابره مي‌شود و روي قضاوت‌شان تاثير مي‌گذارد.

به همين دليل ترجيح مي‌دهند به جاي حرف‌زدن از احساسات مثبت و منفي‌شان، آن‌ها را در دل‌شان نگه دارند و با شما قسمت‌شان نكنند.

 

بگذارید مرموز بماند

 

در تمام این بخش‌ها سعی کردیم از راه‌هایی صحبت کنیم که با کمک‌شان می‌توانید مردتان را به حرف بیاورید و راهی را برای آشکار کردن احساساتش کشف کنید اما در این قسمت به شما می‌گوییم که بهتر است گاهی به این محدوده وارد نشوید. شاید تعجب کنید و بگویید به عنوان همسرش حق دارید همه چیز را در مورد زندگی‌اش بدانید و از این طریق می‌خواهید بارش را سبک‌تر کنید. ولي گاهی مرد‌ها با بیان نکردن احساسات یا مشکلاتشان، اعتماد به نفس بیشتری پیدا می‌کنند. اگر بخواهیم این موضوع را ساده‌تر توضیح دهیم، باید بگوییم که مرد‌ها فکر می‌کنند اگر بعضی مشکلات را با همسرشان درمیان نگذارند و یک‌تنه آن‌را حل کنند، مردانگی‌شان بیشتر می‌شود. آن‌ها دوست دارند گاهی ژان‌والژان زندگی شما باشند. برای حل یک مشکل بزرگ دیر به خانه بیایند و به شما بگویند که سر کار بوده‌اند. به یکی از دوستان‌شان پول قرض بدهند و به شما بگویند که نمی‌دانند چرا از حسابشان پول کسر شده و حتی برای خرید یک هدیه مرخصی بگیرند و به شما بگویند سرکارند. اگر به مرد‌تان اعتماد دارید، همیشه به حيطه خصوصی‌اش وارد نشوید و بگذارید با این تصور که بخشی از زندگی و اتفاقاتش را به تنهایی مدیریت می‌کند،‌احساس بهتری پیدا کند. بعید نیست که شما با توجه به شناختی که از او دارید همه این پنهان‌کاری را کشف کنید اما نباید به او بگویید که سر از پنهان‌کاری‌هایش درآورده‌اید.

هشدار جدی درباره خطرات جنون جنسی

خبرگزاری ایسنا: رییس مرکز مدیریت بیماری‌های واگیر وزارت بهداشت با هشدار نسبت به گسترش مصرف مواد روانگردان و خطر ابتلا به جنون جنسی و به دنبال آن افزایش موارد ابتلا به ایدز، بازنگری در قوانین به منظور دسترسی به نوجوانان دارای رفتارهای پرخطر را خواستار شد.

 دکتر محمدمهدی گویا در مراسم بزرگداشت روز جهانی ایدز، گفت: HIV / ایدز یک مشکل جدی در زمینه فردی و اجتماعی است که رشد اقتصادی و اجتماعی کشورها را تهدید می‌کند؛ به طوری که هر یک بیمار سالانه تنها میلیون‌ها تومان را بابت هزینه‌های دارویی‌اش متقبل می‌شود.

وی افزود: هنوز نمی‌توان ادعا کرد که همه‌گیری HIV در دنیا کنترل شده، تا کنترل آن مدت زمان طولانی باقی مانده است. کاهش موارد بروز این بیماری در تمام دنیا یکسان نیست.

گویا، نسبت به مصرف آمفتامین‌ها و شیشه‌ و به دنبال آن ابتدا به HIV / ایدز هشدار داد و گفت: بر اساس پیش‌بینی‌های صورت گرفته، HIV / ایدز طی 20 سال آینده از مناطق زیر صحرای آفریقا حرکت کرده و به تدریج در مناطقی مانند مدیترانه شرقی و اروپای شرقی مستقر خواهد شد.

گسترش مصرف محرک‌ها، خطر جنون جنسی و خطر ابتلا به ایدز

وی با بیان اینکه سازمان‌های تخصصی ذیربط در تمام دنیا بحث مواد محرک و ابتلا به ایدز را به شکل جدی مطرح می‌کنند و نسبت به آن هشدار می‌دهند، گفت: مواد محرک به یک معضل اجتماعی و سلامتی تبدیل شده و روز به روز این معضل گسترده‌تر می‌شود؛ به خصوص آن که مصرف این مواد، رفتارهای پرخطر جنسی و ابتلا به جنون جنسی و آسیب‌های برگشت‌ناپذیر مغزی و روانی را به دنبال دارد.

گویا بر لزوم تقویت خدمات کاهش آسیب اعتیاد به منظور جلوگیری از ابتلا به ایدز، تاکید کرد و گفت: مصرف مواد محرک، درمان قطعی ندارد و خدمات کاهش آسیب هم به شکلی که باید در این زمینه وجود ندارد. از طرف دیگر کنترل تولید و توزیع این مواد در کشور کار دشواری است. بر این اساس است که قدم اول در این زمینه اطلاع‌رسانی است. مردم باید از عوارض ناشی از مصرف مواد محرک آگاه باشند.

درمان ایدز گامی مهم در پیشگیری

وی در عین حال بر لزوم مراقبت‌ و درمان بیماران مبتلا به ایدز تاکید کرد و گفت: درمان یک اقدام مهم پیشگیری محسوب می‌شود؛ زمانی که به دنبال درمان، تعداد ویروس در بدن فرد مبتلا کاهش می‌یابد، احتمال انتقال عفونت به دیگران نیز کمتر می‌شود. بنابراین باید طوری هدف‌گذاری شود که بیماران تحت درمان قرار گرفته و باقی ماندن آنها در درمان تضمین شود.

گویا در عین حال ادامه داد: درصد کوچکی از افرادی که به این بیماری مبتلا می‌شوند، شناسایی می‌شوند که البته از این میان، تعداد کمتری برای درمان مراجعه کرده و در نهایت تعداد کسانی که در درمان باقی می‌مانند، بسیار کمتر از تعدادی است که برای اولین بار جهت درمان خود اقدام کرده‌اند. از طرف دیگر درمان موثر، نیازمند انجام اقدامات درمانی به موقع است.

رییس مرکز مدیریت بیماری‌های واگیر وزارت بهداشت افزود: نیمی از مبتلایان جهان از وضعیت بیماری خود آگاه نیستند. مطالعات انجام شده در 18 کشور دنیا نشان داده که باقی ماندن بیماران در چرخه درمان و مراقبت به مرور زمان افت می‌کند. شاخص بقا در درمان در کشور ما 86 درصد برآورد شده است.

وی بر لزوم تشخیص به موقع ابتلای نوزادان مادران مبتلا، تاکید کرد و گفت: متاسفانه بسیاری از این نوزادان یا تشخیص داده نمی‌شوند و یا در صورت تشخیص، تحت درمان قرار نمی‌گیرند. در این زمینه نیز فاصله زیادی تا حد مطلوب وجود دارد.

گویا با اشاره به تاکید جهانی صورت گرفته در زمینه توجه به نوجوانان 19-10 سال، ادامه داد: حدود دو میلیون نفر نوجوان 19-10 ساله در دنیا به این بیماری مبتلا هستند. این در حالی است که این گروه سنی در مقابل بیماری‌های مزمن مقاومت کرده و برای درمان اقدام نمی‌کنند و حتی در صورت تشخیص بیماری، آن را از خانواده و سایرین پنهان می‌کنند. لازم است از فرصت‌های اطلاع‌رسانی به ویژه در محل تحصیل نوجوانان استفاده شود. مهم‌ترین کار برای نوجوانان و جوانان، اطلاع‌رسانی و مشاوره است. نوجوانان در این سنین به شدت احساساتی و آسیب‌پذیر هستند و به مراقبت‌های ویژه نیاز دارند. باید به این نیاز آنها به طور ویژه توجه شود.

به گفته گویا، حدود یک هفتم موارد جدید ابتلا به HIV در نوجوانان رخ می‌دهد. بر این اساس بدون دسترسی به این گروه سنی، شعار کنترل بیماری معنی نخواهد داشت.

لزوم بازنگری در قوانین جهت دسترسی به نوجوانان دارای رفتارهای پرخطر

وی در عین حال تاکید کرد: دسترسی به نوجوانان دارای رفتارهای پرخطر نیازمند تغییر قوانین است. باید آموزش و اطلاع‌رسانی در آنها ساماندهی شود. انگ و تبعیض ناشی از ایدز باید از بین برود. در این زمینه باید نظام‌نامه‌ای صحیح طراحی شود.

مقاومت دارویی همچنان یک مشکل در برابر ایدز

وی ادامه داد: گسترش مقاومت دارویی همچنان یک مشکل و مسئله‌ای جدی است که تمام صاحبنظران دنیا آن را مطرح می‌کنند. این موضوع پیامدهای بسیار سنگینی دارد.

گویا بر لزوم ارائه آموزش و خدمات سلامت باروری به جوانان و نوجوانان تاکید کرد و گفت: با توجه تاکیدها در این مقوله، اما همچنان در سطح جهان چالش‌هایی در این باره وجود دارد.

وی کاهش اعتبارات بین‌المللی برای مقابله با ایدز را به دلیل بحران‌های اقتصادی، مورد اشاره قرار داد و گفت: بحران اقتصادی فعلی که جهان را دربر گرفته، قطعا اثرات منفی بر روی پاسخ به HIV خواهد داشت.

ادغام برنامه کشوری HIV / ایدز در برنامه خدمات بهداشتی اولیه کشور

رییس مرکز مدیریت بیماری‌های واگیر وزارت بهداشت در تشریح اهداف و برنامه‌های وزارت بهداشت در زمینه کنترل و مبارزه با HIV / ایدز، گفت: در نظر داریم دسترسی به گروه‌های پرخطر را افزایش دهیم. ارتباطات، آموزش و اطلاع‌رسانی باید افزایش یابد. تجدیدنظر در برنامه‌های پیشگیری و کاهش آسیب باید صورت گیرد. برنامه‌های ویژه برای مواد محرک ایجاد می‌شود. برنامه‌ای جهت پایش و ارزشیابی سیستماتیک عملکردهایمان داریم. مشاوره و آزمایش HIV را تقویت خواهیم کرد. روش‌های تشخیصی عملی‌تر به کار گرفته خواهند شد. همچنین در صورت حمایت مقام عالی وزارت، برنامه کشوری HIV، در برنامه خدمات بهداشتی اولیه اقدام خواهد شد.

بی‌ پرده درباره ایدز (16+)

خبرگزاری ایسنا: خودشان پیشنهاد کردند خط قرمزها را بشکنیم. خودشان گفتند گاهی باید برای رفع خطر از خط قرمزها گذشت. باور نمی‌کنید؟ پس باید حرف‌های علی‌اکبر سیاری معاون بهداشتی وزیر بهداشت را بخوانید که همین تازگی در نشست خبری به مناسبت روز جهانی ایدز اعلام کرد: «گاهی به خاطر خطر باید از خط قرمز عبور کرد. رسانه‌ها باید در این زمینه خط‌ شکنی کنند.»

جام جم با این مقدمه گزارش داد: ما حرف‌های سیاری را در گیومه گذاشته‌ایم که نشان دهیم آن را دقیقا به نقل از خودش بدون کم و کاست، منتشر کرده‌ایم. همین حرف‌هاست که باعث شده دل و جرات پیدا کنیم و امروز مطلبی را منتشر کنیم که شاید شما را به علت بی‌پرده گفتن برخی مسائل، متعجب کند؛ مسائلی که شاید تاکنون مشابهشان را در رسانه‌های دیگر نخوانده باشید اما با توجه به آمار فزاینده ایدز به نظر می‌رسد دیگر وقتش رسیده است که خیلی از نگفته‌ها در این حوزه، گفته شود و شاید حتی تا حدودی هم دیر شده باشد.

بخشی از مطالب گردآوری شده در این پژوهش، ترجمه قسمت‌های مهمی از متون و مقالات منتشرشده در سایت‌های حمایت از مبتلایان به ایدز در کشورهای دیگر و بخشی نیز از سایت‌های اطلاع‌رسانی درباره این بیماری در ایران و گفته‌های مسئولان وزارت بهداشت است.

بر اساس آخرین آمارهای اعلام شده از سوی وزارت بهداشت بیش از 27 هزار نفر در ایران مبتلا به ایدز هستند اما پژوهش‌های علمی در دنیا نشان داده است که همیشه آمارهای واقعی مبتلایان به ایدز در کشورها، باید چهار برابر آمارهای رسمی و شناسایی ارزیابی شود که یعنی شمار واقعی مبتلایان به این بیماری در کشورمان احتمالا باید بیش از 100 هزار نفر باشد.

ایدز بیماری نقص سیستم ایمنی است. در این حالت بدن دیگر قادر به کشتن میکروب‌ها و ویروس‌ها نیست و با گذشت زمان، فرد حامل ویروس HIV، بیشتر و بیشتر بیمار می‌شود و سرانجام شدیداً به یکی از بیماری‌های خاص مبتلا می‌شود. در این مرحله می‌شود گفت که فرد به ایدز مبتلا شده است و این مرحله سراشیبی به سوی مرگ است.

فرد حامل ویروس HIV الزاماً به ایدز مبتلا نیست چون هنوز بیماری او آشکار نشده است اما می‌تواند در طول زمانی که ویروس را در بدنش حمل می‌کند و از دید جامعه سالم به نظر می‌رسد، آن را به دیگران نیز منتقل کند.

ویروس HIV در خون و ترشحات جنسی فرد مبتلا و نیز شیر پستان زن آلوده، یافت می‌شود. این ویروس از طریق عطسه، دست دادن، بزاق دهان یا استفاده از لباس‌های فرد مبتلا، قابل انتقال نیست.

در مرحله اول که ویروس وارد بدن می‌شود معمولاً حالتی شبیه سرماخوردگی پدیدار می‌شود. به هر حال به هیچ عنوان نمی‌شود در مراحل اولیه بیماری را از ظاهر بیمار تشخیص داد و از هنگام ورود ویروس ایدز تا مثبت شدن نتیجه آزمایشگاهی که نشانگر آلودگی فرد است حدود ۲ تا ۱۲ هفته و گاهی تا ۶ ماه طول می‌کشد.

در مرحله دوم یا نهفتگی که ممکن است 3 تا 20 سال طول بکشد، بیمار هیچ علامتی ندارد و بیشترین انتقال ویروس از او به دیگران، در آن دوران رخ می‌دهد چون خودش و بقیه هنوز نمی‌دانند که حامل ویروس است.

در مرحله سوم با گذشت زمان، سیستم ایمنی توان خود را از دست می‌هد و علائم بیماری‌های مختلفی که بدن نمی‌تواند در برابر آنها از خود دفاع کند، آنقدر تشدید می‌شود که سرانجام بیمار را شکست می‌دهد و او می‌میرد.

شایع ترین الگوی انتقال ایدز در ایران هنوز استفاده از سرنگ مشترک در تزریق مواد مخدر است و شیوه انتقال از طریق رابطه جنسی در رتبه دوم فراوانی قرار دارد. ویروس HIV همچنین از مادر آلوده، به جنین داخل رحمش یا کودکی که از شیرش تغذیه می‌کند، منتقل می‌شود و از خون و فرآورده‌های خونی نیز قابل انتقال است.

منظور از رابطه جنسی ناایمن یا بدون محافظت، رابطه جنسی بدون کاندوم با فرد آلوده به ویروس است چرا که نبود آن باعث می‌شود ویروس از طریق ترشحات جنسی فرد به طرف مقابل منتقل شود. برخی افراد گرچه از این وسیله استفاده می‌کنند اما روش صحیح استفاده از آن را نمی‌دانند و خود را در معرض خطر انتقال بیماری قرار می‌دهند.

مورد دیگر، نزدیکی محافظت‌نشده از راه مقعد است که در این زمینه نیز همان روش‌های بالا برای جلوگیری از ابتلا به ایدز باید رعایت شود.

استفاده از مشروبات الکی و مواد مخدر به ویژه مواد مخدر صنعتی همچون شیشه، احتمال ابتلا به ایدز را افزایش می‌دهد چراکه این نوع مواد باعث بی‌پروایی جنسی، رابطه جنسی حفاظت‌نشده و بی‌دقت، تنوع‌طلبی جنسی و انتخاب شرکای جنسی نامطمئن می‌شود.

کمتر از سه سال پیش مرضیه وحید دستجردی وزیر وقت بهداشت بر اساس پژوهشی اعلام کرد که حدود 50 درصد از زنان خیابانی، به ویروس HIV آلوده‌اند که نشان می‌دهد شرکای جنسی آنها بیش از افراد عادی جامعه در معرض خطر ایدز هستند.

شیوع ایدز بر اساس گزارش اخیر وزارت بهداشت، در گروه کودکان کار و خیابان در کشورمان، حدود 4.5 درصد است اما آمار کشوری شیوع ایدز، یک‌دهم درصد است که یعنی میزان ابتلا به ایدز در کودکان کار و خیابان، 45 برابر سایر افراد جامعه است. این آمار بر مبنای پژوهشی است که دو سال پیش در کشور انجام شده و احتمالاً تاکنون میزان آن بیشتر شده است.

بسیاری از افرادی که ویروس HIV از شرکای جنسی به بدنشان منتقل شده است، درباره راه‌های انتقال ایدز کاملا آگاهی داشته‌اند اما همچنان ارتباط جنسی ناایمن داشته‌اند چرا که باور نمی‌کردند شریک جنسی آنها هم ممکن است بدون هیچ علامت ظاهری، به ویروس HIV آلوده باشد.

در صورتی که رفتاری پرخطر داشته‌اید می‌توانید به یکی از مراکز مشاوره بیماری‌های رفتاری وزارت بهداشت در نزدیکی محل زندگی‌تان مراجعه کنید و مطمئن باشید که همه اطلاعات شما در این مراکز محفوظ خواهد ماند و در هیچ شرایطی به مراجع دیگر منتقل نمی‌شود مگر آنکه خودتان در این‌باره به مسئولان آن مرکز اجازه بدهید.

تشریح ۱۰۰ علت بروز ناباروری در طب سنتی

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، سیاست‌های افزایش جمعیت جزو اولویت‌های دولت قرار گرفته و در پی چاره‌اندیشی برای آن هستند و جامعه ایرانی به سمت سالمندی سوق پیدا کرده است. درصد زیادی از زوجین نابارور هستند که برای درمان باید هزینه‌های زیادی پرداخت کنند که نبود حمایت‌های بیمه‌ای و عدم پوشش خدمات درمانی برای زوجین نابارور موجب شده است در روند افزایش جمعیت مشکلاتی رخ دهد و این موضوع با سیاست‌های کلی دولت در زمینه افزایش جمعیت مغایرت دارد. البته افزایش سن ازدواج را نباید دست کم گرفت چرا که خود عاملی برای ناباروری است که کاهش سن ازدواج می‌تواند از ناباروری در جامعه ایرانی بکاهد.

هزینه درمان ناباروری در مرکز ناباروری حدود 10 میلیون تومان است البته باید به این نکته اشاره کرد که هزینه درمان ناباروری در ایران نسبت به کشورهای دیگر پایین‌تر است ولی باید گفت در زمینه درمان ناباروری پوشش بیمه ضعیف عمل کرده و خدمات مناسبی را به ناباروران ارائه نمی شود.

در همین راستا میزگردی با عنوان "درمان ناباروری از دیدگاه طب سنتی" با حضور مژگان تن ساز، روشنک مکبری‌نژاد و الهام اختری متخصصان طب سنتی کلینیک نازایی بیمارستان امام خمینی (ره) در خبرگزاری تسنیم برگزار شد.

یکی از بیماری‏‌هایی که بسیار مورد توجه طب سنتی قرار گرفته است ناباروری و درمان‏‌های آن است. درمان ناباروری مستلزم صرف هزینه زیاد، صرف وقت بسیار و صبر است که موجب اعراض نفسانی بسیاری برای زوجین می‏‌شود و در  ایران درمان ناباروری برای اکثر خانواده‏‌ها بسیار گران محسوب می‏‌شود چرا که پوشش بیمه‏‌ها در این زمینه کامل نیست.

طب سنتی ایرانی دارای رویکرد ویژه‌‏ای به درمان نازایی است که با توجه به اهمیت موضوع در زندگی امروز برآن شدیم میزگردی را باحضور سه تن از متخصصین طب سنتی در خبرگزاری تسنیم برگزار کنیم که به شرح زیر است:

تن ساز متخصص طب سنتی ایرانی درباره ناباروری می‏‌گوید: در تشخیص ناباروری زن و مرد هر دو بررسی می‏‌شوند و طب ایرانی دارای روش‏‌هایی برای تشخیص علت ناباروری در زن یا مرد است که در تلفیق با روش‏‌های طب کلاسیک مورد بهره برداری قرار می‏‌گیرند. در طب ایرانی بیش از 100 علت برای ناباروری عنوان شده است که از دید کل‌نگر این مکتب طبی و دخیل بودن سایر اعضا (قلب، مغز وکبد) در آن ناشی می‏‌شود. رحم در طب ایرانی در روند بیمار شدن دچار سوء مزاج شده گرم‏تر، سردتر، ترتر و خشک‏‌تر از حد عادی می‏‌شود که بروز هر یک از این حالات موجب بروز بی کفایتی رحم خواهد شد و به این ترتیب قادر نخواهد بود فعل خود را به درستی بروز داده به انجام برساند که یکی از عوارض این حالت ناباروری محسوب می‏‌شود.

اگر مزاج رحم گرم‏تر از حالت طبیعی شود، زن احساس حرارت داشته، نبض وی تند شده، تشنه‏‌تر از قبل است و خون قاعدگی وی کم و غلیظ می‏‌شود و چنین رحمی قادر به نگهداشتن نطفه نخواهد بود.

در صورتی که به اسبابی خاص مزاج رحم به سمت سردی رود، نبض به کندی می‌زند، زن احساس یخ کردگی در واژن دارد و خون قاعدگی کم و سرد خواهد بود و ایام پاکی زن طولانی می‌شود و این رحم نیز شرایط نگهداری نطفه را ندارد و از دیگر علایم این سردی، کاهش میل جنسی در زن، ادرار زیاد و روشن، سستی رحم و کسالت است.

در صورت  دچار خشکی رحم و واژن است، بروز خشکی در رحم، خون قاعدگی کم و زن دچار لاغری می‏‌شود و این رحم نیز قادر به نگهداری از نطفه نیست. حال اگر ترشحات رحم زیاد، ابتلا به عفونتها مکرر و خون قاعدگی زیاد باشد، زن مبتلا به سوء مزاج تر رحمی است که این رحم نیز به سبب وفور رطوبت بیش از نیاز قادر به نگهداری نطفه نخواهد بود. به خصوص این چنین رحمی در صورت لانه گزینی جنین کفایت نگهداری از جنین را با بزرگ شدن جنین نداشته، فرد دچار سقط مکرر می‌‏شود.

پس متوجه شدید که لزوم تعادل بین کیفیت گرمی و سردی، خشکی و تری لازمه حفظ مزاج صحی رحم است که موجب شرایط خوب رحمی برای لانه گزینی می‏‌شود، اینجاست که طب سنتی ایرانی در درمان برای رسیدن به تعادل قدم برمی‏‌دارد. البته ناباروری علل دیگری نیز دارد که از آن جمله علل عملکردی است مثل اختلالات دهانه رحم که موجب اختلال در رسیدن اسپرم به تخمک می‏‌شود یا توده‏‌هایی که در بافت رحم موجودند و موجب اختلال در لانه گزینی می‏‌شوند.

در بررسی علل مردانه نیز به همین ترتیب سوءمزاج‏ها دخیل هستند و همچنین علل عملکردی و علل خلقی(ژنتیکی) که هر یک جداگانه مورد بررسی قرار می‏‌گیرد و از علل دیگر در ناباروری، اعضای مشارک هستند که به سبب بیماری یا ضعف موجب نازایی در زن یا مرد خواهند شد. دستگاه تناسلی زن و مرد در ارتباط با اعضای رئیسه بدن مانند قلب و مغز و کبد است همچنین در ارتباط با اعضایی که مجاور تناسلی هستند مانند کلیه نیز هستند که ضعف یا بیماری هر یک از دیدگاه طب ایرانی موجب بیماری و ضعف دستگاه تناسلی می‏‌شود.

تسنیم: خانم دکتر شما در کلینیک نازایی بیمارستان امام خمینی بیشترین مراجعه کنند به کلینیک نازایی بیمارستان امام خمینی زن هستند یا مرد یعنی فکر می کنید ناباروری در مردان بیشتر است یا در زنان؟

مکبری نژاد:  مراجعین به درمانگاه نازایی طب سنتی ایرانی بیمارستان امام خمینی، هم زنان و هم مردان هستند در واقع زوج نابارور هستند که به درمانگاه مراجعه کرده و با هم مورد مداوا قرار می‏‏گیرند. پایه و اساس درمان هم تغذیه است و به نقش تغذیه در ایجاد بیماری‏ها باید خیلی دقت شود که این جریان در درمانگاه طب سنتی به درستی اجرا می‏‌شود.

نقش تغذیه بسیار پررنگ‏تر از آن چیزی است که مردم تصور می‌‏کنند در کلینیک بیماری داشته‌‏ایم با سابقه 9 بار سقط که پس از تدبیر درست زندگی کردن و درست غذا خوردن باردار شد. مراجعینی نیز هستند که تنها راه حل برایشان روش‌های لقاح مصنوعی است که ما به آنها رژیم داده و محیط رحم را آماده لانه‌گزینی جنین می‌کنیم. در درمانگاه یکی از متخصصین نازایی بیمارستان امام خمینی با ما همکاری می‏‌کنند. به این ترتیب طب سنتی و طب کلاسیک در درمان بیمار به بهترین راه و کم عارضه‏‌ترین آنها همت گماشته‏‌اند. در حال حاضر برخی از افراد نسبت به طب سنتی ایرانی بدبین هستند برخی نیز به طب کلاسیک خیلی بدبین هستند ولی واقعیت این است که هر دو کنار هم منجر به نتایج خوبی خواهند شد.

تسنیم: اختلال در دوره قاعدگی در ناباروری تاثیر دارد؟

تن‌ساز: البته، قاعدگی طبیعی به باروری و قاعدگی غیرطبیعی به مشکل در بارداری و یا ناباروری منتهی می‏شود. وقتی رحمی دارای سوءمزاج است طبیعتا قاعدگی طبیعی نداشته، طول خونریزی و ایام پاکی وی نیز غیر طبیعی شده، تخمک‏ها ضعیف خواهند شد و توانایی باروری را از دست می‏‌دهند.

تسنیم: بیشترین مراجعه کنندگان به کلینیک نازایی بیمارستان امام خمینی مردان هستند یا زنان؟

مکبری‌نژاد: طبیعتا زنان هستند که به جستجوی درمان و باردار شدن مراجعه می‏کنند ولی هر دو بررسی شده مورد درمان قرار می‏گیرند.

تسنیم: در طب جدید می‏‌گویند در مردان درمان خیلی سخت تر است، آیا طب سنتی هم این نظر را دارد؟

مکبری‏‌نژاد: اگر آقایان نقص خلقی نداشته باشند و ضعف اسپرم و یا حرکت ضعیف داشته باشند درمان آن در طب سنتی ساده‌تر است.

تسنیم: چطور استرس می تواند در ناباروری تأثیر داشته باشد؟

اختری:  طب سنتی ایرانی دارای عنوانی به نام اعراض نفسانی است که همان غم، ترس و امید است. تاثیر این عوامل از طریق روح است که منتقل می‏شود یعنی در طب سنتی ایرانی قائل به روح مادی هستیم که با تحت تاثیر قرار گرفتن حرکت میکند. حال این حرکت اگر به قاعده و در جهت تفریح قلب باشد به قوت آن می‏انجامد. در غیر این صورت به تضعیف قوا منجر خواهد شد. مثلاً زنی را تصور کنید که از شدت غم یا ترس رسیده قاعدگیش قطع می‏شود. بنابراین استرس در طولانی مدت و یا در حجم انبوه و ناگهانی قادر به ایجاد ناباروری است یا ایجاد یائسگی زودرس می‏‌کند.

مکبری نژاد: در کل استرس یک عامل مهم در ایجاد بیماری و رخداد سوءمزاج در طب سنتی ایرانی محسوب می‏‌شود. خاطره‏ای در این خصوص به یاد می‏آورم که در سفری به یکی از روستاهای خراسان با زنی مواجه شدیم با مشکل ناباروری و استرس و غم متنابهی که زندگی وی را دگرگون کرده بود. وی را به نقش پررنگ مسائل روحی در ناباروری آشنا ساختیم. با استفاده از تکنیک‏های ساده و تدابیر طب سنتی ایرانی، در تقویت روح و روان وی کمک گرفتیم و وی به صورت طبیعی حامله شد.

تسنیم: طب سنتی در درمان ناباروری خیلی موفق عمل می کند؟

اختری: اظهارنظر در این خصوص مستلزم انجام یک کار آماری است تا بتوان با تکیه بر آمار علمی صحبت کرد. ولی با توجه به پرونده‏‌هایی که در بیمارستان امام داریم و کاری که در جریان است و زوج‏هایی که بارور می‏شوند می‏توان گفت بله با این امکانات کم و با این مشکلات دارو خوب عمل کرده‏‌ایم.

تسنیم: آیا زنان ناباروری به شما مراجعه می کنند که قبلا عمل تخمک اهدایی یا IVF را انجام داده اند و نتیجه ندیده اند و به شما مراجعه کرده باشند؟

تن ساز: البته بسیاری از مراجعین به ما، بیماران دست اول نیستند، بیمارانی هستند که ارجاع می شوند، 2 بار یا 3 بار IVF شده اند یعنی مریض همه راه ها رفته بعد به ما برای درمان مراجعه می‌کند. بیمارانی مراجعه می‌کنند که از دیدگاه ما دیگر تنها یک سوء مزاج ساده ندارد که با یک درمان ساده برطرف شود، سوءمزاج مستحکمی دارند که  در کتابهای طب سنتی آمده  که درمان آن سخت و گاهی غیرممکن است.

روشی که در درمان ناباروری در طب سنتی به کار گرفته می‏‌شود به ترتیبی است که روال عادی زندگی فرد را به هم نزده بلکه سعی می‏‌کند به فرد و شریک جنسی‏اش آموزش دهد که درست زندگی کنند و درست غذا بخورند و به چه ترتیبی نزدیکی کنند. تصحیح مزاج می‏‌کنیم. به این ترتیب حتی اگر به باروری زوج منجر نشویم مشکلی هم اضافه نکرده‏‌ایم. بارها پیش امده که بیمار گفته چه حس خوبی دارم دیگر از ان کسالت و غم گذشته خبری نیست. یعنی توانسته‏‌ایم سلامتی را به مجموعه بدن و روح وی برگردانیم که این خود بسیار ارزشمند است و البته در موارد بسیاری نیز با صرف هزینه‏ای کمتر از 10 درصد طب کلاسیک به باروری و داشتن فرزندی سالم ختم شده است.
در کل آنچه باید مورد توجه قرار بگیرد این مهم است که درمان‏ها در طب سنتی ایرانی به صرفه و غیر تهاجمی است و باید اذعان داشت که این دو خصوصیت دارای ارزش بسیاری در روال درمان است.

تسنیم: طول درمان هم بیشتر است؟

اختری: طول درمان بستگی به نوع مشکل زوج دارد، ولی اگر بخواهیم متوسط زمان مورد نیاز بگوییم، حداقل سه ماه زمان نیاز داریم که بتوانیم اصلاح مزاج کنیم که گاهی به شش ماه هم بسته به عمق و شدت مشکل می‏‌رسد.

تسنیم: طب سنتی مسائلی مانند تاثیر آلودگی هوا بر ناباروری یا پارازیت ها را قبول دارد؟

اختری: البته، بارها تاکید کرده‏ایم که اصول شش گانه حفظ الصحه در ایجاد و سلب سلامتی دخیل هستند یکی از اینها شرایط آب و هواست. هر چه که این سلامت را از بین ببرد مثل پارازیت‏ها، مثل الودگی هوا قادر است که سلامتی ما را به مخاطره بیندازد. حالا این به شکل بیماری‏های متفاوتی از جمله ناباروری بسته به عضو ضعیف هر فرد خود را نشان می‏‌دهد.

مکبری نژاد:  در شرح حالی که ما از بیمار می‏‌گیریم هر چیزی که فرد با آن سروکار داشته و دارد لحاظ می‏‌شود حالا یکی از اینها وجود پارازیت‏ها در محیط هستند. اینکه آیا علت ناباروری فرد دقیقا تاثیر پارازیت است یا نه را نه ما و نه طب کلاسیک با قطعیت نمی‏توانیم بگوییم ولی به هر حال به آن به عنوان یک برهم زننده تعادل و سلامت محیط زندگی توجه داریم. مثلا توجه کنید که نوشیدن آب بسیار سرد در مواقع خاصی مانند پس از نزدیکی، پس از حمام، پس از ورزش، ناشتا و نیمه شب‏ها یکی از علل ناباروری از دید طب سنتی ایرانی است که در این شرح حال مورد توجه ما قرار می‏‌گیرد.

تسنیم: از آن علت‌هایی که گفتید کدامیک اکتسابی و کدام ارثی است؟

اختری: علل ناباروری به دو دسته کلی خلقی یا مادرزادی و اکتسابی تقسیم می‏‌شود که بخش عمده‏ای از انها اکتسابی محسوب می‏‌شوند که در واقع از نحوه زندگی کردن ما یا همان اصول حفظ الصحه یعنی همین آب و هوا، نحوه غذا خوردن، نحوه خوابیدن،  میزان اعراض نفسانی که به فرد وارد می شود، و نحوه اجابت مزاج وی نشات می‏‌گیرند.

همچنین نحوه مباشرت، نزدیکی ای که زن و مرد با هم دارند، هر کدام از اینها دارای یک چارچوب‌های ویژه‌ای است، که در صورت عدم رعایت در طولانی مدت ایجاد بیماری می‏‌کند. مواردی مثل زمان خوابیدن، ضروری است که در این خصوص کار شود و مثلا همه خانواده‌ها عادت کنند 10 شب بخوابند، همه خانواده‌ها عادت کنند که با اذان صبح از خواب بیدار شوند و صبحانه بخورند، همه خانواده ها عادت کنند که سر ساعت‌های مشخصی صبحانه، ناهار و شامشان را میل کنند، همه خانواده عادت کنند که از نوشیدنی ها همراه غذایشان استفاده نکنند.

مثلاً از نیم ساعت قبل یا یک ساعت بعد از غذا از نوشیدنی‌ها استفاده نکنند، توجه دارید که چقدر این موارد به ما نزدیک و ملموس هستند و از فرط سادگی هیچ توجهی به نحوه انجامشان نداریم. مثلاً خانواده ها عادت کنند که صبح زود ناشتا آب سرد ننوشند. بعد از نزدیکی آب سرد ننوشند، بعد از حمام آب سرد ننوشند. به این ترتیب یک سری روتین‏هایی خیلی نزدیک که ما را احاطه کرده‏اند و به ظاهر ساده اند ولی بسیار عمیق و بسیار تأثیرگذارند به تدریج دستخوش تغییر می‏‌شود.

تسنیم: چه مسائلی موجب ناباروری می شود؟

تن ساز: طبیعتا طیف علل وسیع و متفاوت است ولی آنچه که در بین همه مشترک است سبک زندگی است.سبک زندگی بسیار اهمیت دارد اگر شیوه زندگی غلط باشد ممکن است کبدمان چرب شود، چربیمان بالا می رود، تخمک گذاری دچار اختلال می شود، قاعدگی عقب می افتد پس بخش مهمی از بیماری ها به دلیل سبک زندگی غلط است . بخشی دیگری از آن سن ازدواج است یعنی ما متمایل شده ایم که دیرتر ازدواج کنیم و بعد که ازدواج می کنیم 6-7 سال هم جلوگیری از بچه دار شدن می کنیم با روشهای مختلف، چه بسا یکی دو بار هم سقط عمدی در این مدت انجام می شود، همه اینها جزء علل ناباروری محسوب می‏‌شوند. پس با اصلاح شیوه زندگی از کودکی می‏‌توان جلوی شیوع ناباروریهای اکتسابی را تا حدی گرفت.

مکبری نژاد: البته در درمانگاه مراجعینی هم هستند که کاندید روشی از روش‏‌های لقاح مصنوعی شده‏اند و برای تصحیح مزاج رحم ارجاع شده‏اند و به این ترتیب درصد موفقیت روش به کار گرفته شده با.درمانهای طب سنتی افزایش می‏‌یابد.

تن ساز: اگر زوج نابارور قبل دستکاری‏ها و مصرف داروها برای نخستین بار به درمانگاه طب سنتی مراجعه کنند امکان موفقیت در طب سنتی به مراتب بالاتر است.

تسنیم: بهترین سن باروری بین چه سنی است؟

تن ساز: بهترین سن باروری بین 20 تا 30 سال است، بالای 30 سال زنان افت قدرت باروری دارند و بالای 35 سال هم میزان افت بیشتر می‌‏شود. البته در شرایط فعلی خانم‏‌ها دوست دارند ابتدا تحصیل کنند سپس کار پیدا کنند و سابقه کارشان مکفی شود که نکند کارشان را از دست بدهند و یا آپارتمانی خریده باشند و همه اینها موجب بالا رفتن سن بارداری بار نخست و افزایش ناباروری خواهد شد.

تسنیم: خانم دکتر بلوغ زودرس و یائسگی زودرس الان زیاد شده، اصلاً علت اینکه بلوغ زودرس در دخترها و پسرها زیاد شده چه چیزی هست؟

اختری: وقتی از عنوان زودرس استفاده می‏‌کنیم یعنی یک رخداد غیر طبیعی، پس در روال حفظ الصحه چیزی به هم خورده است. غذا شاید مهم‏ترین عامل در بر هم خوردن سلامتی است. به روال امروزی غذا در خانواده ‏ها توجه کنید. استفاده از افزودنی‏‌ها و نگهدارنده‏‌ها برای حفظ کیفیت و ماندگاری مواد غذایی از عوامل بروز بلوغ زودرس محسوب می‌‏شود. هر چه طعم دهنده، رنگ در غذا بیشتر باشد و از روال خانگی بودن بیشتر خارج شود بیماری‌زاتر خواهد بود.

البته استرس، که به خصوص در یائسگی زودرس بسیار مهم است و وقتی که استرس از همه طرف به سمت شما هجوم می آورد روی جریان روح شما تأثیر می‌گذارد، یعنی تاثیر بر روح مادی دارد، روح مادی حرکت به درون و خارج دارد وقتی که شما تحت استرس قرار می‌گیرید یا مثلاً انتظار رسیدن یک خبر بد را دارید یا اینکه تحت تأثیرات استرس ناشی از مدل رانندگی امروز ما قرار می‌گیرید، یا اینکه به صورت روزمره برای یک امتحان درس می‌خوانید. این حرکت روح که باید به صورت عادی و ملایم باشد بیشتربه سمت داخل می‌رود(تحت تاثیر نگرانی و غم). طبیعتاً آن تقسیم روحی که باید انجام شود برای اعضای رئیسه که طب سنتی به آن اعتقاد دارد، انجام نمی‌شود و این اعضاء به سمت سردی می‌روند و استرس به این ترتیب است که روی زندگی ما در دراز مدت تاثیر بیماری‌زا می‌گذارد.

تن ساز: ببینید در طب سنتی کسی زودتر بالغ می شود که مزاج حارتری و  گرم تری داشته باشد یا اینکه در مناطق گرم تری زندگی کند، اما امروزه با تحریکات خارجی نیز روبروئیم که نقش مهمی در ایجاد بلوغ زودرس دارند یعنی  ماهواره و موبایل و فیلم را نباید نادیده گرفت. پس صرف گرمی غیر طبیعی مزاج نیست، پس گاهی شما می بینید مزاج گرم و منطقه زندگی حار نیست و غذاهایی که فرد مصرف می کند بالقوه غذای گرمی نیست اما واقعاً این تحریکات خارجی است که منجر به بروز مشکل شده است. بنابراین مسائل متفاوتی روی آن اثر می گذارد، فقط هم پزشکی نیست، مسئله بلوغ زودرس الان فقط مسئله پزشکی نیست، مسئله ای است که تربیت هم خیلی در آن نقش دارد. در مورد یائسگی زودرس هم استرس های فراوان محیط و تغذیه ها می تواند از علت‌های آن باشد.

تسنیم: در حال حاضر مراکز فعال درمان ناباروری از دیدگاه طب سنتی کدامند؟

مکبری نژاد: درمانگاه طب سنتی بیمارستان امام خمینی و سلامتکده دانشکده طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در این زمینه فعالند.

تسنیم: لطفا در مورد درمان ناباروری از دیدگاه طب سنتی جمع بندی بفرمایید؟

تن‌ساز: در مورد ناباروری هم مثل سایر بیماریها پیشگیری مقدم بر درمان است. اگر والدین برای فرزندانشان الگوی صحیح زندگی پیاده کنند و تغذیه، خواب و بیداری، ورزش و شیوه کنترل استرس بر طبق اصول صحیح باشند، تدابیر بلوغ به درستی انجام شود و فرزندان ازدواج به موقع داشته باشند و بچه دار شدن را به تاخیر نیندازند میزان شیوع ناباروری کاهش یافته و در صورت بروز هم درمان راحت تری خواهد داشت.

گفت‌وگو: زهرا کاظمی، بخش اجتماعی خبرگزاری تسنیم

20 نکته زنانه برای یک داشتن زندگی زناشویی عالی

امروزه شرایط زندگی مشترک، گونه جدیدی از روابط زناشویی را بوجود آورده است چراکه سنت و مدرنیته در کنار هم راهی نو باز کرده اند. ما نکاتی از آن را برایتان بازگو می کنیم تا در جهت جلوگیری از بروز هر نوع سوء تفاهم، ابتکار عمل داشته باشید.

1 - همسرتان را به عنوان یک مرد بپذیرید و برای شناخت دنیای مردانه او دانش و آگاهی خود را افزایش دهید.

2 - همسر خود را به چشم یک شی ء مسئول ننگرید بلکه به شخصیت وجودی او احترام بگذارید.

3 - جنبه یا بخش هایی از شخصیت شوهرتان را که باعث تمایز او از سایرین می شود را مورد توجه و تحسین قرار دهید.

4 - برای اینکه همسرتان با شما روراست باشد سعی کنید او را درک کرده و برای افکار و احساساتش ارزش قایل شوید. اگر حرف ها و گفته های او مطابق میل شما نیست از خود واکنش تند نشان ندهید زیرا به این وسیله بذر بی اعتمادی را در زندگی خود می کارید.

5 - وقتی همسرتان با شما درد دل می کند و راز دلش را با شما در میان می گذارد، احساساتش را بپذیرید و به او نگویید که اسرار درونش ناخوشایند و بی رحمانه است .

6 - به طور مداوم از شوهرتان انتقاد نکنید زیرا انتقاد پیاپی باعث می شود که شوهرتان از شما فاصله بگیرد.

7 - او را به درک نکردن ، عدم صمیمیت و بی احساس بودن متهم نکنید. زیرا او درک کردن ، صمیمیت و با احساس بودن را به شیوه مردانه نشان می دهد.

8 - نیازهای واقعی شوهرتان را دریابید. این امر اتفاق نمی افتد مگر اینکه همسرتان این نیاز ها را باز گوید و به همین جهت در مواقع مناسب با لحن ملایم در مورد نیاز هایش از وی سؤال کرده و دیدگاههای واقعی وی را به خود و زندگیتان دریابید و در   نهایت جوابی را که شوهرتان می دهد بدون انتقاد و جبهه گیری بپذیرید.

9 - زمانی که همسرتان با شما صحبت می کند به دقت به حرفهای او گوش فرا دهید زیرا عدم توجه شما به گفته های او عدم علاقة شما را نشان می دهد.

10 - هیچ وقت از کارهایی که همسرتان برای جلب محبت شما انجام می دهد انتقاد نکنید برای مثال وقتی او به شما محبت می کند آن را بیش از اندازه لوس ندانید او به شیوه خود ابراز محبت می کند.

11 - او را به شیوه خودتان دوست نداشته باشید بلکه به وجود او نیز اهمیت بدهید. به عنوان مثال اگر در سالگرد ازدواج تان ، هدیه ای به او می دهید سعی کنید از قبل در مورد هدیه مورد علاقه اش اطلاعاتی به دست آورید.

12 - از همسر خود انتظار نداشته باشید که با تمامی طرح ها و ایده ها و افکار شما موافق باشد و آن ها را تحسین کند. واقع بین باشید و به او اجازه دهید که نظرش را هر چند که برخلاف میل شما باشد، بیان نماید.

13 - اصرار زیادی برای جلب محبت همسرتان نداشته باشید و این نکته را زمانی که وی عصبانی است بیشتر مراعات کنید. در بسیاری اوقات حالت روحی او برای ابراز محبت به شما مناسب نیست و اصرار زیاد شما منجر به مخالفت شدید او می شود.

14 - برای همسر خود نقش یک زن حساس و شکننده را بازی نکنید. زیرا این حالت شما باعث می شود که همسرتان فکر کند شما ضعیف و بی طاقتید و اگر چیزی بگوید باعث رنجشتان می شود. بنابراین سعی می کند که ارتباط کلامی کمتری داشته باشد و همین امر باعث ناراحتی شما می گردد.

15 - سعی کنید که در ارتباط با همسرتان همواره هویت خود را به عنوان یک زن و همسر حفظ کنید. زنی که توجه به روابطش به قیمت از دست دادن هویتش تمام شود به خود و روابطش صدمه می زند. زیرا این مسئله باعث می شود که وی خود را بخشنده تر و دوست داشتنی تر از شوهرش ببیند و فکر کند که همسرش بی   نهایت خودخواه و ناسپاس است . مرد ها با زنی به عنوان همسر در ارتباط دایمی باقی خواهند ماند که هویت مستقل و قوی خود را حفظ کند.

16 - اگر احساس می کنید که در روابط خود با همسرتان از عزت نفس پایینی برخوردارید و میل دارید که او را وادارید تا در این زمینه به شما کمک کند که از احساس خوبی برخوردار شوید اشتباه می کنید. این مسئله مشکل شماست شخصاً روی آن کار کنید و در صورت لزوم از یک روان شناس کمک بخواهید.

17 - زمانی که همسرتان از فشار عصبی رنج می برد سعی نکنید از لحاظ احساسی به او نزدیک شوید. زیرا اگر برای صمیمیت و نزدیک شدن به او فشار آورید فقط او را عصبانی تر کرده و از خود دور می کنید. زمانی که استرس او کم شود به حالت عادی خودش بر می گردد.

18 - در زندگی زناشویی خویش سعی کنید خود را مسئول خوشبختی خود بدانید. زنی که مسئولیت خوشبختی زندگی مشترک را فقط بر عهده شوهرش می گذارد یک همسر آزرده و افسرده به بار می آورد.

19 - او را به دوست نداشتن و گریزان بودن از همسر و زندگی متهم نکنید. زیرا وی اعتقاد دارد که شریک زندگی اش را دوست دارد و از او گریزان نیست ولی به نظرش او را متهم به چیزی می کنید که در موردش صدق نمی کند و این مسئله موجب کدورت در روابط می شود.

20 - وقتی شما درمی یابید که در ایجاد مشکلات زندگی خود سهم داشته اید و آن را به همسرتان بگویید عشق و محبت بار دیگر در زندگیتان شکوفا می شود. زیرا بعد از آن همسرتان نیز سهم خود را می پذیرد و با کمک شما درصدد رفع مشکل بر می آی

۴میم مهم در ازدواج

ازدواج یک انتخاب بزرگ است. اما چه کسی این انتخاب را انجام می دهد؟ شما یا والدین تان؟ ازدواج خود  به صلاح دختر و پسر است یا ازدواجی بر اساس نظر خانواده؟

موضوع انتخاب سنتی در مقابل انتخاب غیرسنتی جامعه ما زیاد مطرح می شود در این ازدواجها دو مسأله وجود دارد. یکی اینکه خانواده باید بدانند وظیفه آنها در انتخاب همسر و تعلیم و تربیت فرزندانشان حدی معقول است، یعنی اینکه باید نظر خود را در یک حد متعادل نگه دارند. به طوری که فقط جنبه ارشادی داشته باشند، نه اینکه نظرشان را به فرزند تحمیل کنند.

متأسفانه بسیار دیده شده خانواده ها حتی دختر 25 ساله و پسر 30 ساله را به رسمیت نمی شناسند و در برابر انتخاب او موضع گیری می کنند. به عنوان مثال می گویند اگر فلانی را انتخاب کنی در مجلس عروسی تو شرکت نمی کنم، در حالی که به انتخاب بچه ها باید احترام بگذاریم چون ملاکها تغییر یافته و آنها تحت تأثیر مسائل موجود در جامعه قرار می گیرند و انتخابشان بر همان اساس شکل می گیرد، پس نمی توانند بنای زندگی مشترکشان را بر سلیقه ما و نظر ما بگذارند.

از طرف دیگر، بررسی ها نشان می دهد انتخاب هایی نیز که پسر و دختر بدون نظر خانواده انجام می دهند چندان مطلوب نبوده و میزان طلاق در این انتخاب ها چند برابر بیشتر می باشد، بنابراین توصیه می شود نخست خانواده ها به انتخاب جوان احترام بگذارند و همیشه در کنار او باشند و از سوی دیگر جوان‌ها نیز به خاطر کاهش آسیب‌های خانواده حتماً نظر والدین و مشاوران را جویا شوند.

اما والدین باید بدانند که اگر فرزندتان به بلوغ فکری، اجتماعی و روانی لازم رسید باید انتخابش را محترم شمرد و به او کمک کرد. او را تحت هیچ شرایطی تنها نگذاشت، چون بیشتر جوانهایی دنبالط¢آ«ازدواج خود گزینط¢آ» هستند که پدر و مادر با آنها همراهی نمی کنند و به قول خودشان آنها را نمی فهمند. فراموش نکنیم در بسیاری از ازدواجهای ناموفق که به انتخاب خود جوان صورت گرفته عامل اصلی و مسبب این کار پدر و مادر بوده اند.

باید این نکته را در نظر بگیریم که موضوع ازدواج پیوند تنها دو نفر نیست، بلکه پیوند دو خانواده است، پیوند دو سیستم، دو فرهنگ با ویژگی‌های خاص و آداب و رسوم خاص، به همین دلیل وقتی در ازدواج‌ها به عوامل فرهنگی اجتماعی توجه نمی شود، تنش و کشمکش بین خانواده زیاد رخ می دهد.

پس از آنجا که دو نفر(زن و شوهر) از دو خانواده در حال معاشرت و رفت و آمد با دو خانواده هستند اگر بدون نظر پدر و مادر ازدواج صورت گیرد همه معادله های خانوادگی به هم می خورد و میزان تنش و اختلاف نظر در این خانواده ها بیشتر دیده می شود. در نتیجه این مسأله هم روی کیفیت زندگی و هم بر روابط زن و شوهر اثر می گذارد. به باور تمامی کارشناسان، روان شناسان و مشاوران خانواده در انتخاب همسر باید 4ط¢آ«میمط¢آ» در نظر گرفته شود.

در هر انتخابی خوب مشاهده کنید، ظاهر و قیافه طرف مقابل را در ذهن خود بررسی کنید، شکل و حرکات شیوه گفتار و رفتار ظاهری او را به عنوان شرط اول بپذیرید

اول <مشاهده» یعنی اینکه در هر انتخابی خوب مشاهده کنید، ظاهر و قیافه طرف مقابل را در ذهن خود بررسی کنید، شکل و حرکات شیوه گفتار و رفتار ظاهری او را به عنوان شرط اول بپذیرید، زیرا بارها به مرکز مشاوره مراجعه شده که آقا بعد از 8 ماه می‌گوید: من زن قد بلند می خواستم خانم قدش کوتاه است، یا اندازه بینی و فرم دندان‌های او مطابق سلیقه من نیست و یا خانمی می گوید شوهرم نمی تواند در جمع صحبت کند، خوب لباس نمی پوشد و از این قبیل نظرها. بنابراین اگر قصد و نیت ازدواج است تا حدی که اسلام هم اجازه داده باید یکدیگر را ببینند و بپسندند.

دوم«مصاحبه» است که دو نفر باید خوب با هم صحبت کنند و درباره نکات مثبت و منفی یکدیگر و مسائل مهمی که در تاریخچه هر کدام وجود دارد. بیماری‌های خاص، محل سکونت، آینده و اینکه می خواهند کار کنند یا شغلشان چه باشد، نحوه تربیت فرزندان و مسائل دیگری که ممکن است پیش بیاید صحبت کنند و چند جلسه با اطلاع خانواده‌ها، دختر و پسر با هم دیدار و گفتگو داشته باشند تا نسبت به هم شناخت بیشتر پیدا کنند.

سوم«مکاشفه» است که به قصد تحقیق و بررسی از زندگی اجتماعی طرف مقابل پرسش کنند از مدرسه، محل کار، محل سربازی، دانشگاه و... تا ببینند وجهه اجتماعی او چگونه است. برخوردش با مردم در اجتماع چطوری است مثلاً فردی که با هیچ کس ارتباط ندارد و دوست صمیمی هم ندارد شاید دچار بدبینی باشد یا اختلالات دیگر که بهتر است همان ابتدا با پرسیدن از افراد مختلف چهره اجتماعی او بهتر مشخص شود.

چهارم«مشاوره» که بر اساس تخصص، تبحر و تجربه مشاور دو نفر با هم مقایسه می شوند که میانشان تا چه حد و میزان سازگاری وجود دارد و تناسب زندگی این دو با هم چقدر است و بر همین اساس هر دو مورد سنجش مشاور قرار می گیرند و چون مشاور یک فرد بی طرف است می توان روی اظهارنظر او حساب کرد و تأیید یا عدم تأیید او را به حساب مخالفت افراد خانواده نگذاشت.

حد و مرز رازداری در ازدواج

آنچه جوانان را در مساله ازدواج و تشکیل زندگی مشترک نگران می‌کند، ناگفته‌هایی است که افراد را در دو راهی گفتن یا نگفتن قرار می‌دهد که این موضوع نیز راه‌حل‌هایی دارد.

دختر و پسر در دوران نامزدی برای کسب شناخت از هم باید ویژگی‌های شخصی خود را بیان کنند و از علاقه‌مندی‌های خود صحبت کنند. به طور مثال این‌که "من بافتنی کردن را دوست دارم" یا "دوست دارم هر چند وقت یک‌بار مهمانی بگیرم"، با بیان این مسایل طرف مقابل می‌تواند خود را به خوبی سازگار کند. همچنین شما باید انتظار خود را از همدیگر نیز بیان کنید. این موارد جزو گفتنی های ضروری قبل از ازدواج هستند.

 

اما به جز اینها، همه ما رازهایی داریم که مربوط به گذشته ما هستند. آن‌چه که در دوران پیش از ازدواج برای خیلی ها نگرانی ایجاد می‌کند، برخی ناگفته‌ها در زندگی است که گفتن شان می تواند دردسرساز باشد و نگفتن شان هم دردسرهای خودش را دارد. بنابراین سوالی که مطرح می شود این است: چه چیزهایی را باید بگوییم و چه چیزهایی جزو رازهای شخصی ما محسوب می شوند؟

ناگفتنی های قبل از ازدواج
یک قاعده کلی را باید به خاطر بسپارید. به طور کلی حفظ رازها در صورتی که آسیبی به زندگی مشترک شما وارد نکند، ایرادی ندارد. مثلا این که شما در گذشته یک رابطه عاطفی یک طرفه را تجربه کرده اید، نباید با همسرتان در میان گذاشته شود اما این که یک نامزدی بهم خورده داشته اید، موضوعی است که او باید بداند.

 

حالا تصور کنید که شما با نامزد سابقتان رو در رو شده اید و احساس می کنید که از طرف او زندگی تان تهدید می شود. در این شرایط، باید موضوع را با همسرتان در میان بگذارید و از او کمک بگیرید. اینجاست که حد و مرز رازداری تعیین می شود. رازهای گذشته شما متعلق به خود شما هستند اما تا وقتی که آسیبی به زندگی مشترک امروزتان نرسانند.

این موضوع مصداق این حدیث است: "النجاه فی صدق". اگر این موضوع از زبان خود فرد توسط طرف مقابل شنیده شود، پذیرش این موضوع به مراتب بهتر است تا این‌که از طریق دیگری و توسط نفر سومی، موضوع مطرح شود.
 
رازهای بعد از ازدواج
اما درباره رازهای امروز چطور؟ یک واقعیت مهم درباره ازدواج وجود دارد و آن این که هیچ چیزی نباید باعث از بین رفتن صداقت و راستگویی بین شما شود. دروغ های کوچک، پنهان کاری های به ظاهر بی اهمیت اگر فاش شوند می توانند بنیان اعتماد را بین شما از بین ببرند. اما در عین حال، بعد از ازدواج مواردی هست که به زندگی مشترک شما ارتباطی ندارد و می توانید آنها را با همسرتان در میان نگذارید.

 

اختلافاتی که در خانواده پدری شما بروز کرده، چیزی نیست که مستقیما به همسر شما مربوط شود. حرف و حدیث هایی که پشت سر شما گفته می شود، نباید به خانه تان راه پیدا کند و اگر کسی از همسر شما بدگویی کرده، باید رازداری کنید و نگذارید او متوجه شود.
یک واقعیت مهم درباره ازدواج وجود دارد و آن این که هیچ چیزی نباید باعث از بین رفتن صداقت و راستگویی بین شما شود. دروغ های کوچک، پنهان کاری های به ظاهر بی اهمیت اگر فاش شوند می توانند بنیان اعتماد را بین شما از بین ببرند

چشم ها را باز کنید
در زمان نامزدی ممکن است دختر و پسر به دلیل ایجاد وابستگی میان آن‌ها، چشم خود را بر برخی حقایق ببندند. مهم‌ترین راه برای مقابله با وابستگی کوتاه کردن مدت زمان نامزدی و توجه به کیفیت این دوران است تا شناخت واقعی حاصل شود. به طور نمونه می‌توان به جای این که در مدت 6 ماه هفته‌ای یک ساعت به این موضوع اختصاص دهند، زمان به 3 ماه و هفته‌ای دو ساعت یا 45 روز و هفته‌ای 4 ساعت تغییر کند. به صورت فشرده اما به صورت عمیق مطالعات انجام می‌شود و از ایجاد وابستگی نیز جلوگیری می‌شود.

زناشویی پر آرامش یا پر حادثه دوست دارید؟

غم‌های مشترک، شادی‌های مشترک، تجربه‌های مشترک و حتی ترس‌های مشترک، بهانه‌ای است که آینده مشترک بسیاری از زوج‌ها را رقم می‌زند. روانشناسان می‌گویند آدم‌ها آنقدر شیفته خود هستند که به محض آشنایی با فردی که شبیه خودشان است، به او دل می‌بندند. آنها نمی‌گویند که شما باید فردی که نمونه کپی شده‌تان هست را انتخاب کنید و معتقد نیستند که زندگی با فردی که درست نقطه مقابل شماست هم می‌تواند به یک خوشبختی ابدی منجر شود. متخصصان اصولی را برای مشابه و متفاوت بودن تعریف می‌کنند و از شما می‌خواهند که قبل از عاشق شدن، آنها را به رسمیت بشمارید.

اگر می‌خواهید انتخاب عاشقانه‌تان را بیازمایید، بهتر است به سؤال‌های مطرح شده پاسخ دهید و ببینید که شباهت یا تفاوت شما، در محدوده این اصول قرار می‌گیرد یا نه. اگر هم این سؤال‌ها براساس شخصیت یا زندگی شما تنظیم نشده‌اند، از خواندن این متن دست برندارید. در ادامه این مطلب، رازهایی را برای‌تان فاش می‌کنیم که باخبر شدن از آنها می‌تواند سرنوشت زندگی عاشقانه‌تان را زیر و رو کند.

چه نمره‌ای می‌گیرید؟
نمی‌توانیم بگوییم که جواب مثبت شما به این سؤالات یا حداقل به 3نمونه از آنها، صددرصد شما را به سمت یک زندگی ناآرام هدایت می‌کند. اما می‌توانیم این اطمینان را بدهیم که در صورت وجود تفاوت بسیار در چنین اصولی، شما با بحث‌ها و چالش‌های بسیاری روبه‌رو خواهيد شد. پس پیش از قضاوت در مورد خودتان و رابطه‌ای که قرار است بسازید، ادامه این مطلب را بخوانید.

به شیوه شما هیجان‌زده می‌شود؟
برای ساختن یک زندگی آرام و عاشقانه، شما تنها به دوست داشتن و دوست داشته شدن نیاز ندارید. روانشناسان معتقدند هیجان‌های شما و پایداری‌شان هم باید در یک ردیف قرار بگیرند. آنها می‌گویند اگر شما فرد دم‌دمی مزاجی باشید، نمی‌توانید در کنار یک مرد به اصطلاح منطقی که یک رویه ثابت را در نمایش هیجان‌هایش دارد خوشبخت شوید. مردی که همیشه شاد یا همیشه غمگین است، نمی‌تواند احوال پرنوسان شما را درک کند. اما قرار نیست هیجانات همسر آینده شما، کاملا با خودتان مشابه باشد، بلکه کافی است که پایداری هیجانی‌اش، با چند شماره اختلاف به شما نزدیک باشد و به اصطلاح عامیانه‌تر، مود او کاملا نقطه مقابل‌تان نباشد.

به اندازه شما برونگرا یا درونگراست؟
اگر گمان می‌کنید شخصیت مردها در این مورد بعد از ازدواج زیر و رو می‌شود در اشتباه هستيد. برون‌گرایی یا درون‌گرایی خصلتی نیست که به آسانی تغییرپذیر باشد. این ویژگی آنقدر با وجود آدم‌ها گره می‌خورد که حتی تلاش برای تغییر دادنش هم می‌تواند مشکلات اساسی‌ای برای شما ایجاد کند، پس بهتر است قبل از هر تصمیم‌گیری، به سبک زندگی خواستگارتان توجه کنید. اگر او مدام درگیر مهمانی است و شما می‌خواهید در خانه آرام‌تان مطالعه کنید، اگر او اهل ورزش‌های جمعی است و شما شطرنج را ترجیح می‌دهید و اگر عاشق سفرهای تکی یا دو نفره هستید و او دوست دارد با تور یا خانواده‌اش سفر کند، باید بدانید که دیر یا زود رابطه شما به چالش کشیده می‌شود.

به اندازه شما سازگار است؟
شما دو نفر تا چه اندازه با آدم‌های جدید کنار می‌آیید؟ اگر شما با دیدن غریبه‌ها از هر دری برای پیدا کردن یک حرف مشترک وارد می‌شوید و او یک گوشه می‌نشیند و دفعات اول روبه‌رو شدن با آدم‌های تازه برایش زجرآور است، کار برای‌تان کمی سخت خواهد بود. شاید به مرور زمان و با روبه‌رو شدن با آدم‌هایی که آسان ارتباط برقرار می‌کنند، کمی آرام‌تر شود، اما این تغییر به سرعت اتفاق نخواهد افتاد. اگر هنوز تصمیمی برای ازدواج با او نگرفته‌اید، بهتر است میزان سازگاری و توافق‌پذیری او را محک بزنید. کافی است تفاوت قابل‌توجهی در این زمینه نداشته باشید یا با شخصیتی که در این زمینه حد وسط قرار دارد آشنا شده باشید. اگر چنین گزینه‌ای پیش‌روی شماست، بهتر است ویژگی‌های دیگرش را هم بررسی کنید و در همان آغاز آشنایی به او نه نگویید.

به اندازه شما اهل تجربه‌های تازه است؟
شما عاشق امتحان خوراکی‌های جدید هستید و او در تمام زندگی‌اش غذاهای ثابتی را خورده است؟ شما تنها در چند دقیقه می‌توانید برای یک سفر تصمیم بگیرید و چمدان‌تان را ببندید و او آنقدر با تجربه‌های تازه بیگانه است که باید هفته‌ها و ماه‌ها برای تحقیق و سنجیدن چنین برنامه‌ای وقت بگذارد؟ اگر چنین تفاوتی میان شماست، نمی‌توانید به آسانی به او بله بگویید. شباهت در داشتن اشتیاق نسبت به تجربه‌های تازه، یکی از اصولی است که باید قبل از تصمیم گرفتن به آن وفادار باشید. البته نداشتن اشتراک در حیطه علائق را نمی‌توان صددرصد منفی دانست، حتی اگر او به علائق شما تمایلی نداشته باشد یا اهل ریسک و تجربیات تازه نباشد، باز هم راهی برای خوشبخت بودن وجود دارد. کافی است توان احترام گذاشتن به خواسته‌های شما را داشته باشد و اگر برای مثال اهل سینما رفتن هستید، گاهی شما را همراهی کند تا بتوانید زندگی آرامی در کنارش داشته باشید.

به اندازه شما وظیفه‌شناس است؟
نمی‌گوییم که هرکدام از شما تا چه اندازه باید مسئولیت‌پذیر و وظیفه‌شناس باشید. کافی است در این زمینه تاحدودی مشابه هم باشید تا زندگی برای‌تان سخت نگذرد. اگر شما یک فرد منظم و چارچوب‌دار هستید و او فردي بی‌قید و باری به هر جهت است، قطعا خیلی زود دچار چالش خواهید شد. اگر شما همیشه یک ربع زودتر به قرارتان می‌رسید و او همیشه نیم ساعتی شما را منتظر می‌گذارد، اگر شما حساب و کتاب مالی دقیقی دارید و او بی‌توجه به هزینه‌های زندگی، پول‌هایش را صرف خریدهای غیرضروری می‌کند و اگر شما سال‌هاست که در یک محیط مشغول به کارید و او به بهانه‌های مختلف، هر روز کارش را عوض می‌کند، قطعا نمی‌توانید انتظار یک زندگی آرام را درکنارش داشته باشید.

مرد‌ها چه زنی را همسر ایده آل می‌دانند؟


برای تازه عروس‌ها اینکه همسرشان روز به روز عاشق‌تر شود، موضوع بی‌اهمیتی نیست.

آن‌ها دوست دارند با تک تک حرف‌ها و رفتار‌هایشان یک قدم به همسرشان نزدیک‌تر شوند اما همیشه ماجرا این طور پیش نمی‌رود. گاهی هر قدم رو به جلوی زن، مرد را ده‌ها قدم به عقب می‌راند. برای زنی که فکر می‌کند، حساب همه چیز را کرده و تمام تلاشش را به خرج داده کنار آمدن با این موضوع، آسان نیست. اگر شما چنین احساساتی را تجربه کرده‌اید، باید بار دیگر گذشته‌تان را مرور کنید تا بدانید چرا در چشم همسرتان یک زن ایده آل جلوه نکرده‌اید.

 

باید خاص باشید
همسر ایده آل : یک مرد به دنبال زنی خاص می‌گردد که تا پایان عمر کنارش بماند و با او پیر شود. زنی که اهل شکایت نیست یا با نق نق کردن روزش را خراب نمی‌کند. مرد‌ها یک زن منطقی و با حساب و کتاب می‌خواهند که آن‌ها را در سراسر زندگیشان حمایت کند و در موقعیت‌های حساس همیشه بتوانند روی کمکش حساب کنند. از طرف دیگر زن ایده آل آن‌ها شباهت زیادی با‌‌ همان کلیشه همسر در خانواده و اجتماع دارد. آن‌ها اغلب زنی را ستایش می‌کنند که مورد ستایش خانواده و اطرافیانشان قرار می‌گیرد و حتی اگر خودشان هم این واقعیت را ندانند در ناخودآگاه‌شان آن را پرورش داده و به تصمیم گیری‌‌هایشان راه می‌دهند.

 

باید قانع باشید
همسر ایده آل : مرد‌ها دوست دارند، بعد از ازدواج‌‌ همان طوری که پیش از این بوده‌اند بمانند. آن‌ها همسری می‌خواهند که با وجود معایب یا خلق و خوی خاصشان آن‌ها را بپذیرد و عاشقشان بماند. این ویژگی یکی از مهم‌ترین چیزهایی است که در ذهن مرد‌ها می‌گذرد. آن‌ها از سرکوفت خوردن بیزارند و دوست دارند همسرشان با همین اخلاقی که دارند و همین وضع زندگی‌ای که دارند بسازد و مدام برای تغییر کردن، آن‌ها را تحت فشار نگذارد. برخلاف اغلب زن‌ها که سعی می‌کنند، از مرد معمولی مقابلشان همسر ایده آل و رویایی بسازند، مرد‌ها دوست دارند با زنی زندگی کنند که به همین وضع موجود قانع باشد.

 

باید سعی کنید زیبا باشید
همسر ایده آل :
درست است که زیبایی و وضعیت ظاهری نخستین موضوعی نیست که اغلب مرد‌ها به آن توجه می‌کنند اما این موضوع در انتخاب همسر آینده آن‌ها بی‌تاثیر هم نیست. انگار مرد‌ها دوست دارند از این طریق انتخابشان را به رخ دیگران بکشند و یک افتخار کسب کنند. ظرافت و زیبایی در رفتار هم می‌تواند تاثیر مثبتی روی انتخاب آن‌ها بگذارد. گرچه معیارهای زیبایی از فردی به فرد دیگر متفاوت است اما همیشه با نگه داشتن حد وسط می‌توان از اینکه یکی از کاندیداهای ازدواج مردان اطرافتان هستید یا خیر مطمئن شوید.

 

باید جاه طلب باشید
همسر ایده آل : نمی‌توان در این مورد یک قانون بی‌چون و چرا صادر کرد اما اغلب مردهای امروز، به دنبال همسری می‌گردند که چیزی بیشتر از زنان دیگر دارد. یک مهارت خاص، دانش بالا یا شغلی که به آن افتخار کنند. مردهای امروزی زنانی را دوست دارند که در کنار تعهدات خانوادگی، امور روزمره کار و فعالیت‌های اجتماعی‌اش را هم جدی بگیرد. این موضوع به آن‌ها ثابت می‌کند آن زن قادر است زندگی خود را پیش ببرد و بیش از زنان اطرافش توانمند است. جاه طلبی هم برای مردان دلیل دوست داشتن یک زن است؛ زنی که برای رسیدن به اهدافش تلاش می‌کند و به سادگی عقب نشینی نمی‌کند.


باید نیمی از مشکلات مال شما باشد
همسر ایده آل :
سال‌ها از روزگاری که مرد‌ها بار خانه را یک تنه به دوش می‌کشیده‌اند گذشته است. مردهای امروزی دوست دارند زنشان دوشادوش آن‌ها حرکت کند، بحران‌های خانه را بشناسد و گاهی مانند آن‌ها استرس‌های زندگی بعد از ازدواج را به دوش بکشد. آن‌ها دوست ندارند تنها فکر کنند، تنها تلاش کنند، تنها نگران باشند و تنها عمل کنند. مردهای امروز به دنبال همسری هستند که در تمامی این لحظه‌ها کنارشان باشد و این مشکلات را مشکلات خودش بداند، نه اینکه اگر کاری برای حل کردنشان می‌کند آن را یک لطف تلقی کند.

 

باید با فامیل و دوستان همسرتان دوست باشید
همسر ایده آل  : جدا شدن از زندگی مجردی در سال‌های بعد از ازدواج سخت‌ترین اتفاقی است که می‌تواند برای یک مرد بیفتد. مرد‌ها از تنهایی بعد از ازدواج می‌ترسند. آن‌ها دوست دارند روابط قبلیشان را این بار در کنار همسرشان تجربه کنند. رابطه با خانواده و اعضای فامیلشان و همین طور دوستانی که حضورشان برای آن‌ها اهمیت دارد. هیچ مردی نمی‌تواند بدگویی علیه دوست یا خانواده‌اش را تحمل کند و تمام عمرش را تنها و تنها با همسرش بگذراند. آن‌ها ترجیح می‌دهند، با ازدواج خانواده پیشینشان بزرگ‌تر شود نه اینکه از یک خانواده بیرون بروند و خانواده تازه‌ای را بسازند. اغلب مرد‌ها در ارتباط داشتن با آدم‌های تازه و شرایط تازه کمی مشکل دارند. آن‌ها دوست دارند، زنشان روابط اجتماعی خوبی داشته باشد و آن‌ها را در پیوند زدن به این اجتماع یاری دهد. گذشته از این، آن‌ها دوست دارند با ورود همسرشان به خانواده‌شان، روابط خانوادگی و فامیلی گرم تری را هم برایشان به همراه بیاورد و لاک تنهاییشان را از آن‌ها بگیرد.

 

باید ستایش کنید
همسر ایده آل  : دوست داشته شدن حس خوبی به آدم‌ها می‌دهد. مرد‌ها هم از این قاعده مستثنا نیستند. آن‌ها ترجیح می‌دهند، وقتی خسته از کار بر می‌گردند یک لبخند منتظرشان باشد و به خاطر اینکه زنی تا این حد دوستشان دارد به همه فخر بفروشند. خیلی از مرد‌ها زندگی خود را با اطرافیانشان مقایسه می‌کنند و تصویر ذهنی که دیگران به آن‌ها منتقل می‌کنند برایشان اهمیت زیادی دارد. همین است که آن‌ها دوست دارند همسری فداکار و پر محبت داشته باشند و این موضوع را به دیگران هم نشان دهند. مرد‌ها دوست دارند همسرشان قدرت و تواناییشان را ستایش کند و به آن‌ها تکیه داشته باشد. آن‌ها از اینکه مستقل‌ترین زن جهان هم برای تصمیم گیری‌هایش با آن‌ها مشورت کند و در مشکلاتش به آن‌ها تکیه کند لذت می‌برند.

 

باید با منطق باشید
همسر ایده آل  :
گرچه خیلی از زن‌ها گمان می‌کنند با فداکاری تمام و کمال می‌توانند یک مرد را عاشق خود کنند اما واقعیت این است که مرد‌ها ترجیح می‌دهند، همسرشان عقاید و نظرات خودش را داشته باشد. مرد‌ها بیشتر به زنان با اعتماد به نفس توجه می‌کنند و دوست دارند به جای خمیری که به آن شکل می‌دهند، یک زن قدرتمند و منطقی را انتخاب کنند که دوشادوششان برای ساختن یک زندگی خوب انرژی می‌گذارد.

 

باید پیشرفت کنید
همسر ایده آل  : یک زن هرچه قدر هم که باهوش و زیبا و تحصیل کرده باشد، اگر روند پیشرفتش را بعد از ازدواج متوقف کند، نمی‌تواند یک همسر ایده آل باشد. مرد‌ها دوست دارند زنشان به دنبال یادگرفتن چیزهای جدید باشد و حتی بعد از مادر شدن هم آنقدر با زمانه پیش برود که بتواند مایه افتخار او و فرزندانش شود. برای مردهای پرمشغله تنها داشتن یک همسر خانه دار و هنرمند کافی نیست بلکه آن‌ها به دنبال زنی دنیا دیده می‌گردند که موضوعات روز را می‌شناسد و هیچ وقت دست از یادگرفتن و پیشرفت بر نمی‌دارد

توصیه هایی کاملا زنانه!

توصیه هایی کاملا زنانه!


 
دوچرخه سواری و اسب‌سواری برای خانم‌ها معمولا مشکلی ایجاد نمی‌کند، تنها ممکن است حین انجام این فعالیت‌ها مو وارد پوست شده و آبسه‌ای دردناک ایجاد کند. این بیماری آ«Jeep Diseaseآ» یا بیماری جیپ سواران نام دارد زیرا بیشتر کسانی که جیپ سواری می‌کنند به آن دچار می‌شوند. درمان آن نیز معمولا با جراحان است. جدا از این بیماری، قرار گرفتن طولانی مدت روی موتور، دوچرخه و اسب می‌تواند به علت بسته بودن فضا، عفونت‌ها را تشدید کند اما اگر سواری مختصر و برای مثال یک تا دو ساعت باشد مشکلی پیش نخواهد آمد.

قدرت باروری همیشه موضوع داغ محافل علمی بوده، به‌خصوص اکنون که پیشرفت‌های بشری و ماشینی شدن زندگی به نوعی این قدرت را در افراد کاهش داده است، محققان بار دیگر سایر عوامل محیطی موثر بر باروری و سلامت بدن را مورد بحث قرار داده‌اند. در یکی از تحقیقات اخیر آمده است که پوشیدن شلوارهای فاق کوتاه جریان خون دستگاه تناسلی را مختل می‌کند! همین یک جمله کافی بود تا باعث شود نظر یکی از برترین متخصصان نازایی را در این خصوص و مسائل مشابه جویا شویم و حقیقت و شایعه را از هم جدا کنیم.

شلوارهای تنگ عفونت‌ها را تشدید می‌کند
یکی از مشکلات شایعی که شلوارهای تنگ برای خانم‌ها ایجاد می‌کند عفونت‌های قارچی است. این شلوارها مانع از تبخیر می‌شوند و وقتی ناحیه تناسلی مرطوب باشد احتمال بروز عفونت‌های قارچی از قبیل آ«کاندیدیازآ» بیشتر می‌شود. علاوه براین، عفونت‌های میکروبی ناحیه مقعد در محیط مرطوب راحت تر می‌توانند به قسمت جلو بیایند و تکثیر پیدا کنند. از طرف دیگر این شلوارها به علت سایشی که با ریشه موها دارند به خصوص موهایی که قبلا اپیلاسیون شده اند و کوتاه هستند، ممکن است باعث ایجاد عفونت در ریشه موها شوند. این عفونت آ«فولیکولیتآ» نام دارد و به صورت جوش چرکی دردناک خود را نشان می‌دهد.

لباس زیر تنگ هم نپوشید!
لباس زیرهای تنگ و آنهایی که از جنس شیمیایی هستند معمولا ظاهر قشنگ تری دارند اما تنگ بودن و عدم امکان بخار شدن رطوبت و جنس‌های شیمیایی به کار رفته در آنها می‌توانند شما را به دردسر بیندازند. الیاف طبیعی مانند پنبه معمولا خلل و فرج کوچکی دارند که اجازه می‌دهند رطوبت تبخیر شود اما این خلل و فرج در الیاف شیمیایی یا کم هستند یا اصلا وجود ندارند بنابراین عفونت‌ها تشدید می‌شوند. علاوه براین مواد شیمیایی به کار رفته در آنها ممکن است حساسیت‌زا باشند. درکل لباس زیرهای تنگ می‌توانند فولیکولیت یا همان عفونت ریشه مو و سایر عفونت‌ها را تشدید کنند.

شستن لباس زیر راه و رسم مخصوص دارد!
هر بار که لباس زیر یا هر لباس جدید دیگری خریداری می‌کنید باید آن را قبل از استفاده بشویید. اگر جنس لباس از نخ باشد می‌توانید آن را با درجه حرارت بالا حدود ۸۰ تا ۹۰ درجه سانتی‌گراد بشویید اما بیشتر الیاف شیمیایی در این دما فرم اولیه و حالت کش دارشان را از دست می‌دهند بنابراین این لباس‌ها را بهتر است برای اولین بار در دمای ۴۰ تا ۵۰ درجه شست‌وشو دهید. نکته دیگر اینکه لباس‌های زیر را قبل از شست‌وشو از سایر لباس‌ها جدا کنید و لباس زیر هر گروه سنی و جنسی را جدا از هم داخل ماشین لباسشویی بیندازید. پس از شست‌وشو نیز بهتر است آنها را جلوی آفتاب خشک کنید. در صورت امکان قسمت وسط آنها را نیز اتو بکشید.

بعد یک ساعت از جای خود بلند شوید!
نشستن‌های طولانی مدت و بی حرکت می‌تواند احتمال ایجاد عفونت‌های قارچی را در خانم‌ها بیشتر کند، به همین دلیل توصیه می‌شود خانم‌هایی که شغل‌های پشت میزی دارند و مجبورند ساعت‌های طولانی در یک مکان بنشینند همیشه همراه با خود محلول شست‌وشو بانوان داشته باشند و یک یا دوبار در روز از آن استفاده کنند یا اینکه اگر ممکن است در هر ساعت یک بار حداقل از جای خود بلند شوند و برای ۵ دقیقه راه بروند. این راه رفتن خود باعث تهویه و کاهش احتمال عفونت می‌شود.

گرمای زیاد، واریس و بواسیر را تشدید می‌کند
گرما به اندازه‌ای که برای آقایان مضر است برای خانم‌ها خطر ندارد. برخلاف تخمدان‌ها در خانم‌ها، بیضه‌ها در آقایان خارج از بدن قرار دارد و دمایشان باید کمتر از ۳۷ درجه سانتی‌گراد باشد. با این حال استفاده از درجه حرارت بالا برای خانم‌ها نیز توصیه نمی‌شود. از این لحاظ که بالا رفتن درجه حرارت معمولا باعث می‌شود رگ‌های پا نیز درجه حرارت‌شان بالا رود و درنتیجه هم در ناحیه تناسلی و هم در سطح پاها احتمال ایجاد واریس افزایش می‌یابد. این واریس‌ها حتی ممکن است در بارداری با خونریزی همراه باشند. استفاده از صندلی‌های گرمکن‌دار اتومبیل نیز اگر مکرر و طولانی باشد می‌تواند واریس و بواسیر را در خانم‌ها تشدید کند بنابراین بهتر است گرمکن همیشه روشن نباشد و به مدت زیاد استفاده نشود. درمقابل گرما، سرما به تنهایی مشکلی برای ناحیه تناسلی خانم‌ها ایجاد نمی‌کند.

ترس از لذت هم آغوشی

روانکاوی، “میل” را در بشر به عنوان “عامل مولد فشار جسمی و روانی”، و “لذت” را به منزله پدیده ای خوشایند که به این فشارها پایان می دهد، تلقی می کند. در فرهنگ ما، در پرورش و تربیت کودکانمان، به این پدیده لذت بردن به هیچ وجه بها داده نشده است. در فرهنگ ما یکی از بزرگترین موتورهای اعمال ما، تصویری است که از خود به دیگران و به اجتماع می دهیم و به فرزندان مان نیز این را به عنوان بزرگترین انگیزه اعمال و تصمیم گیری هاشان، القا می کنیم می توان گفت هسته ی اصلی “میل جنسی”، غریزه ی جنسی است که خود را به صورت رانش نشان می دهد. ممکن است شخص خاصی نیز هدف این میل نباشد و تنها بصورت یک خواهش، یک احتیاج بروز می کند. خواهشی که ریشه اش به عمل کرد بیولوژیکی مغز ارتباط دارد. گاهی مثل احساس گرسنگی و بدون اینکه نظر ما را بخواهد خودش را به ما تحمیل می کند. در بیشتر موارد عاملی محرک بیدار کننده امیال ماست. این محرک می تواند یک خواب، یک فانتزی و یا یک پدیده ی خارجی باشد. این محرک، به مغز ما نشانه هایی تصویری، صوتی و یا بویایی و .. می فرستد. گیرنده های اعضای حسی ما (چشم ها گوش ها ، پوست..) این نشانه ها را به مغز ما منتقل می کند و میل در ما بیدار می شود. حافظه نقش اساسی در شدت بخشیدن به این امیال دارد. حافظه، موقعیت حال را با خاطره ی تجربه ی لذت در گذشته، آغشته می کند. تعریفی که از “میل” می دهیم هم، بر همین اساس است: “میل تجسم لذت در لحظه ی واقعی و حال است” میل و کمبود در حقیقت طبق چیزی که روانشناسان معتقدند، شدت میل ارتباط مستقیم به میزان “احساس کمبود” دارد. اگر فردی که به او گرایش داریم، در پیش ما باشد، به دلیل اینکه احساس کمبود راحت تر می تواند ارضا شود، میزان میل نیز کمتر است. بر عکس وقتی فرد دست نیافتنی، دور یا ممنوع باشد، کمبود شدیدتر و در نتیجه میل عمیق تر است. “لاکان” روانکاو فرانسوی، تا آنجا پیش می رود که انسان را اینگونه تعریف می کند: “انسان چیزی نیست غیر از خواهش و فقدان.” به عقیده او، بشر را در تمام طول زندگی اش، یک احساس فقدان، دنبال می کند. این احساس فقدان ما را وادار می کند که دائم در جستجو باشیم. در جستجوی چیزی و یا کسی که این احساس خلا را پر کند و بر این جستجوی بی پایان، خاتمه دهد. به عقیده ی او، زندگی کردن یعنی از فقدانی به فقدان دیگر گذر کردن و نباید فراموش کرد که این احساس فقدان بیش از اینکه منفی باشد، موتوری است که انرژی های ما را بسیج می کند و اگر در راه درست کانالیزه شود، خلاقیت های بیشماری را در زمینه های گوناگون در ما بیدار می کند. “لذت” بازتابی از ارضای میل وقتی امیال ما ارضا می شوند، احساس بسیار مثبتی ما را فرا می گیرد. این احساس را لذت می نامیم. در بسیاری از تمدن ها، پدیده ی لذت به شدت سرکوب شده است و نتیجه آن که هنوز نیز در فرهنگ های گوناگون دید درستی نسبت به پدیده ی لذت وجود ندارد. در صورتی که طبق چیزی که دانشمندان و روانشناسان به ما می گویند، “ظرفیت لذت بردن ” نه تنها پدیده ای روانی است، بلکه به نوعی در بیولوژِی ما ثبت شده است. بخش بیولوژیک لذت، به سیستمی در مغز ما بر می گردد(هیپوتالاموس و مراکز لمبیک) و حتی مولکول های مخصوص به خودش را دارد (آندومرفین) که از نرون های این مراکز ترشح می شود.هر فعالیت لذت بخش، این سیستم را به کار می اندازد و میزان آندومرفین را در خون بالا می برد. آب خوردن، غذا خوردن، ادرار کردن، ورزش کردن و خصوصا عشق بازی کردن، می توانند عامل این بالا رفتن باشند و احساس لذت را در ما ایجاد کنند.ترشح آندومرفین در خون هم زمان باعث کاهش اضطراب و استرس و درد ، و افزایش احساس رضایت و خوشحالی، و نیز حتی ظرفیت های ذهنی و هوشی می شود. کار کرد دیگری که پدیده ی “لذت بردن” در زندگی روزمره ی ما دارد این است که به صورت موتور اعمال ما عمل می کند.زیرا تجربه ی لذت، به عنوان پاداشی است که انگیزه ی ما را برای دوباره انجام دادن آن فعالیت، افزایش می دهد.در حقیقت خاطره ی لذت در ذهن ما، امیالمان را بیدار نگه می دارد.تجربه ی لذت به بشر یاری می دهد که وجود زمینی اش را راحت تر بپذیرد.وجودی که آگاهی به مرگ او را می تواند به اوج اضطراب برد.قرن های زیادی بشر لذت را به عنوان گناه تلقی می کرد در صورتی که جستجوی لذت، بزرگ ترین محرک و موتور زندگی است. روانکاوی، “میل” را در بشر بعنوان “عامل مولد فشار جسمی و روانی”، و “لذت” را بمنزله ی پدیده ای خوشایند که به این فشارها پایان می دهد، تلقی می کند. در فرهنگ ما، در پرورش و تربیت کودکانمان، به این پدیده ی لذت بردن به هیچ وجه بها داده نشده است.در فرهنگ ما یکی از بزرگترین موتورهای اعمال ما، تصویری است که از خود به دیگران و به اجتماع می دهیم و به فرزندان مان نیز این را به عنوان بزرگترین انگیزه ی اعمال و تصمیم گیری هاشان، القا می کنیم.بچه های ما، باید کارهایی انجام دهند تا در نظردیگران ” بچه خوبی “به نظر برسند. بندرت پیش میآید که به “لذت بردن” به عنوان عامل تعیین کننده انتخابشان بها دهیم.اگر کودکان مان را درحال انجام کاری لذت بخش ولی بی فایده مشاهده کنیم، آن کار را وقت تلف کردن تلقی می کنیم و چنانچه کودکان مان را به فعالیت هایی سوق می دهیم، بیشتر جنبه ی وجه اجتماعی و مفید بودن آن را در نظر می گیریم، تا میزان علاقه و خوشایند بودن آن فعالیت را برای کودک. عدم ارضای امیال جنسی عدم ارضای امیال جنسی، بر جسم و روان فشاری زیادی وارد می کند.اگر محرومیت ها موقت باشد تاثیرات نیز موقت هستند. ولی اگر بطور مدام حضور داشته باشند، می توانند تاثیرات عمیق تری بر ابعاد مختلف بدنی و روحی فرد وارد کنند.عدم تجربه ی لذت جنسی برای زن و مرد، با کاهش بیش از حد هورمون آندو مورفین همراه است و همانطور که گفتیم، این هورمون عامل مهمی در ایجاد احساس آرامش و شادی دارد. نباید فراموش کرد که “حضور میل” اهمیت زیادی در تجربه ی لذت در فرد دارد. بارور کردن میل یکی از عواملی است که انسان را در رسیدن به لذت جنسی یاری می دهد.بخاطر همین است که مثلا نوازش، نقش مهمی را در رابطه ی جنسی بازی می کند.در حقیقت نوازش در بسیاری موارد با افزایش خواهش جنسی افراد، باعث می شود که رابطه ی جنسی ارضا کننده تر ی با یکدیگر داشته باشند. میل جنسی زن، معضلی به درازای تاریخ میل جنسی زن در بیشتر دوران های تاریخی، به گونه ای منفور نگریسته شده است . به خاطر همین است که بیشتر قوانین مذهبی و اجتماعی، سعی در کنترل و سرکوب این امیال زن داشته اند.میل جنسی زن چنان ایجاد وحشت می کرده است، که بطرق مختلف سعی در مهار کردن آن کرده اند. خلق داستان ها و اسطوره هایی که در آن ها، زن و میل جنسی او، به صورتی شیطانی و مخرب به نمایش گذاشته شده است، نمودی از این وحشت است. در یونان باستان، افسانه های زیادی ابداع کرده بودند که در آن ها، پرسوناژهای اصلی ارواح خون آشام زنانی بودند که حتی پس از مرگ نیز در جستجوی ارضا امیال کثیفشان بودند. در هند این ترس از زن در این ضرب المثل به چشم می خورد: “همچنان که آتش را با چوب نمی توان آرام کرد و تمام رودهای دنیا، برای پر کردن دریا کفایت نمی کنند، میل زنان نیز هیچ گاه آرام نخواهد گرفت، حتی اگر تمام مردهای عالم را در اختیارشان بگذاری.” در اروپای قرون وسطی، پدران کلیسا تمام تلاششان بر این بود که کریه ترین چهره ی ممکن را از خواهش های جنسی زن ارائه دهند . برای سنت ژان کریستف، تمام جادو های سیاه از اشتهای سیری ناپذیر زنان سرچشمه می گیرد . یکی از مشغولیات ذهنی عمده ی پزشکان قرن ۱۹ این بود که چگونه این اشتهای سیری ناپذیر زن را خاموش کنند. “دکتر فیو” در سال ۱۸۸۰ در مورد میل جنسی زن اینطور توصیح می دهد: ” شهوت جنسی زن خوشبختانه مخفی است. یعنی زن برای کشف این شهوت احتیاج به کمک مردان دارد. تا مردی آن را بیدار نکند، این خواهش ها خفته می مانند.در نتیجه مردها باید کاملا مواظب باشند که تا می توانند از بیدار شدن این امیا ل جلوگیری کنند و مراقب باشند که در هنگام انجام عمل جنسی، کاری انجام ندهند که این لذت های شدید در زن بیدار شود.نباید فراموش کرد که همه ی زن های نجیب هم بطور بالقوه این شهوات بی حد را در خود نهفته دارند و این وظیفه ی همسر است که مواظب باشد با ” نوازش های خطرناک” این لذایذ را بیدار نکند.” پزشکان دیگر برای مهار کردن این امیال، راه های دیگری نیز پیشنهاد می کردند از جمله: آموزش زن در منفعل بودن، خجالتی و بی دست و پا بودن، استفاده از کمر بندهای عفت که آلت تناسلی زن را در خود محبوس می کرد و در نهایت اگر هیچکدام از این ها چاره ساز نبود، به بریدن بخش تا بخش هایی از آلت تناسلی زن اقدام می ورزیدند. زیرا به عقیده ی آن ها، زن خوب و نجیب زنی بود که از امیال جنسی عاری باشد و تجربه ی لذت جنسی را با خود به گور ببرد. تمام این اقدامات، مثمر ثمر واقع شد و همانطور که دکتر ویلیام در سال ۱۸۴۰ اعلام می کند: “در حال حاضر با صراحت تمام می توانم اعلام کنم که سکسوآلیته زن خاموش شده است.عشق به کانون خانواده و فرزندان و کارهای خانه، تنها علائقی است که زن ها احساس می کنند. بندرت پیش می آید که یک زن عمل جنسی را برای ارضا خودش طلب کند.” در فرهنگ ما نیز اگر به ادبیات ایران رجوع کنیم، انعکاس چنین تصویری را از زن مشاهده می کنیم: خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی ، در اندرزی به پسرش از قول نظامی گنجوی چنین می گوید: “زن گر نه یکی هزار باشد / در عهد کم استوار باشد زن دوست بود، ولی زمانی / چون جز تو نیافت دلستانی چون جز تو کس دگر ببیند / خواهد که تو را دگرنبیند این کارزنان پاکباز است / افسون زنان بد دراز است” در اینجا سوال اصلی که در ذهن نقش می بندد این است که آیا واقعا این خواهش های جنسی زن تا این حد سیری ناپذیر است؟ این که میل جنسی زن چیست و چگونه خود را نشان می دهد، بحثی مفصل است که در گفتار ما نمی گنجد و آن را به مقالات بعد موکول می کنیم . تنها ذکر این نکته لازم است که زن بخاطر ساختار عضو تناسلی اش و نقاط حساس آن (و نیزبه دلایل دیگر)، قادر است حس های جنسی بسیار قوی را تجربه کند.اما به دلیل عدم تقارنی که در زمینه ی جنسی با مرد دارد، بیشتر در معرض احساس محرومیت است.”عدم تطابق زمانی” که می تواند بین ارگاسم (اوج لذت جنسی) زن و مرد وجود داشته باشد می تواند عاملی باشد که مانع رسیدن زن به اوج لذت جنسی شود و همانگونه که نیاکان مانیز پی برده بودند، بیدار شدن و ارضا شدن میل جنسی در زن، به دلیل متفاوت بودن و دیررس بودنش نسبت به میل جنسی مرد، می تواند در رابطه کشف نشده باقی بماند. میل جنسی و ترس یکی از موانع لذت جنسی ترس است. ترس به نوعی می تواند “میل” را در انسان به اعماق وجودش سوق دهد - ترس از گناه همان طور که گفتیم در بسیاری از فرهنگ ها، عشق جنسی رابه عنوان گناه تلقی می کنند.این مسئله باعث شده است که بسیاری از افراد، “میل جنسی” و “لذت جنسی “را با گناهکار بودن برابر قرار می دهند.”سکوتی” که در بسیاری از خانواده ها در قبال مسائل جنسی وجود دارد، کافی است که ذهن فرزندان از آن تابویی بزرگ بسازد.در این خانواده ها، بچه ها خیلی زود در می یابند که نه تنها سوال کردن در این زمینه ها ممنوع است، بلکه کوچکترین حرکتی که به نوعی با سکسوآلیته در ارتباط باشد نیز شدیدا وقیح است. حتی اگر در حوزه ی ذهنی باشد: خواب دیدن ، میل داشتن، نگاه کردن، بدن خود را نوازش کردن …اگر هم کلامی در این ارتباط بیان شود با ارزش گذاری های منفی همراه است.:”زشت است”، “منفور است”…تمام اینها در این جهت که تصویر شنیعی از امیال جنسی داده شود.( به عنوان نمونه مشاهده می کنیم تا زمانی نه چندان دور دراروپا، احساس گناه شدیدی در قبال امیال جنسی به افراد اعمال می شد و از متدهای گوناگونی برای سرکوب میل جنسی در نوجوانان استفاده می کردند(خصوصا در قرن ۱۸ و ۱۹) . مثلا برای اینکه نوجوان در رختخواب و حتی در خواب دست به خودارضایی نزند، از روشهایی مثل: حبس کردن دست ها در کیسه، بستن دست ها در هنگام خواب و ازهمه وحشتناک تر، نسب حلقه ای فلزی به آلت تناسلی پسرها در هنگام خواب، استفاده می کردند.این حلقه ها از داخل دارای تیغه های سوزن مانندی بودند که چنانچه در خواب نیزبه نوجوان حالت تحریک جنسی دست می داد، تماس پوست آلت با تیغه های حلقه، باعث ایجاد دردی شدید و پایان دادن به این “میل منفور” بود.) باید بگوییم ، با مرور زمان، کودک ونوجوان این تابو هارا درونی می کنند.این تابو ها، به نوعی میل رابه زنجیر می کشند و باعث می شوند طبیعی ترین حس انسان یا سرکوب شود و یا حضورشان فرد را در وحشت واز خود بیزاری غوطه ور کند .در حقیقت درونی کردن این تابو ها، می تواند اختلالات مهمی در میل جنسی و نیز رسیدن به لذت جنسی ایجاد کند. به عنوان مثال، فرد به محض قرار گرفتن در رابطه، دچار ترس های شدید می شود. ترس هایی که او را از داشتن یک رابطه جنسی ارضا کننده محروم می کنند و یا هر بار که فرد تصمیم به برقراری رابطه ی جنسی بگیرد افکار مزاحم، چیزهای دیگری را جایگزین میل جنسی فرد می کنند.(”الان موقع مناسب نیست، کلی کار دارم، ظرف های کثیف مونده یا باید برم فاکتورها رو بدم”) یکی از پدیده هایی که بعنوان نمونه در بعضی از مردها سکس را با اضطراب زیاد همراه می کند، این است که بطور ناخود آگاه ارتباط با هر زنی برایشان تداعی رابطه با مادرشان است. این که مرد، زن را تنها به عنوان “جایگزین مادرش” تلقی کند، باعث می شود که در هنگام برقراری رابطه ی جنسی، اضطراب های شدیدی را در حوزه ی آگاه ذهنش تجربه کند. زیرا این رابطه در نا خودآگاهش تصویری از “همخوابگی با مادرش” را دارد. بخاطر همین است که گروهی از مردان که وابستگی شدیدی به مادرانشان دارند، در هنگام شروع رابطه با یک زن دچار ترس های شدیدی می شوند و این ترس ها به نوعی بر میل جنسی آن ها به آن زن تاثیر می گذارد و حتی می تواند باعث تجربه ی ناتوانی جنسی در فرد شود. در خیلی از این موارد، برای حل مشکل ، باید به اعماق و ریشه های آن پرداخت و در همین جهت، گاهی “روان درمانی”، الزامی می شود. - ترس زاییده از تجربیات منفی از عوامل دیگری که می تواند در فرد ترس های عمیق در رابطه با کشش های جنسی ایجاد کند، تجربه های وحشتبار جنسی دردوران کودکی است. تجاوز های جنسی به فرد در سنین پایین، می تواند در او احساس تنفر عمیقی نسبت به امیال جنسی ایجاد کنند . زیرا برای فرد میل جنسی، تداعی گر حس شرم و تحقیر و وحشت می شود. یکی از عوامل دیگر ترس از نزدیکی جنسی، اولین تجربه ی جنسی می تواند باشد.این مسئله، خصوصا در زن ها و در کشورهای سنتی که حتی روز و ساعت اولین رابطه ی جنسی، از پیش تعیین شده است به چشم می خورد. عدم آگاهی مرد به چگونگی بر انگیختن و ارضای امیال جنسی او ونیز نا آشنا بودن خود زن به امیال جنسی اش، در خیلی از موارد، این تجربه را برای زن به تجربه ای دردناک و مشمئز کننده تبدیل می کند. - ترس از لذت هر چند این تیتر ممکن است در نظر اول به نظرمان غریب بیاید، زیرا به نظر می رسد که جذابیت لذت برای ما بحدی است که قاعدتا ترس را در همان اول باید متلاشی کند. ولی متاسفانه این ترس، جزو ترس هایی است که می تواند میل جنسی را در چنگال خود اسیر کند.در حقیقت، تجربه ی لذت جنسی، تجربه ایست که وقتی نهایت فرد رادر بر می گیرد، می تواند برای افرادی که دوست دارند همه چیزشان در کنترل فکر و منطق باشد، وحشت غریبی ایجاد کند.زیرا برای این افراد، غرق شدن در لذت برابر است با “بچه گانه “عمل کردن. یکی از بیم های این افراد این است که با رها شدن در لذت، تصویر مضحکی از خود به فرد مقابل ارائه دهند. زیرا غرق شدن در لذت می تواند عکس العمل های فرد را از کادری که خودش و دیگری از او در ذهن دارند خارج کند و جنبه ی دیگری از او را به نمایش بگذارد.مثلا اگر فردی باشد که عادت نداشته باشد احساساتش را در حرکات بدنش ، در صدایش و نگاهش بروز دهد، تجربه ی لذت را به عنوان خطری برای تصویری که از خود دارد و نیز تصویری که سعی دارد از خود به هم بسترش دهد، تلقی کند و نهایتا ترس از اینکه بروز این تجربه در ارتباطی که با فرد مقابل دارد تاثیر بگذارد.شاید بگویید خوب چه از این بهتر! اما مشکل این است که در خیلی روابط، نگه داشتن فاصله با دیگری، عملکرد های خاص خودش را دارد و از دست رفتن این فاصله برای بعضی آدم ها گران تمام می شود.فرد حتی می تواند با وجود لذتی که از رها شدن در نوازش های دیگری حاصلش می شود، در مقابل این میل مقاومت کند و آن به این علت که در زوجشان همیشه اوست که همه چیز را در دست می گیرد و کنترل می کند. در اینجا بجاست کمی نیز از” ترس از صمیمیت” سخن بگوییم. - ترس از صمیمیت گفتیم “نگه داشتن فاصله ی عاطفی”، جزو مکانیسم های دفاعی بعضی از اشخاص است. صمیمیت عاطفی بین یک زوج، تنها به در آغوش هم خفتن و یا گفتن جمله های احساسی و جنسی خلاصه نمی شود.صمیمیت، دیگری را به عمق درون خود راه دادن را نیز شامل می شود. با اینکه احساس خوبی می تواند باشد ولی ریسک” بدفهمی”، “احساس کوچک شدن کردن” از جانب طرف مقابل را نیز به دنبال داشته باشد. به این دلیل و دلایل دیگر که در بحث ما نمی گنجد، در بعضی افراد رابطه ی صمیمی به منزله ی تجاوز به حریم شخصی شان است و چون رابطه ی جنسی به نوعی می تواند در خود شخص و یا در شخص مقابل، انتظار صمیمیت بوجود آورد، پس برای فرد به گونه ای به عنوان تهاجم نیروهای بیگانه به سرزمین درون تلقی می شود. اگر در عواملی که در بالا ذکر کردیم توجه کنیم، متوجه می شویم که” رابطه”، یکی از فاکتورهای مهمی است که در ایجاد “ترس از میل جنسی” نقش دارد. به همین دلیل لازم می دانیم در مورد چگونگی تاثیر این دو بر هم، نکاتی را بیان کنیم. میل جنسی و رابطه یکی از تفاوت های عمده ی انسان با حیوانات در زمینه ی جنسی این است که امیال جنسی انسان از بعد غریزی شان بسیار فراتر می روند. از عواملی که برامیال جنسی انسان تاثیر فراوان دارد، رابطه های انسانی با تمام پیچ و خم هایش است.کیفیت و چگونگی رابطه عاطفی و روحی دو نفر، عامل تعیین کننده ای در ارتباط جنسی آن ها می باشد. امیال جنسی ما وقتی در رابطه با دیگری قرار می گیرند، با بسیاری عوامل دیگر ترکیب می شوند.ما، پیام هایی که در زندگی روزمره نمی توانیم به شخص مقابل انتقال دهیم، با امیالمان ترکیب می کنیم. به این معنی که رابطه جنسی برایمان تنها وسیله ای برای ارضای امیال نمی شود، بلکه می تواند ابزاری شود که به وسیله ی آن با زبان گاهی “غیر کلامی ” حرف های ناگفته مان را با دیگری در میان بگذاریم. و یا حتی خشم ها و عصبانیت ها و نارضایتی هایی که در ابعاد دیگر از شخص مقابل داریم، به روابط جنسی انتقال دهیم. میل به تحقیر ویا سرزنش دیگری نیز در رابطه جنسی می تواند انعکاس پیدا کند.خصوصا زمانی که استفاده از ” زبان ” و “حرف زدن “برای مطرح کردن مشکلات و دلخوری ها، کنار گذاشته شود، سکس به عنوان حوزه ای که درآن دو فرد بطورتنگاتنگ با هم در ارتباط هستند، تبدیل به فضایی ” مناسب ” (یا بهتر است بگوییم نامناسب!) برای “گفتگوهای های غیر زبانی” می شود نوع رابطه ای که طرفین در زندگی روزمره با هم دارند، می تواند دربستر زناشویی ادامه پیدا کند.مثلا اگر زوج دچار مشکل” بازی قدرت” در رابطه شان باشند، حضور این پدیده در میل جنسی و در کیفیت معاشقه شان امکان دارد ایجاد اختلالاتی کند. میل جنسی در انسان، نیاز به شکوفایی رابطه در ابعاد روحی- عاطفی اش دارد و بطور متقابل، میل جنسی به دیگری، جزو پایه های یک رابطه ی شکوفا و صمیمی در زندگی زناشویی است.این دو عامل نه تنها در رابطه ی دو طرف مهم هستند، بلکه تاثیر بسزایی نیز در اعتماد به نفس و تصویری که فرد از خود و دیگری دارد می گذارد. در هر صورت واقعیت زیر انکار ناپذیر است: مشکل بتوان به کسی که به عنوان فرد برای ما ارزش قائل نیست، میل جنسی داشت. بر خلاف چیزی که خیلی از ما تصور می کنیم، در روابط طولانی مدت، عشق و یا حتی کشش جنسی بین دو نفر برای برقراری یک رابطه جنسی ارضا کننده، کافی نمی باشد. می بینیم که سیستم روانی و ارتباطی بشر، بدلیل پیچیدگی هایش، می تواند بطور مثبت و یا منفی بر “میل جنسی”، تاثیر بگذارد. تعمق در رابطه و نیز ترس های خودآگاه و ناخودآگاهمان، می تواند قدم مثبتی باشد برای اینکه با خواهش های جنسی خود مستقیم تر ارتباط برقرار کنیم. منبع : سایت پزشکان

روابط زن و مرد ایرانی در آستانه تحول

 

تحول عظیم اجتماعی در ایران چالشی به مراتب بزرگتر از بحران رابطه با آمریکا است. کوچک‌شدن خانواده‌ها، افزایش میزان طلاق، کاهش ازدواج و ورود زنان به بازار کار چهره جامعه را برای همیشه تغییر خواهد داد.

تحول عظیم اجتماعی

همه آمارهایی که این روزها منتشر می‌شوند، حکایت از تحول عظیم اجتماعی دارند. جامعه شناسان می‌گویند تغییراتی که امروز جامعه شاهد آن است، برای همیشه چهره ایران را تغییر خواهد داد. تغییراتی که چندان هم خوشنایند "دکترین اسلامی" حاکم نیست.

کوچک شدن خانواده‌ها

خانواده‌های ایرانی دیگر به بزرگی گذشته نیستند. خانواده‌های تشكيل شده از حيث تعداد اعضا دچار تغيير و تحول بنيادی شده‌اند. حركت خانوار ايرانی از ۵ و ۶ نفره در دهه ۶۰ و اوايل هفتاد به‌سوی ۲ و ۳ در اواخر دهه ۸۰ و اوايل دهه ۹۰ نشان از تعریف جدید ایرانیان از خانواده دارد. دست‌خط مشکلات اقتصادی، زندگی شهری و میزان تحصیلات در این تعریف بوضوح دیده می‌شود.

وضعیت خانواده در مناطق روستایی

در گذشته خانواده‌های روستایی به حیث نیاز به نیروی کار بزرگتر از خانواده‌های شهری بودند. در سال‌های گذشته خانواده‌های روستایی نه تنها کوچک شده‌اند، بلکه به قول محسن رضایی، روستاها به خانه سالمندان تبدیل شده‌اند. بسیاری از روستاییان جوان به‌خصوص در مناطق مرکزی ایران به شهرها مهاجرت کرده‌اند.

بزرگ‌شدن کودکان بدون پدر و مادر در روستاها

در بسیاری از مناطق روستایی به‌خصوص روستاهای نزدیک به شهرها، مردان و زنان برای یافتن کارهای فصلی راهی شهر می‌شوند و کودکان نزد پدر و مادربزرگ می‌مانند. چنین وضعیتی در کنار مشکلات عاطفی، گسست‌های خانوادگی را نیز به همراه دارد.

کاهش ازدواج

روند کاهش ازدواج در حالی که از سال ۱۳۹۰ برای نخستین بار رشد منفی نشان داد در سال ۹۱ نیز ادامه یافت. ازدواج درسال ۹۱ به میزان منفی ۱ / ۵ درصد رسید که این نسبت درنقاط روستایی ۹ / ۵ درصد بوده است.

افزایش سن ازدواج

مشکلات اقتصادی بویژه بیکاری شدید در میان جوانان و تغییرات ارزشی و هویتی جوانان باعث بالارفتن سن ازدواج به بعد از ۲۵ سالگی شده است. به گفته مدیر کل دفتر اطلاعات و آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال سهم ازدواج‌های بالای ۳۵ سال برای مردان و بالای ۳۰ سال برای زنان در محدوده زمانی سال‌های ۸۴ تا ۹۱ دوبرابر شده است.

مشکل بازتولید ساختارهای سنتی

ساختارهای سنتی ازدواج مثل هزینه‌های سرسام‌آور جشن‌های عروسی و عقد، مهریه‌های کلان، جهیزیه سنگین، دخالت فعال خانواده‌ها در همسریابی، عمده شدن مولفه‌های مادی و اقتصادی در کنار مشکلات اقتصادی همچون عدم کفایت درآمد برای تشکیل خانواده، بیکاری و هزینه سنگین مسکن و افزون بر آن خدمت سربازی که بر سن ازدواج پسران می‌افزاید باعث شده تا ساختارهای سنتی با مشکل بازتولید روبرو شوند.

افزایش طلاق

در طی سال‌های ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۰ در مجموع ۸۶۸ هزار و ۳۱۲ زوج در ایران از هم جدا شدند. میزان طلاق در سال ۹۱ نسبت به سال قبل ۶ درصد افزایش یافت.

دلائل افزایش طلاق

نتایج بررسی که سال ۹۰ بر روی هزار پرونده طلاق صورت گرفت حاکی است فقر مهارت‌های ارتباطی، عدم تناسب خصوصیات شخصیتی دختر و پسر، اختلالات بالینی، مشکلات اقتصادی، مشکلات جنسی، رفتارهای پرخطر مانند اعتیاد و دخالت‌های والدین ازعوامل طلاق هستند.

طلاق عاطفی

یک نوع خانواده مبتنی بر نوعی طلاق نیز در دهه گذشته رشد زیادی داشته است. طلاق عاطفی به این معنا که زن و شوهر عملا از هم جدا هستند و هیچ رابطه‌ی عاطفی ندارند، اما به دلایل اجتماعی، اقتصادی و یا خانوادگی مثل حمایت از فرزندان با هم زندگی می کنند.

تغییر هویت‌زنان

نظام ارزشی زنان ایرانی علیرغم همه محدودیت‌ها در سال‌های گذشته تغییر کرده است. افزایش چشم‌گیر زنان تحصیل کرده نگاه آنان به شیوه زندگی سنتی را تغییر داده است. آنان دیگر حاضر نیستند علیرغم تحصیلات عالیه به کنج خانه رانده شوند.

زنان شاغل

حضور زنان در بازارکار و کسب درآمد باعث استقلال مالی زنان بسیاری شده است.جامعه‌شناسان می‌گویند استقلال مالی زنان بر نقش و جایگاه آنان در درون نهاد خانواده تاثیر به‌سزایی دارد. از سوی دیگر استقلال مالی دختران شاغل حتی در روند انتخاب و یا عدم انتخاب همسر در سنین بین ۲۵ تا ۳۰ سال نیز دخیل است.

تحولی دیگر

افزایش ازدواج دختران با پسران کم سن و سال‌تر از خود تحولی جدید است. در ۷ / ۱۰ درصد ازدواج‌هایی که در سال ۹۱ در ایران ثبت شده، سن زن بیشتر از مرد است. جالب اینکه این تحول در روستاها نیز دیده می‌شود و حتی درصد آن از شهرها کمی بالاتر است. از کل ازدواج‌هایی که در نقاط روستایی صورت گرفته ۱۱ درصد از کل آمار را این ازدواج‌ها تشکیل می‌دهند.

خانواده‌های غیر قانونی

اکنون خانواده در ایران دیگر نهادی متشکل از مرد و زن نیست که عقدنامه‌ی شرعی و قانونی داشته باشند و زن مکلف به تمکین به شوهر باشد. در سال‌های اخیر دختران و پسران به زندگی با هم پرداخته‌اند و به هم تعهد عاطفی دارند، اما رسما ازدواج نکرده‌اند. این خانواده‌ها در ایران غیر قانونی هستند.

بحران فرهنگ مردسالار

اكنون انتظارات زوجين در خانواده ايرانی از يكديگر در حال دگرگونی است. گسترش بی‌بازگشت و هر چه بيشتر اشتغال زنان اين دگرگونی را بازهم بیشتر خواهد کرد. تغییر نوع روابط مرد و زن که به کاهش قدرت مرد در رابطه با زن انجامیده، فرهنگ مرد‌سالار و باورهای سنتی و دینی را بحرانی کرده است.

خانوما با این جملات دلشون آب میشه!!!


 

اگر از آن دسته مردهایی هستید که فکر می کنند، جملات اهمیتی ندارد و تنها چیزی که مهم است درون شماست، کاملا در اشتباهید. تا زمانی که با این احساسات درونی تان جمله ای نسازید و همسرتان را از آن ها با خبر نکنید، هیچ اتفاق خوبی در زندگی مشترک تان نخواهد افتاد. اگر هم از اهمیت این جملات باخبرید اما نمی دانید چه بگویید و از کجا شروع کنید، بهتر است از این توصیه ها کمک بگیرید و با دنیای زنان آشنا تر شوید. باید باور کنید که دنیای ذهنی زنان و مردان تفاوت زیادی دارد و اگر می خواهید همسرتان را خوشحال کنید باید به دنیایش وارد شوید و او را به شیوه خودش آرام و شاد کنید.

 

● چقدر زیبایی
زن ها دوست دارند ظاهرشان را ستایش کنید و گاهی به آن ها بگویید که چه چهره زیبا یی دارند. حتی اگر همسر شما واقعا به این زیبایی نباشد از این که گمان کند در نظر شما این طور به نظر می رسد، احساس غرور خواهد کرد. البته بی گدار به آب نزنید و بدون آن که برای حرف تان دلیلی داشته باشید او را ستایش نکنید. چون درست در زمانی که به همسرتان می گویید، چقدر زیبا هستی… او دلیل شما را خواهد پرسید و خواهد گفت از چه نظر؟ پس سعی کنید برای این ادعای تان جزئیاتی را هم مطرح کنید و به این فکر کنید، چه چیز در او زیباتر است و بعد سراغ تعریف کردن بروید.

 

● تو خیلی خاصی
این که همسر شما بشنود که او فردی بی همتاست و هیچ زن دیگری نمی توانسته شما را به این اندازه خوشبخت کند، یک حس فوق العاده به او می دهد. زن ها دوست دارند، بدانند که با تمامی گزینه های دیگری که شاید همسرشان به آن ها برای ازدواج درنظر داشته فرق می کنند و آن ها ویژگی هایی دارند که از نظر شوهرشان در هیچ کدام از زن های دور بر هم وجود ندارد. شما باید این خاص بودن را به او گوشزد کنید و بگویید که کدام یک از ویژگی های همسرتان بیش از دیگر ویژگی ها، شما را تحت تاثیر قرار داده. این موضوع نه تنها حس خوب مورد توجه قرار گرفتن و قدردانی شما را به او می دهد بلکه باعث می شود که او تمرکز بیشتری روی ویژگی های مثبتش داشته باشد و برای پررنگ کردن شان تلاش کند. زن ها دوست دارند از شوهرشان بشنوند که پر از صفات مثبت هستند و این که همسرشان به دلیل همین صفات به آن ها افتخار می کند.

 

● با تو بودن بی نظیر است
زن ها دوست دارند، همسرشان به رابطه ای که دارد افتخار کند و به دلیل آرامشی که در این رابطه دارد هم از آن ها قدردانی کند. این قدردانی ممکن است به شکل های مختلفی صورت بگیرد. مثلا وقتی مردی زودتر از سر کار می آید و به همسرش می گوید، دوست داشتم امروز بیشتر کنار تو باشم یا این که دوست دارم وقتم را بیشتر با تو بگذرانم و باقی مانده کارهایم را هم کنار تو انجام دهم می تواند یک حس فوق العاده را در زنان ایجاد کند. با شنیدن این قدردانی ها زن برای بیشتر درک کردن همسرش تلاش خواهد کرد و برای این که همسرش در ساعات بیشتری که در خانه است آرامش داشته باشد و این اتفاق را تکرار کند، مصمم تر خواهد شد. آن ها از این تصور که مردشان دوست دارد ساعتی از روز را تنها کنار او و تنها برای استفاده از وقت ۲نفره شان مشخص می کند بیش از هر چیزی خوشحال می شوند.

 

● دوستت دارم
اگر می خواهید همسرتان از این که دوستش دارید مطمئن شود چاره ای جز گفتن این حرف ندارید اما مهم تر از گفتن این حرف ها عملکرد شماست. زن ها دوست دارند عشق تان را با کارهای تان نشان دهید. دادن یک شاخه گل، یک هدیه بی مناسبت، پیامک های احوالپرسی طول روز و خیلی کارهای ساده دیگر می تواند تاثیر خاصی روی رابطه شما بگذارد و این زندگی را در چشم همسرتان افتخار آمیزتر کند اما ماجرا به همین جا ختم نمی شود، شما باید مراقب تمام حرف هایی که میان تان رد و بدل می شود باشید و فکر نکنید کلمات تاثیر چندانی ندارند. مهم تر از همه این که باید مراقب قول هایی که به همسرتان می دهید باشید. گرچه پاسخ مثبت شما به خواسته های همسرتان می تواند او را خوشحال کند اما عمل نکردن به وعده های کوچک و بزرگ تان مشکل را چند برابر خواهد کرد و تاثیری منفی روی نگاه همسرتان به شما و رابطه خواهد گذاشت.

 

● متاسفم
برای زن ها مهم ترین اتفاقی که می تواند بعد از یک دعوا یا دلخوری پیش بیاید، شنیدن عذرخواهی مردشان است. آن ها دوست دارند تاسف واقعی شما را ببینند و بعد از این دلخوری ها مورد دلجویی قرار گیرند. غرورتان را کنار بگذارید و اگر اشتباه کرده اید قبل از توضیح دادن دلایل تان از او عذر خواهی کنید. این که شما بدون گفتن این که پشیمانید شروع به توضیح دادن و دلیل تراشی کنید می تواند ناراحت کننده ترین واکنش بعد از دعوا برای یک زن باشد. پس اگر نمی خواهید اوضاع را از این که هست خراب تر کنید با یک جمله ای که از ته دل می گویید همه چیز را رو به راه کنید؛ بگویید: ببخشید و متاسفم!

 

● همه چیز را درست می کنم
حتی اگر یک سوپرمن نباشید باید بتوانید به همسرتان اطمینان دهید که همه چیز تحت کنترل است و تا زمانی که در کنارش هستید نمی گذارید زندگی تان را چیزی تهدید کند. گرچه شما با رفتارهای تان باید این اطمینان را در او ایجاد کنید اما در لحظاتی که او از ته دل غمگین است و احساس اضطراب می کند باید این جمله جادویی را به کار ببرید و به او آرامش دهید. اگر فکر می کنید فراهم کردن امکانات زندگی برای شاد کردن همسرتان کافی است اشتباه می کنید. ایجاد احساس آرامش و اطمینان و گاهی بیان کردن این جملات او را بسیار آرام تر و اعتمادش به زندگی مشترک تان را هم بیشتر خواهد کرد.

 

● بیا صحبت کنیم
اگر همسرتان مدتی است که ناراحت یا پریشان است اما توضیحی در این مورد به شما نمی دهد، باید خودتان پیش قدم شوید. شاید او مشکل بزرگی دارد که گفتنش برایش آسان نیست و شاید هم منتظر جرقه ای از طرف شماست. یادتان نرود که هیچ ناراحتی بی دلیل نیست و این که شما از کنار این پریشانی ها بگذرید و آن ها را جدی نگیرید، می تواند همسرتان را ناراحت تر از آنچه هست کند و حتی گاهی زندگی مشترک تان را هم زیر سوال ببرد. پس بعد از هر دلخوری که بین تان پیش می آید یا حتی زمانی که می بینید رفتار همسرتان تغییر کرده اما دلیلش را نمی دانید، به او پیشنهاد گفت وگو دهید و حتی اگر از این گفت وگو طفره رفت برایش توضیح دهید که شنیدن حرف ها و احساساتش چقدر برای شما اهمیت دارد و چقدر برای بهتر کردن زندگی مشترک تان اشتیاق دارید.

نشانهای یک رابطه اشتباه

یک رابطه می تواند ناسالم باشد. رابطه بد هم فقط به ازدواج یا نامزدی محدود نمی شود. روابط ناسالم می تواند در خانواده، میان دوستان یا قرار ملاقات نیز وجود داشته باشد. هر رابطه ای که به جسم، روح و احساسات شما لطمه بزند، ناسالم است. 

دلایل مختلفی وجود دارد که افراد در روابط ناسالم باقی می مانند. برخی از افراد نمی دانند یا نمی خواهند قبول کنند که در رابطه اشتباه قرار دارند یا از خاتمه دادن به این رابطه می ترسند یا قدرت روحی این کار را ندارند. یا آنها اعتقاد دارند می توانند شریک خود یا مسایل آزاردهنده را تغییر دهند. 

واقعیت ناراحت کننده این است که بسیار کم پیش می آید که روابط ناسالم بهبود بیابند و در عوض، هر روز بدتر نیز می شوند. سعی کنید از این زخم ها که بهبود آنها سخت است، دوری کنید. 

نشانه های هشدار دهنده برای اجتناب از آنها
اگر بدانید دنبال چه هستید، خیلی راحت می توانید نشانه های یک رابطه ناسالم را کشف کنید. در وهله نخست، مسایلی که باعث ناراحتی و ترس شما می شوند مهم ترین مسایل برای توجه هستند. از واضح ترین هشدارها می توان به سوء مصرف مواد و الکل اشاره کرد که می تواند به رابطه افراد آسیب برساند. اما نشانه های دیگری نیز وجود دارند که در ادامه به آنها اشاره کرده ایم.

1. ستیزه جویی
هرگونه رفتار خشونت آمیزی ناسالم است اما رفتارهای ناشایست فیزیکی، از انواع رفتارهای خصمانه است. هرگونه بدرفتاری فیزیکی، نه فقط مشت و سیلی زدن، بلکه هل دادن و کشیدن نیز ناسالم است. 

رفتارهای بیرحمانه داشتن نسبت به افراد و حیوانات نشانه ستیزه جویی در افرد و نشان دهنده خشم و عصبانیتی است که به کتک کاری، مشت و لگد زدن و پرتاب اجسام به طرف فرد مقابل منجر می شود. هر زمان که در رابطه ای دچار ترس و وحشت شدید، باید از آن رابطه بیرون بیایید.

alt
web counter

 2. کنترل
هرگونه عدم تعادل قدرت یا رفتارهای کنترلی در رابطه، ناسالم و غلط است. هر زمانی که فردی طرف مقابل را سطح پایین و نابرابر دید، عدم تعادل وجود دارد. در رابطه ای که همیشه تحت کنترل است، طرف مقابل از شما انتظار دارد تا همه انتظارات آنها را برآورده کنید و طبق خواسته او رفتار کنید. شاید آنها این گونه وانمود کنند که می خواهند به شما کمک کنند تا تصمیم درستی اتخاذ کنید یا اینکه ادعا کنند، می دانند بهترین چیز برای شما چیست. اما واقعیت این نیست، بلکه ارضای نیاز آنها برای کنترل دیگران است. این رفتار می تواند تاحدی ادامه پیدا کند که حتی پیام کوتاه های موبایل شما یا ایمیل هایتان را چک کنند. چراغ قرمز روابط کنترل کننده این است که احساس حقارت کنید و فکر کنید هیچ قدرتی برای تصمیم گیری ندارید.  

3. حس مالکیت
احساس مالکیت می تواند در نتیجه حسادت یا تنهایی اجباری به وجود بیاید. شاید آنها به شما بگویند که عاشق و نگران شما هستند اما واقعیت این است که حس مالکیت با عشق کاملا فرق دارد و در نتیجه عدم اعتماد است. آنها به هر کاری دست می زنند تا شما را از بودن در کنار افراد دیگر بازدارند.

 به طور مثال، خود را به مریضی می زنند یا دعوا راه می اندازند. یا حتی ممکن است بدون اطلاع با شما تماس بگیرند یا به شما سربزنند تا بتوانند کارهای شما را کنترل کنند. شاید این کارها در ابتدا عشق تصور شوند اما واقعا اینگونه نیست. 

4. خودخواه بودن
تقریبا همه ما در شرایط متفاوت خودخواه و خودپسند می شویم؛ این لازمه ذات آدمی است. خودخواهی، زمانی به یک معزل تبدیل می شود که همه چیز حول محور این ویژگی روی رفتارهای فرد با دیگران تاثیر بگذارد. افراد خودخواه همیشه به خود و خواسته های خود فکر می کنند و برای افکار و احساسات دیگران ارزش قائل نیستند. 

آنها انتظار دارند همه نیازهای آنها را برآورده کنید و در مقابل هیچ انتظاری هم از آنها نداشته باشید. آنها اغلب به شما القا می کنند که شما مسوول خوشحالی و دیگر حالت های روحی آنها هستید. هنگامی که توجه، مراقبت و سخاوتمندی یک طرفه باشد این رابطه ناسالم و اشتباه است. 

alt

5. سواستفاده و دغل کاری
یک فرد متقلب و سواستفاده چی کاری می کند تا شما کاری را انجام دهید که نمی خواهید ط£آ¢ط¢â‚¬ط¢â€œ بیشتر مواقع کارهایی که می دانید درست نیست. هر زمان که فردی به شما احساس گناه داد یا از تهدید برای تحت تاثیر گذاشتن شما استفاده کرد یا توجه و عشق خود را به منزله تنبیه از شما گرفت، انسان متقلب، دو رو و سواستفاده کنی است. 

اگر کارهایی را برای جلب توجه و رضایت طرف مقابل انجام می دهید که خودتان دوست ندارید و احساس می کنید اشتباه است، باید مراقب باشید زیرا در رابطه ای اشتباه گیر افتاده اید. 

6. انتقاد دایمی
همه ما در زمان های مختلف به رفتارها و گفتارهای دیگران انتقاد می کنیم اما اگر این کار به طور دایم برای سرکوفت زدن و آزار رساندن به دیگری صورت بگیرد، رفتاری  ناسالم و اشتباه تلقی می شود. افراد عیب‌جو باعث می شوند تا شما احساس حقارت یا ناراحتی کنید.

 آنها به طور مرتب به شما، افکار، رفتار و گفتار شما بی احترامی می کنند. آنها همیشه شما را در مقابل دیگران تحقیر می کنند یا برخی از آنها می دانند این کار زشت است و سعی می کنند در خفا انتقادهای خود را بازگو کنند. هر گاه فردی باعث شود شما احساس کنید به اندازه کافی خوب، زیبا یا باهوش نیستید و ایده های شما احمقانه و بی ارزش است، باید بدانید در رابطه ای ناسالم گرفتار شده اید. 

7. بی ثبات و دمدمی مزاج
رفتارهای متغیر و غیرقابل پیش بینی جزو رفتارهای ناسالم و اشتباه دسته بندی می شوند. تغییر رفتار ناگهانی یک فرد باعث گیجی و تعجب طرف مقابل می شود. فردی که یک دقیقه عصبانی و هیجان زده است و لحظه ای بعد می خندد یا طوری رفتار می کند که گویا اتفاقی نیفتاده است، تعادل ندارد و باید به او کمک کرد. 

افراد دمدمی مزاج اصولا آدم های بسیار حساسی هم هستند که کوچک ترین حرف و حرکت شما می تواند آنها را عصبانی کند. هر مساله کوچکی حالت های روحی آنها را تغییر می دهد. اینگونه رفارها در رابطه های اجحاف آمیز و ناسالم رایج است و نشانه های عدم تعادل روحی است.

alt

8. عدم صداقت
عدم صداقت در رابطه های سالم هیچ جایگاهی ندارد. این رفتار نه تنها اشتباه است که باعث از بین رفتن اعتماد میان دو طرف نیز می شود. دروغ، می تواند کوچک یا بزرگ، اغراق آمیز یا جعلی باشد و هیچ دلیلی نیز نداشته باشد. افراد به دلایل مختلفی روراست نیستند: یا تلاش می کنند تا ارزش خود را بیش از آنچه هست نشان دهند، خود را از مخمصه و مشکلات رها کنند یا می خواهند به دیگران آسیب برسانند و ناراحتی به وجود بیاورند. دلیل این کار چندان مهم نیست، ذات این کار مهم است که به کل اشتباه است و عدم وجود اعتماد باعث می شود تا رابطه ناسالم شود. 

9. غیر مسوول
انسان های غیرمسوول و رفتارهای متفاوتی دارند و تشخیص آنها چندان سخت نیست. مشکلات مالی همیشگی یا عدم مدیریت پول می تواند نشانه های فرد غیرمسوول باشد که نمی تواند یک کار برای برای مدت طولانی برای خود نگه دارد. چراغ قرمز این مورد زمانی است که فردی از نظر مالی به فرد دیگر احتیاج دارد یا انتظار دارد تا در شرایط سخت زندگی از او حمایت کند، اما فرد غیرمسوول همان طور که از نامش پیداست، این کار را انجام نمی دهد. همه ما به کمک یکدیگر نیاز داریم اما اینکه همیشه منتظر باشیم تا دیگران از ما حمایت و مراقبت کنند و مشکلات ما را برطرف کنند، درست نیست. در یک رابطه سالم، هر دو طرف نسبت به یکدیگر احساس مسوولیت دارند. 

یک رابطه سالم و کامل، می تواند مساله بسیار مهمی د زندگی باشد اما وقتی یک رابطه ناسالم داشته باشیم، می تواند بسیار آسیب رسان و مخرب باشد. یک رابطه سالم می تواند صداقت، مهربانی، درک و سخاوتمندی باشد که یک فرد به دیگری ابراز می کند و حس حمایت و شجاعت را در دیگری تقویت می کند.

 یک رابطه ناسالم، شامل خشونت، عدم اعتماد، مردم آزاری، و مسوولیت ناپذیری و حسادت است. وقتی در یک رابطه توجه و احترام وجود نداشته باشد، نتیجه آن ناراحتی های روحی و جسمی خواهد بود. بنابراین، مراقب خط قرمزها و نشانه های خطر باشید و به سرعت از روابط ناسالم بیرون بیایید. 

منبع:ايران سان

رازهایی کاملا زنانه در زندگی زناشویی

آیا از زندگی مشترکتان رضایت کامل دارید یا احساس می کنید از بعضی جهات باید تغییراتی در روابطتان ایجاد کنید؟

 
معمولا زنان هنگامی که شعله های عشق کم سو می شوند و زندگی زناشویی رو به سردی می گذارد شوهر خود را عامل اصلی سرد شدن زندگی مشترک می دانند و زمانی قسمتی از تقصیرها را شخصا گردن می گیرند که همسرشان از آنها فاصله گرفته و دور شده باشد اما واقعیت اینجاست که رفتار و افکار زنان موجب می شود مردان رفتاری سرد از خود نشان دهند. عشق میان زن و شوهر هرگز نمی میرد مگر زمانیکه زوجین با رفتار نادرست خود آن را کمرنگ و خاموش کنند. معمولا اگر زن نتواند رفتار درست و بجایی با همسرش داشته باشد مرد نیز عشق خود را پنهان کرده و کم کم عشق زندگی ناپدید می شود.

 
در این مطلب رازهایی را با شما خانم ها در میان می گذاریم که شما را در رسیدن به زندگی زناشویی ایده آلی که در ذهنتان پرورش داده اید یاری می رساند.
در هر صورت آگاهی از نکات و راهکارهای زیر به شما کمک می کنند که روابط بهتر و پربارتری را با همسرتان تجربه کنید و این مهم را نیز دریابید که چگونه می توانید مجددا عشق را به زندگی مشترک خود بازگردانید.
 

 

راز اول : همسر شما نمی تواند تمام نیازهای عاطفی شما را برآورده کند
بیشتر مواقع مردان از همسرشان فاصله می گیرند چون احساس می کنند زن فشار زیادی بر او وارد کرده و مرد را برای برآوردن نیازهای عاطفی اش تحت فشار قرار داده است.
هنگامی که مرد نمی تواند انتظارات همسرش را برآورده کند احساس شکست و ناکامی می کند و چون زن عامل اصلی ایجاد این احساس است مرد ناخودآگاه از همسرش فاصله می گیرد.
جالب اینجاست که در این میان زن، شوهرش را مقصر دانسته و حتی به فکر ترک زندگی مشترک افتاده و زندگی مشترکی که به دلیل اشتباهات ناآگاهانه خودش با مشکل مواجه شده را رها می کند.
گاهی زنان انتظاراتی از همسرشان دارند که نه تنها شوهرشان بلکه هیچ مرد دیگری نیز قادر به برآوردن آن انتظارات نیست و فقط خداست که می تواند چنین زنانی را قانع سازد. 
توجه به همین نکته ساده و کوچک بسیاری از زندگی ها را از جدایی نجات می دهد. مهمتر از همه اینکه هرگز از شوهرتان انتظار نداشته باشید مانند یک غیب گو از انتظارات و نیازهای شما مطلع شود.

 
واقع بین و عادل باشید و انتظارات بجایی از همسرتان داشته باشید و این انتظارات را به موقع به همسرتان بگویید و هرگز او را تحت فشار نگذارید. اجازه دهید آزادی عمل داشته باشد تا بتواند از روی میل باطنی آنچه را که می خواهید انجام دهد. هر مردی روی کره زمین هنگامی که بیش از حد تحت فشار قرار بگیرد ناچار است سر به بیابان بگذارد.
 


راز دوم : همسرتان نیز نیازهایی دارد که درست به اندازه نیاز خود شما اهمیت دارند

 

توجه به این نکته بسیار مهم است. به یاد داشته باشید مردان نیز مانند زنان نیازهای احساسی دارند که به اندازه نیازهای زنان مهم هستند.
معمولا تصور نادرستی وجود دارد که چون زنان در مقایسه با مردان، موجودات لطیف تر و حساس تری هستند نیازهای احساسی بیشتر و مهمتری دارند و مردان چون موجودات خشنی هستند هیچگونه نیاز عاطفی نداشته و یا اگر داشته باشند برآوردن آنها چندان اهمیتی ندارد.
زنان هنگامی که می بینند همسرشان به نیازهای آنها بی توجه بوده و نتوانسته کاری که خواسته اند را انجام دهد به او بی توجه و بی محبت می شوند. اینجاست که مردان از همسرشان فاصله می گیرند. چون احساس می کنند آنگونه که باید با احترام با آنها برخورد نشده و به یاد داشته باشید حفظ
ارزش و احترام از مهمترین و اساسی ترین نیازهای عاطفی مردان است.

 
زنان باید بدانند اگر همسرشان را یکی از دوستانشان تصور کنند، با این شیوه رفتاری هرگز نمی توانند همسر (دوستشان) را برای مدت طولانی در کنار خود داشته باشند.
زنان در محیط کار، با دوستان، اقوام و حتی فرزندانشان روابطی گرم و صمیمانه برقرار کرده و با آنها گرم و مهربانانه صحبت می کنند اما هنگام برخورد با همسرشان ناگهان فرد دیگری می شوند.
این اصلا عادلانه نیست، چگونه از کسی که با او رفتار درستی ندارید انتظار واکنشی گرم و عاشقانه و بدون اشتباه دارید؟!

یکی دیگر از نیازهای بسیار مهم مردان که حتی از نیاز آنها به احترام و عشق مهمتر است این است که همسرشان را سرحال و خوشحال ببینند.
زنان باید بدانند برای مردان هیچ چیز آزاردهنده تر از این نیست که ببینند همسرشان افسرده و ناامید است، چرا که مردان با دیدن این حالت احساس می کنند فردی بی لیاقت و ناتوان هستندکه نتوانسته اند همسرشان را شاداب نگه دارند. مردان خود را عامل اصلی خوشحالی و ناراحتی های همسرشان می دانند.
 


راز سوم : مردان دوست دارند رهبر خانواده باشند

راز سوم این است که زنان باید بدانند مردان ذاتا دوست دارند رهبر ومدیر خانواده باشند وهنگامی که زنی این واقعیت را نادیده می گیرد مشکل بروز می کند. برای مردان بسیار دردناک است که ببینند همسرشان آنها را نادیده گرفته و خودرا رهبر و مدیر خانه می داند.
زنان نباید طوری رفتار کنند که مردان احساس کنند آنها برتری خود را به رخ می کشند. حتی اگر از جهات مختلفی از همسرتان برتر هستید هرگز این نکته را به رخ او نکشید. گام به گام با همسرتان پیش نروید، یک قدم عقب تر از او بایستید، اجازه دهید همسرتان بداند شما به او به عنوان رهبر خانه باور دارید. این یک قدم کوچک، تاثیر بزرگی در بهبود زندگی زناشویی شما ایفا می کند.

 

 

راز چهارم : بیشتر مردان از صمیم قلب می خواهند زندگی موفق و پرباری داشته باشند
برخلاف تصور عموم معمولا مردان به اندازه زنان به زندگی مشترکشان احساس تعهد می کنند و به اندازه زنان به زندگی مشترکشان باور دارند اما فرهنگ جوامع، زنان را وادار می کند که تصوری خلاف واقع داشته باشند. بسیاری مواقع مردان با تمام وجود بر حفظ و نجات زندگی مشترکشان تلاش می کنند و در این زمینه از هیچگونه تلاشی دریغ نمی کنند.
مردان دوست دارند همسرانشان را خوشحال کنند، دوست دارند اعضای خانواده را کنار یکدیگر جمع کنندو صحیح ترین کارها را انجام دهند. در چنین وضعیتی وظیفه زنان است که با ایجاد جو احساسی سالم و مناسب مردان را در انجام این کارها یاری داده و آنها را تشویق کنند تا همچنان به زندگی مشترکشان متعهد باقی بمانند.

 
سال هاست که جامعه، مردان را موجوداتی بی قید و بی توجه به تعهدات در زندگی مشترک معرفی کرده است و همین امر علت بروز مشکلات بسیاری در روابط زناشویی شده است. به خصوص در دهه های گذشته بسیار می شنویم که علت نارضایتی و ناراحتی زنان در زندگی زناشویی مستقیما به اشتباهات مردان بازمی گردد.
متاسفانه چنین نظریاتی مردان را به انزوا و گوشه گیری و در بسیاری مواقع بدخلقی کشانده است، اکنون زمانی است که دریابیم نتیجه چنین افکار و نظریاتی فقط سردتر شدن روابط و دور شدن زن و شوهر از یکدیگر است.

 
البته به یاد داشته باشید که زنان نیز هرگز عمدا مرتکب چنین اشتباهاتی نشده اند و آنها هرگز نمی دانستند رفتارشان چه اثر بدی بر همسرشان می گذارد، در واقع بیشتر اشتباهات زنان کاملا ناآگاهانه و غیرعمدی بوده و هست. باید کمی به زنان آگاهی داده شود تا دریابند رفتار و گفتار آنها چه آثار و پیامدهایی در رفتار مردان بر جای می گذارد. نتایج آزمایشات محققان بر روی هزاران زوج، نشان می دهد که ایجاد اندکی آگاهی در زوجین نتایج شگفت آوری در روابط آنها با همسرانشان ایجاد می کند.  زمانی که زوجین سعی دارند در طرف مقابل احساس رضایت و خوشحالی ایجاد کنند بخش اعظم مشکلات به سادگی برطرف می شود. سعی کنید برای ایجاد عشق و پایداری آن در زندگی مشترکتان از هیچ تلاشی دریغ نورزید و مطمئن باشید با ایجاد اندکی تغییر در رفتارتان می توانید همسرتان را به بهترین مرد کره زمین مبدل کنید.

بررسی رابطه جنسی از راه مقعد و عوارض پزشکی و احکام شرعی مربوط به آن

مقاله از علی سلطانی مجد

با توجه به سوالات بیشماری که در زمینه رابطه جنسی از طریق مقعد ( ANAL SEX ) به دستم میرسه در این مقاله به پیامدهای این رابطه می پردازم .

در آغاز لازم میدونم نکته ای را خاطر نشان کنم ، که از آنجائی که این رابطه یک رابطه نا سالم و پرخطر است در این پایگاه تا کنون مقاله ای در این زمینه درج نگردیده و اگر سابقا یکی دو مطلب در زمینه این رابطه درج شده بود از آرشیو حذف گردیده.

رابطه جنسی از طریق مقعد و احکام شرعی در مورد آن  :

این رابطه از نظر شرعی  در صورت رضایت زن مکروه است ( منظور کراهت است) و در صورت عدم رضایت زن حرام  و از نظر شرعی این رابطه هرگز نباید انجام گیرد . تا جایی که در قوانین مجازاتهای اسلامی اگر مردی همسر خود را مجبور به انجام چنین رابطه ای با وی کن زوجه ( زن) می تواند از شوهر خود شکایت کند کما اینکه هر چیزی که از نظر اسلام مردود شناخته شود حتما به ضرر انسان میباشد که امروزه  از نظر پزشکی نیز ثابت شده که این رابطه یک رابطه پرخطر است

بررسی رابطه جنسی از نوع مقعد و آسیبهای جسمانی آن  از منظر پزشکی :

هیچ پزشکی چنین رابطه ای ا توصیه نمیکند و مسلما هیچ نظریه مبنی بر سایم بودن و بی ضرر بودن این رابطه ارائه نگردیده ، بر عکس این رابطه همیشه از نظر پزشکی نقض گردیده .

در نواحی مقعد رشته های عصبی زیادی پراکنده شده که این رشته های عصبی بسیار بسیار آسیب پذیر و حساسا میباشند و نسبت به هر چیزی که وارد دهانه مقعد ( ANAL) شود سریعا واکنش نشان میدهند  من اینجا مکانیزمی  از عملکرد داخلی بدن رو برای شما شرح میدم تا بهتر متوجه بشوید :

دستگاه گوارشی دارای دو نوع اسفنکتر sphincter که یکی از انها داخلی و غیر ارادیست و دریچه ورودی غذا به معده  و خروج آن میباشد و یکی دیگر از این اسفنکتر ها خارجیست که این یکی ارادیست وقتی که غذا بلعیده می شود , از طریق مری پایین آمده و به سمت معده می رود . در محل ورود و خروج معده , عضلات حلقوی وجود دارند که به آنها اصطلاحا "اسفنکتر"( sphincter ) گفته می شود و به عنوان دریچه عمل می کنند

زمانی که شما احساس میکنید که نیاز به عمل خروج مدفوع از دریچه مقعد را دارید این زمانیست که اسفنکتر داخلی 2 باز شده که خب همانطور که گفته شد غیر ارادیست اما عمل باز کردن دریچه مقعد ( اسفنکتر خارجی) و در کل دفع مدفوع ارادیست و دست شما میباشد یعنی از زمانی که احساس کردید نیاز به WC دارید و خودتون رو نگه میدارید تا به محل مناسب برسید و سپس به اراده خودتون باعث خارج شدن مدفوع می شود این نگه داشتن و این عمل خارج کردن مدفوع توسط اسفنکتر خارجی که ارادیست انجام میشه . حالا همه این مسائل را مطرح کردم که به اینجا برسیم که رابطه جنسی از راه مقعد یا کلا وارد شدن هر شئی در درون مقعد باعث آسیب دیدگی اسفنکتر خارجی شده و باعث میشه که درچه خروجی مقعد یا همون آنال به درستی کار خودش رو انجام نده یعنی از قدرت ارادی خارج میشه پس به مرور زمان امکان ارادی خروج مدفوع یا نگه داشتن خود را از دست میدهید در این صورت نا خواسته و غیر ارادی  مدفوع از درچه مقعد خارج میشود در اینصورت همیشه لکه هایی از مدفوع  در لباس زیر مشاهده می گردد. که خب مسلما این برای هیچ آدمی خوشایند نیست.

از جهتی دیگر سایر بیمارهای عفونی ، ویروسی همانند هپاتیت ایدز سفلیس و سایر بیماری های مقاربتی از طریق مقعد راحتر منتقل می شوند خیلی از افراد تصور میکنند که در رابطه مقعدی هیچ خطری آنها را تهدید نمی کند که باید عرض کنم اتفاقا چون درون مقعد حاوی باکتریهای زیادی میباشد انتقال ویروسهای نظیر ایدز و ... راحتر انجام میگیرد این باکتریهای با شستشو از بین نمیروند . از آن گذشته دریچه مقعد یک درچه خروجیست پس وارد شدن هر چیزی از این دریچه علاوه بر آسیب به درچه و موارد ذکر شده همراه با درد است. و به مرور باعث باز شدن هر چه بیشتر درچه مقعد و پیدایش عوارض ذکر شده میشود.به طور کلی انجام این رابطه حتی برای یک مرتبه هم به هیچ وجه به زوجین توصیه نمی شود.

احتمال بارداری از طریق رابطه مقعدی :

اینکه آیا رابطه جنسی از راه مقعد و وارد شدن اسپرم در مقعد باعث بارداری می شود یا خیر جای بحث دارد از آنجایی که مقعد واحد خروجی میباشد عموما هر چیز یکه وارد آن باشد به سمت بیرون رانده میشود یعنی اگر منی وارد مقعد شود مقعد امکان خارج راندن آنرا دارد از طرفی دیگر تخمگذاری درون رحم انجام میگیرد و مقعد دریچه ورودی به رحم نمیباشد با این حال نه این موضوع تایید میشود و نه رد میشود .

حکم قضائی ، برگه سلامت پزشکی و پزشکی قانونی :

سوالی که مطرح می شود اینست که آیا اگر فردی قبل از ازدواج رابطه جنسی مقعدی داشته باشد مشخص می شود یا خیر ؟ در پاسخ به این سوال باید عرض شود طبق قانون مرد می تواند از طریق مراجع قضائی تقاضای برگه سلامت پزشکی در مورد همسر خود کند که طبق حکم دادگاه پس از مراجعه به پزشکی قانونی این مسئله قابل بررسی می باشد در پزشکی قانونی زن هر گونه رابطه جنسی (  از نوع دخول ) که قبل از ازدواج داشته چه از راه واژن چه از راه مقعد قابل تشخیص میباشد

اجتماع و روابط دوستی  نا سالم  :

از آنجایی که  اکثر مواقع در روابط دوستی بین دو جنس مخالف متاسفانه رابطه جنسی از راه مقعد زیاد انجام می شود دانستن مطالب فوق و پرهیز از انجام هر گونه رابطه جنسی پیش از ازدواج به افراد توصیه می شود. چرا که در مواقع بروز بیماری نیم تواندد به پزشک مراجعه کنند از اینرو عفونت یا بیماری گسترد هشده که حتی یم تواند باعث مرگ هم بشود.

سخن نویسنده

در کل رابطه جنسی مقعدی بسیار بسیار پر خطر میباشد متاسفانه جوانان ما تحت تاثیر تصاویر یا فیلمهای مبتذل قرار گرفته و اعمال انجم شده در اینگونه تصاویر را از جنبه آموزشی برداشت کرده و نسبت به انجام آن در دنیای واقعی اقدام می نمایند حال آنکه مراجع پزشکی و مذهبی  همان کشورهایی که چنین فیلمهایی در آنها تولید میشود بارها در مجلات و سایر رسانه ها و حتی کتابهای آموزشی رابطه جنسی مقعدی را صراحتا رد کرده اند . اینگونه فیلمها فقط و فقط به منظور تحریک افراد تولید شده اند و فاقد هر گونه جنبه آموزشی میباشد .

با تشکر از شما علی سلطانی مجد

مقاله از علی سلطانی مجد

 

منبع : سایت رسمی تنظیم خانواده

۷ اشتباه مردانه در زندگی زناشویی

برخی از مردها فکر می کنند همین که در خانه باشند نشان دهنده صمیمیت آن ها با همسرانشان است.

به گزارش پارس به نقل از افکارنیوز، همه مردان این اشتباهات رامرتکب نمی شوند و تنها بسیاری(!)از آن ها این رفتارهای اشتباه را ناخواسته در زندگی مشترک تکرار می کنند، این را گفتیم که به تیریز قبای محترم همه آقایان برنخورد!

اشتباه یک : به حرف های زنم گوش نمی کنم!

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه خراسان ؛ بیشترین شکایت خانم ها این است که همسرشان به حرف آن ها گوش نمی دهد. متاسفانه برخی از مردها قدرت یک گفت وگوی ساده و عاشقانه را دست کم می گیرند.خانم ها طی گفت وگو دوپامین یا همان هورمون لذت در بدنشان بالا می رود و در نتیجه طی این گفت وگو ارتباط قوی تر می شود اما برای بیشتر مردها گفت وگو این قدر اهمیت ندارد.

آقایان متوجه نمی شوند که خانم ها حرف می زنند تنها برای این که احساس کنند به طرف مقابل وصل هستند، ولی بسیاری از مردها فکر می کنند که همسرشان حرف می زند که خواسته اش را مطرح کند.از طرف دیگر مردها به طور غریزی می خواهند مشکلات همسرشان را حل کنند، حتی اگر خانم از او کمک نخواسته باشد.

راه حل :

یک عبارت است که می تواند برای خانم ها معجزه کند: «برای من از خودت بیشتر بگو» و اگر شما می خواهید واقعا او را خوشحال کنید، بگویید: « من به حرف هایت علاقه مندم »

اشتباه دوم : دست به سیاه و سفید نمی زنم!

خانم های شاغل بیشتر اوقات روزشان را در محل کار سپری می کنند و بعد هم باید مشغول غذا پختن و رسیدگی به سایر امور خانه و فرزندان شوند، آیا به نظر شما این توقع زیادی است که زنی انتظار داشته باشد بدون این که از همسرش بخواهد، ظرف ها را بشوید؟ قبول کنید که این فراتر از توانایی یک زن معمولی است، مردی که قدرت «جارو کردن» در استحکام یک رابطه را متوجه نشود به احتمال زیاد با همسرش مشکل خواهد داشت، مردها باید بدانند که کمک در انجام امور خانه در روحیه همسرشان به شدت تاثیر مثبت می گذارد.

راه حل:

بیشتر اوقات خانم ها هنگام انجام کار منزل آرام و قرار ندارند، اگر همسر شما نیز چنین است هر چه سریع تر به کمکش بشتابید و از او بپرسید « آیا کاری هست که بتوانم برایت انجام دهم؟ »

اشتباه سوم : همه نیازها و علایق همسرم را می دانم!

آیا تا به حال دیده اید که بعضی از مردها وقتی می خواهند همسرشان را خوشحال کنند به او یک وسیله از لوازم خانگی را هدیه می دهند! در واقع وقتی مردی به همسرش هدیه می دهد بیشتر به نیازهای خودش فکر می کند نه این که همسرش به چه وسیله ای نیاز دارد.البته این فقط یک ویژگی مردانه نیست، همه مردم به طور طبیعی فکر می کنند دیگران نیز خواسته هایی شبیه خودشان دارند، چون همه فکر می کنند دیگران هم شبیه آن ها هستند.

راه حل :

مردها باید درباره نیازهای همسرشان بیشتر بدانند، این که چطور باید از او حمایت کنند و این که او دوست دارد همسرش چه رفتاری داشته باشد؟ به دست آوردن این اطلاعات خیلی سخت نیست تنها کافی است از همسرتان سؤال کنید. به خانم تان اجازه دهید که به راحتی با شما ارتباط برقرار کند و توقعاتش را بگوید.

اشتباه چهارم : سکوت همسرم علامت رضایت اوست!

مردها وقتی همسرشان یک روز با آن ها صحبت نمی کند به این فکر نمی کنند که شاید روحیه او آسیب دیده است و نمی تواند صحبت کند.مرد باید بداند طولانی شدن سکوت زن می تواند عواقب بدی به دنبال داشته باشد. مردها فکر می کنند سکوت خوب است و حال زن را خوب می کند اما برای زن این سکوت، آرامش پیش از توفان است.

راه حل :

وقتی یک زن ساکت است، باید مرد از او علت سکوتش را بپرسد، مردها باید همیشه احساسات همسرشان را بررسی کنند. باید بدانید که عبارت معجزه آسا در این مواقع این است « عزیزم در ذهنت چه می گذرد؟ » در این مواقع باید مرد بیش از همیشه خود را دلسوز نشان دهد چون در این صورت زن احساس امنیت می کند و راحت تر احساسات واقعی اش را مطرح می کند.

اشتباه پنجم : نباید دلایل تصمیم هایم را به زنم بگویم!

یک شکایت رایج زن ها از شوهرانشان این است که:« چرا آن چیزی را که فکرت را مشغول کرده، به من نمی گویی» واقعیت این است که برخی مردها، ناگفته ها را برای خودشان نگه می دارند و سعی می کنند احساساتشان را پنهان کنند. وقتی خانمی به همسرش پیشنهاد می کند که به سینما بروند ممکن است مرد بدون هیچ توضیحی تنها بگوید « نه!» هرچند در ذهن خود دلایل روشنی دارد مثل این که جای پارک پیدا نمی شود یا خیلی خسته است و... اما چون خانم ها این دلایل را نمی دانند دچار سوء تفاهم می شوند. مثلا زن فکر می کند که همسرش دوستش ندارد و نمی خواهد با او وقت بگذراند.

راه حل :

بازهم با همسرتان بیشتر صحبت کنید و دلایل کارهایتان را به او بگویید مردهایی که تصمیم هایشان را برای همسرشان توضیح می دهند بسیار بیشتر از مردهای دیگر در زندگی موفق هستند، این مردها حتی اگر با همسرشان مخالفت کنند چون برای او توضیح می دهند، مانع از ایجاد تنش می شوند.

اشتباه ششم : زنم به من توجه کافی ندارد!

باید بدانید که خانم ها به راحتی می توانند چند کار را با هم انجام دهند و این جزو طبیعت آن هاست، اما مردها این گونه نیستند. به عنوان مثال یک خانم هم می تواند تلفن جواب دهد، هم به غذا سرکشی کند و هم با شوهرش درباره یک موضوع مهم صحبت کند، اما در این مواقع مرد فکر می کند همسرش به او بی توجه است. مردها به دنبال توجه کامل هستند و می خواهند وقتی حرف می زنند همسرشان هیچ کاری نکند، و سرتاپا گوش باشد، در صورتی که نمی دانند همسرشان به حرف آن ها با توجه کامل گوش می کند. اگرچه در حال شستن ظرف هاست!

راه حل :

بهترین کار این است که هنگام صحبت، دست های همسرتان را بگیرید، با این کار دیگر گمان نمی کنید که او نسبت به حرف هایتان بی توجه است.

اشتباه هفتم : همین که در خانه هستم کافی است!

برخی از مردها فکر می کنند همین که در خانه باشند نشان دهنده صمیمیت آن ها با همسرانشان است، البته آنها حساب نمی کنند که در زمان حضور در منزل یا پای رایانه هستند یا فیلم می بینند یا خواب هستند و... در صورتی که برای زنان علاوه بر حضور فیزیکی، توجه ذهنی، احساسی و عاطفی مردان نیز اهمیت دارد.

راه حل:

۳ کار را فراموش نکنید زن ها برای داشتن یک رابطه موفق نیاز دارند که هم صحبت کنند، هم توجه کافی دریافت کنند و هم با همسرشان ارتباط حسی و فیزیکی داشته باشند تا احساس صمیمیت بیشتری کنند.

چند ميليون دختر آماده ازدواج در کشور داريم؟

دکترمجید ابهری آسیب شناس اجتماعی گفت: با توجه به اینکه در روز دختر باید حرف های زد که باعث خوشحالی دختران گردد اما این واقعیت های تلخ باید مورد توجه دولتمردان ، خانواده ها و خود دختران قرار گیرد.
به گزارش افکارنیوز، یک آسیب شناس اجتماعی با اعلام اینکه ۱۱ میلیون دختر آماده ازدواج داریم؛از شیوع پدیده پیر دختری در ایران خبر داد و گفت: ۴ تا ۶ میلیون پیردختردر کشور وجود دارند که این می تواند تبعات اجتماعی بدی را برای جامعه رقم زند.

دکتر مجید ابهری با بیان اینکه این دختران به این نتیجه رسیده اند که ازدواج به درد آن ها نمی خورد افزود: ۴۰ درصد دختران مجرد ایرانی به مرحله تجرد کامل رسیده اند که عوامل زیادی دراین زمینه نقش داشته است.

وی با تاکید بر افزایش آماردختران مجرد و آماده ازدواج ، دلایل مختلفی مثل مشکلات اقتصادی ، تورم و گرانی ، اشتغال ؛ گرانی مسکن از نظرمادی و حس عدم مسئولیت پذیری پسران از نظر رفتاری را از موانع اصلی ازدواج خواند.

ابهری عبور دختران از سنین مطلوب ازدواج وحتی رسیدن به سن یائسگی را پیر دختری خواند و گفت: این افراد سن مطلوب ازدواج را به دلایلی از دست داده اند اما هنوز مجرد می باشندو اینچنین امروز جامعه مواجه با پدیده به نام "پیر دختری "شده است.

به هم ریختن یک خانواده و مشکلات زناشویی ارمغان عبور سن مطلوب ازدواج

وی افزود: وقتی دختری از سنین عرفی ازدواج عبورکرد ازترس مجرد ماندن به ازدواج های نامناسب تن می دهند.

یعنی به مرد متاهل یا مردانی که دارای اختلاف سنی زیاد می باشند پاسخ مثبت می دهند.

این آسیب شناس عوارض اینگونه ازدواج ها را به هم ریختگی یک خانواده در صورت ازدواج با مردان متاهل و بروز مشکلات زناشویی با مردان سنین بالا عنوان کرد.

وی با اشاره به اینکه تعدادی از این دختران به خاطر مسائل یاد شده قید ازدواج را زده و به زندگی مجردی خو گرفته اند اظهار داشت: در این میان بعضی از خانواده ها دچار مشکلات رفتاری با دخترانشان شده واین تقابل های روزمره ،دختران را به زندگی مجردی و جدایی از خانواده سوق داده اند.

دختران منتظر شهزاده زرین کمر با اسب سفید نباشند

دکترمجید ابهری گفت: با توجه به اینکه در روز دختر باید حرف های زد که باعث خوشحالی دختران گردد اما این واقعیت های تلخ باید مورد توجه دولتمردان ، خانواده ها و خود دختران قرار گیرد.
وی در پایان گفت: دولت باید امکانات زیربنایی ازدواج را فراهم کند وخانواده ها از سختگیری های بی مورد و سنگ اندازی ها و بهانه جوئی ها خود داری کنند و دختران نیز منتظر شهزاده زرین کمر با اسب سفید نباشند و با واقعیات زندگی سازش کنند.

این مطلب را حتما بخوانید: آزمون مسایل جنسی

این آزمون جهت افزایش سطح آگاهی شما می باشد. همچنین از این طریق می توانید دانش خود را محک بزنید.

1- کدامیک از موارد زیر در سردی و بی میلی جنسی تاثیر بیشتری دارد؟

الف) غذاهای سرخ شده

ب) الکل

ج) سُس های خامه ای

د) چربی اشباع شده

2- اختلال عملکرد جنسی تا حد زیادی به کدامیک از موارد زیر بستگی دارد؟

الف) مشکلات فیزیکی

ب) عاطفی

ج) روانشناسی

3- بهترین روش درمان اختلال نعوظ کدامیک از موارد زیر است؟

الف) ترک سیگار

ب) فعالیت های بدنی

ج) مصرف ویاگرا

د) تمام موارد

4- بهترین راه برای زنده نگه داشتن روابط زناشوئی چیست؟

الف) خرید یک هدیه کوچک به طور منظم

ب) پیشنهاد به همسر برای کمک کارهای خانگی و ..

ج) خوردن وعده های غذایی آرام به تنهایی با همسر خود حداقل دو بار در هفته

د) صبحت با او در مورد پیرامون مسائل، مشکلات و ..

5- مطمئن ترین راه برای افزایش فعالیت جنسی چیست؟

الف) هشت ساعت خواب در شب

ب) ورزش بطور منظم

ج) حفظ کلسترول سالم و فشار خون

6- اگر میل جنسی شما بطور منظم از همسرتان بیشتر است، شما باید ...

الف) این واقعیت را قبول کنید که شریکتان نیاز به تحریک بیشتری دارد

ب) خودداری از به عمد تشدیدِ سطحِ میل خود

ج) احترام پیش شرط جنسی شریک زندگی خود در مورد عشق ورزی

د) تمامی موارد بالا

7- در ناحیه کلیتوریس چند عصب وجود دارد؟

الف) 20

ب) 400

ج) 1000

د) 8000

8- شایع ترین بیماری مقاربتی کدام مورد زیر است؟

الف) سفلیس

ب) کلامیدیا

ج ) سوزاک

9- کشش مهبل در طی رابطه جنسی چه اندازه می باشد؟

الف) 4 - 8 اینچ

ب) 2 - 4 اینچ

ج) 2 - 8 اینج

10- هنگامی که یک زن تحریک جنسی می شود، کدام یک از موارد زیر مسئول انتشار رطوبت می باشد؟

الف) غدد بارتولن [Bartholin’s gland]

ب) غده واژن [Vaginal gland]

ج) غده اسکن [Skene’s gland]

11- بیماری منتقلۀ جنسی از کدام روش می تواند سرایت کند؟

الف) رابطه از طریق مهبل

ب) رابطه از طریق مقعد

ج) موارد الف و ب

د) هیچکدام

12- اکثر زنان بدون تحریک ناحیۀ کلیتوریس می توانند به اوج لذت جنسی برسند.

الف) صحیح

ب) غلط

13- فعالیت جنسی می تواند خطر ابتلا به سکته مغزی و حملۀ قلبی را در افراد مسن افزایش دهد.

الف) صحیح

ب) غلط

14- کدام جنسیت از طریق رابطه جنسی دهانی (Oral sex) زودتر به ارگاسم می رسد؟

الف) مرد

ب) زن

15- تحریک پذیری افراد مسن دیرتر صورت پذیر است.

الف) صحیح

ب) غلط

16- کدام داروها می تواند باعث اختلال در نعوظ گردد؟

الف) داروهای ضد افسردگی

ب) آنتی هیستامین ها

ج) داروهای ضد فشارخون

د) تمام موارد

17- شکایت جنسی در بین زنان پس از یائسگی کدام مورد زیر است؟

الف) درد

ب) میل جنسی کم

ج) خشکی واژن

د) اختلال در ارگاسم

18- مزیت رابطۀ جنسی کدام مورد زیر است؟

الف) کاهش استرس

ب) کاهش فشارخون

ج) تقویت سیستم ایمنی بدن

د) تمام موارد

پاسخ سوالات

پاسخ سوال اول : مصرف بیش از حد چربیهای اشباع شده نه تنها باعث افزایش کلسترول و رسوب آن در دیواره عروق قلب می شود، بلکه باعث رسوب کلسترول در مویرگ های متعدد پنیس (آلت مردانه) می شود و جریان خون در آلت را با مشکل روبرو می کند و در نتیجه فرد نمی تواند به محرکهای جنسی صادره از مغز به درستی پاسخ دهد. [از: پارسی طب]

پاسخ سوال دوم: پژوهش در سه تا پنج سال گذشته نشان داده که ناتوانی جنسی یا اختلال عملکرد جنسی تا حد زیادی یک مشکل جسمی است. اختلال عملکرد جنسی می تواند نشانه ای از شرایط نامطلوبی مثل، مشکلات قلبی و عروقی، اضطراب و یا مشکلات پروستات باشد.

پاسخ سوال سوم : ترک سیگار، فعالیت های بدنی و مصرف ویاگرا همۀ اینها می توانند در درمان اختلال نعوظ شریک باشند.

پاسخ سوال چهارم : برنامه ریزی منظم روزانه با همسر خود یک راه بسیار خوبی برای زنده نگه داشتن روابط میان یکدیگر است. استراتژی دیگر برای زنده نگه داشتن این جرقه، شامل صحبت کردن با همسر خود و حل و فصل هر گونه درگیری اساسی می باشد.

پاسخ سوال پنجم : ورزش کردن بطور منظم، کلید و مطمئن ترین راه برای افزایش فعالیت جنسی می باشد. زیرا باعث می شود خون ِ اندام تناسلی افزایش یابد.

پاسخ سوال ششم : شما باید تمام موارد ذکر شده را رعایت کنید.

پاسخ سوال هفتم : شگفت آور است بدانید حدود 8000 عصب در ناحیه کلیتوریس موجود است. [به همین دلیل است اکثر زنان تحریک این نقطه را بسیار لذت بخش و دلنشین گزارش کرده اند.]

پاسخ سوال هشتم : یکی از شایع ترین بیماری های مقاربتی کلامیدیا است. چنانچه این بیماری درمان نشود، عفونت کلامیدیایی میتواند گسترش بیابد و تبدیل به اختلالاتی در باروری و سلامتی شود که عواقب کوتاه مدت و طولانی مدتی خواهد داشت. [از: تنظیم خانواده ]

پاسخ سوال نهم : این کشش طی مقاربت جنسی و یا موقعی که زن تحریک می شود، [مهبل متورم] حدود 4 تا 8 اینچ در طول و 2.5 اینچ در عرض است.

پاسخ سوال دهم : غدد بارتولن می باشد. این غده وظیفۀ روغن کاری طبیعی را بر عهده دارد.

پاسخ سوال یازدهم : هرگونه فعالیت جنسی [منظور نزدیکی  است] شما را در معرض خطر قرار می دهد. گزینه ج صحیح صحیح می باشد.

پاسخ سوال دوازدهم : اکثر زنان برای ارگاسمِ بهتر نیاز به تحریک ناحیۀ کلیتوریس دارند. در زنانی که مشکل رسیدن به اوج لذت جنسی دارند، ترکیبی از تحریک کلیتوریس و فعالیت های جنسی دیگر؛ ممکن است نیاز باشد.

پاسخ سوال سیزدهم : افرادی با سابقۀ سکته مغزی یا بیماری های قلبی در مورد فعالیت های جنسی باید از پزشک خود مشورت بخواهند. رابطۀ جنسی شکل سالمِ ورزش برای افراد مسن است [می توان گفت فعالیت جنسی، یک فعالیت بدنی و روانیست]. محققان در مدت 20 سال بر روی 914 مرد تحقیق کرده ، و تحقیقات نشان می دهند داشتن روابط جنسی سالم دوبار [یا بیشتر] در هفته خطر ابتلا به بیماری های قلبی را کاهش می دهد. همچنین فراوانی نزدیکی با سکتۀ مغزی همراه است. [افراط در نزدیکی همچنین باعث ضعف کلیه، مثانه، قلب، کمر درد، مشکلات بینایی، معده و.. می شود]

پاسخ سوال چهاردم : پاسخ پُر واضح است، زنان از Oral sex بیشتر لذت می برند. گزارش شده است تنها 10 درصد مردان از این طریق به اوج لذت می رسند برای مردان به احتمال فراوان مقاربت واژنی لذتبخش تر می باشد.

پاسخ سوال پانزدهم : همانگونه که فرد پیرتر می شود، زمان پاسخ دهی جنسی آن کندتر می گردد. روان کننده ها و کرم های هورمون ممکن است به زنان مسن تر کمک کند. اگر اختلال نعوظ یک مشکل برای مردان کهنسال است، درمان آن تغییر رفتارهای جنسی و تمرکز بیشتر بروی معاشقه طولانی، می تواند باشد.

پاسخ سوال شانزدهم : علاوه بر موارد ذکر شده، مُسکن ها، داروهای ضد روان پریشی، داروهای شیمی درمانی، الکل، ماری جوانا، حتی برخی از داروهای ضد سوزش سردل می تواند باعث مشکلات نعوظ گردد.

پاسخ سوال هفدهم : مطالعات نشان داده است، پس از یائسگی زنان میل جنسی کمتری دارند.

پاسخ سوال هجدهم : رابطۀ جنسی همانگونه که اعلام شد یک فرم بسیار سالم ورزش برای بسیاری از افراد است. رابطه ی جنسی سوزندان چربی، تنظیم سوخت و ساز بدن، کاهش استرس، بهبود سلامت قلب، تقویت استخوان، عضلات و سیستم ایمنی بدن و .. را در بر می گیرد و همچنین می تواند کمک کند زندگی سالم و طولانی داشته باشید.

 

منبع : سيمرغ

بازنشر : ایران گراند

آموزش شيوه صحيح باردار شدن برای خانمها

نمي دانيد چطور بايد باردار شويد؟ در اين مقاله به شما آموزش مي دهيم كه چطور تخمك گذاري را پيشبيني كنيد، چند وقت يكبار رابطه جنسي داشته باشيد و با اهميت انتخاب هاي سالم در زندگي آشنا شويد.

به نظر مي رسد كه بعضي از زوج ها فقط با حرف زدن درمورد باردار شدن، مي توانند بچه دار شوند. اما خيلي هاي ديگر بايد به اندازه كافي صبر داشته باشند و كمي هم خوش شانس باشند تا بتوانند بچه دار شوند. اگر نمي دانيد چطور بايد باردار شويد، با همان روش قديمي شروع كنيد. در اين مقاله هر آنچه كه لازم است بدانيد را در اختيارتان مي گذاريم.
 


زماني كه بيشترين قدرت باروري را داريد
حاملگي مستلزم يكسري اتفاقات پيچيده است. هر ماه، هورمون ها از غده هيپوفيز شما تخمدان هايتان را تحريك مي كنند كه تخمك گذاري كنند. وقتي تخمك ها آزاد شدند، به سمت يكي از لوله هاي فالوپ حركت مي كنند. اگر بخواهيد باردار شويد، اين زمان بهترين زمان ممكن است. اما از كجا بايد بدانيد كه كي تخمك گذاري مي كنيد؟
 


حواستان به تقويم باشد
از يك تقويم استفاده كرده و هر ماه روزي كه عادت ماهيانه تان شروع مي شود را علامت بزنيد. همچنين تعداد روزهايي كه عادت ماهيانه تان طول مي كشد را هم بشماريد. اگر چرخه عادت ماهيانه تان ۲۸ روزه باشد، تخمك گذاري احتمالا ۱۴ روز بعد از روز شروع آخرين عادت ماهيانه تان شروع مي شود.

اگر چرخه هايتان به نسبت بلند هستند، ۱۸ را منهاي تعداد روزهاي كوتاه ترين عادت ماهيانه تان كنيد. وقتي عادت ماهيانه بعدي شروع مي شود،اين روزها را از قبل شمارش كنيد. هفته بعد از آن احتمالاً معقول ترين حدس براي شروع تخمك گذاري شماست.

· مزايا: خيلي راحت مي توانيد روي كاغذ و تقويم اين حساب ها را انجام دهيد.

· معايب: عوامل زيادي بر زمان دقيق شروع تخمك گذاري تاثير دارند، مثل بيماري، استرس و ورزش. شمردن روزها معمولاً چندان دقيق نيست مخصوصاً براي خانم هايي كه چرخه هاي عادت ماهيانه شان نامنظم است.
 


تغييرات ترشحات واژن را بررسي كنيد
درست قبل از تخمك گذاريد، ترشحات شفاف و لغزنده واژن بيشتر مي شود. اين ترشحات تقريباً شبيه به سفيده تخم مرغ خام هستند. بعد از تخمك گذاري، وقتي احتمال باردار شدن پايين مي آيد، اين ترشحات چسبنده و تيره تر مي شوند و در آخر از بين مي روند.

· مزايا: تغيير در ترشحات واژن معمولاً نشانه بسيار درستي از قابليت باروري است. با يك مشاهده ساده–به خصوص در داخل واژن—قابل انجام است.

· معايب: قضاوت درمورد بافت و ظاهر ترشحات واژن خيلي شخصي و يكطرفه است.
 


دماي پايين تنه تان را چك كنيد
منظور دماي بدن شما در حالت استراحت كامل است. تخمك گذاري تا حدودي دماي بدن را بالا مي برد—تقريباً كمتر از يك درجه. بهترين زمان باروري شما دو تا سه روز قبل از بالا رفتن دماي بدنتان است. وقتي افزايش دما دو تا سه روز ثابت مي ماند، مي توانيد فرض كنيد كه تخمك گذاري اتفاق افتاده است.

مي توانيد از دماسنج هاي دهاني براي چك كردن دماي پايين تنه تان استفاده كنيد. هر روز صبح قبل از اينكه از جا بلند شويد، دماي بدنتان را اندازه گيري كنيد. مي توانيد دما را جايي يادداشت كنيد و تغييرات را چك كنيد.

· مزايا: روش بسيار ساده اي است. تنها هزينه اي كه برايتان دارد خريدن يك دماسنج است.

· معايب: تغيير دما ممكن است خيلي دير ايجاد شود يعني بعد از اينكه تخمك گذاري انجام شده است. شايد گرفتن دماي بدن هر روز كار چندان آساني نباشد مخصوصاً اگر ساعات خوابتان تنظيم نيست.
 


از كيت هاي مخصوص تست تخمك گذاري استفاده كنيد
كيت هاي مخصوص كه در داروخانه ها هم موجود است ادرار شما را براي بررسي هورمون هايي كه قبل از تخمك گذاري توليد مي شود تست مي كند. براي گرفتن دقيق ترين نتيجه حتماً از دستورالعمل روي برچسب آن استفاده كنيد.

· مزايا: اين كيت ها نزديك ترين زمان تخمك گذاري را تشخيص مي دهند يا قبل از اينكه تخمك گذاري اتفاق بيفتد هشدار مي دهند. آن را مي توانيد بدون نسخه از داروخانه ها تهيه كنيد.

· معايب: هزينه تهيه اين كيت ها براي خيلي از خانم ها ممكن است گران باشد.با حداكثر رساندن قدرت باروري وقتي قصد باردار شدن داريد، بايدها و نبايدهاي زير را در نظر داشته باشيد.


بايدها:
· مداوماً رابطه جنسی داشته باشيد. اگر مداوماً دو تا سه بار در هفته سكس داشته باشيد احتمال اينكه يكي از دفعات با دوره باروري همزمان شود بالا مي رود. براي زوج هاي سالمي كه مي خواهند بچه دار شوند چيزي به اسم سكس زياد از حد وجود ندارد. براي بچه دار شدن بايد مداوم سكس داشته باشيد.

· نزديك به زمان تخمك گذاري، روزي يكبار سكس داشته باشيد. اينكار احتمال بارداري را بالاتر مي برد. بااينكه غلظت اسپرم همسرتان هر بار كه سكس داشته باشيد كمي پايين مي آيد اما در مردهاي سالم اين كاهش چندان مهم نيست.

· انتخاب هاي سالمي در زندگي داشته باشيد. وزنتان را در حد سلامت نگه داريد و فعاليت هاي جسمي را جزء برنامه روزانه تان قرار دهيد. رژيم غذايي سالمي را دنبال كنيد، مصرف كافئين را محدود كنيد و استرستان را هم كنترل كنيد. عادات خوب در زندگي هم براي خودتان و هم براي فرزندتان حين بارداري مفيد است.

· قبل از بارداري برنامه ريزي داشته باشيد. پزشكتان مي تواند سلامت عمومي بدنتان را بررسي كرده و تغييرات لازمي كه بايد در زندگيتان ايجاد كنيد تا احتمال باروريتان بالا رود را مشخص كند. اين برنامه ريزي مخصوصاً در مواقعي كه شما يا همسرتان يك مشكل سلامتي داشته باشيد بسيار خوب است.

· ويتامين مصرف كنيد. اسيد فوليك (ويتامين B9) نقش بسيار مهمي در رشد جنين بر عهده دارد. مصرف مكمل هاي ويتامين يا اسيد فوليك چند ماه قبل از بارداري احتمال ايجاد مشكلات جسمي براي نوزاد را كاهش مي دهد.
 


نبايدها:
· سيگار. تنباكو ترشحات رحم را تغيير مي دهد كه باعث مي شود اسپرم به تخمك ها نرسد. همچنين مي تواند خطر سقط جنين را بالا ببرد و باعث شود اكسيژن و موادمغذي به جنين نرسد. پس براي سلامت خود و فرزندتان بهتر است كه سيگار را كنار بگذاريد.

· مشروبات الكلي. مصرف مشروبات الكلي در دوران بارداري قدغن است.


· مصرف دارو بدون تجويز دكتر. برخي داروها حتي آنهايي كه بدون نسخه هم قابل تهيه هستند، بارداري را دشوار مي كنند. برخي ديگر در زمان بارداري برايتان مضر هستند.
چه زمان به پزشك مراجعه كنيد

با سكس مداوم و بدون جلوگيري، اكثر زوج ها در طول يكسال باردار مي شوند. اما بعضي از زوج ها به كمك بيشتري نياز دارند.

اگر در ابتداي دهه سي سالگي خود هستيد و شما و همسرتان از سلامتي كامل برخورداريد، يكسال قبل ازاينكه با پزشك مشورت كنيد، خودتان امتحان كنيد. اما اگر ۳۵ سال به بالا هستيد يا يكي از شما مشكل باروري خاصي داشته باشد بهتر است با پزشك مشورت كنيد.

ناباروري در خانمها و آقايون به يك ميزان اتفاق مي افتد و درمان هاي زيادي هم براي آن وجود دارد. متخصص زنان شما با شناسايي علت مشكل به شما كمك خواهد كرد.

اگر عاشـق کسی هستیـد از ابـراز عشـق غافـل نشویـد

هدف از ابراز عشق، انجام دادن کاری برای سعادت کسی است که دوستش دارید. پس اگر عاشق کسی هستید، باید زبان صحبت کردن با او را یاد بگیرید...

ما آدم ها به روش های متفاوت نسبت به همدیگر ابراز عشق یا آن را دریافت می کنیم اما اگر نفهمیم که همسرمان چه چیزی را ابراز عشق می داند، میزان موفقیت مان در زندگی زناشویی مان به تدریج کم فروغ می شود و علتش را هم متوجه نمی شویم.

اینجاست که باید زبان عشق همسرمان را یاد بگیریم و بفهمیم. همه زوجین، زبان مشترکی برای درک عشق ندارند. ممکن است زبان محبت شما با همسرتان متفاوت باشد و از این مساله غافل باشید. ممکن است زبان محبت شما، هدیه گرفتن و زبان محبت همسرتان صرفا تایید کردن باشد. خیلی از مردان با کارهایی مانند تعمیر میز شکسته آشپزخانه، علاقه خود را به همسرشان نشان می دهند؛ در صورتی که زنان با بیان کلمات، این کار را می کنند. بالاخره زنان و مردان راه های متفاوتی برای بیان احساسات خود دارند. پس به شکلی که همسرتان از طریق آن ابراز احساس می کند، احترام بگذارید.

زبان اول؛ تایید و تشویق

شاید همسر شما از آن دسته افرادی باشد که دوست دارد با تاییدکردنش به او ابراز علاقه کنید. به عنوان نمونه، برای اینکه شب ها کیسه زباله را بیرون از خانه می برد، از او تشکر کنید. اما توجه داشته باشید که این تشکر شما باید به شیوه ای درست باشد: "ممنونم از اینکه کیسه زباله را بردی"؛ نه اینکه: "حالا که داری کیسه زباله رو می بری، تازه بوی بدش بلندشده!" بهتر است که لحن سخن تان طعنه آمیز نباشد. به یاد داشته باشید که تشویق ها، همگی بر ارزشمندی همسرتان صحه می گذارند و رابطه ای نزدیک و صمیمی بین تان خلق می کنند.

با استفاده از کلام تاییدآمیز به طور شفاهی از همسرتان تعریف کنید و از اینکه برای شما کاری انجام داده، قدردانی کنید. صمیمانه به حرف هایش گوش دهید و تمام تلاش تان را برای تحقق آرزوها و اهدافش به کار برید. اگر روی نقاط ضعف همسرتان تکیه کرده اید، حتما مساله را هرچه زودتر حل و فصل کنید. هرگز با تحکم یا تهدید، درخواست یا پیشنهاد خود را منعکس نکنید و بدانید که راه های ارتباط کلامی پرمهر بسیاری وجود دارند. فهرستی از نکاتی را که همسرتان می پسندد، تهیه و بر اساس آن فهرست، از او تعریف کنید.

زبان دوم؛ اختصاص وقت
آیا تا به حال به این موضوع توجه کرده اید که همسرتان در گله و شکایتی که از شما در زندگی زناشویی اش داشته، مدام در صحبت هایش به این مساله اشاره کرده که: "چرا وقتی برای او نمی گذارید؟!" این یعنی زبان محبت و عشق ورزی به همسرتان، "وقت گذاشتن برای اوست". شاید با خودتان بگویید که شما همیشه با او بوده اید اما وقت گذاشتن به معنای توجه و تمرکز شما به همسرتان است؛ نه به معنای کنار هم بودن. بهتر است زمانی که با همسرتان هستید، او را در کانون توجه خود قرار دهید. حال که زبان محبت همسرتان را فهمیده اید، بهتر است وقتی با او هستید کاملا حواس تان به او باشد و حین صحبت با او تمرکز بیشتری داشته باشید؛ کارهای مورد علاقه همسرتان را انجام دهید و از انجام فعالیت های مشترک، لذت ببرید.

هر روز حداقل ۱۰ دقیقه در مورد مسایلی غیر از کار، خانواده، وظایف و رابطه تان صحبت کنید. برخی افراد فکر می کنند همیشه در حال برقراری ارتباط با همسرشان هستند؛ در حالی که در واقع در حال انجام کارهای روزمره اند. ارتباط برقرار کردن واقعی یعنی اینکه شما در رابطه با موضوعات خصوصی، اهداف و رویاهایتان با همسرتان صحبت کنید. به عنوان نمونه، موضوعاتی مانند اینکه آیا شده برای چیزی حسرت بخوری؟ وقتی بچه بودی، مامان را بیشتر دوست داشتی یا بابا را؟ سال گذشته، بهترین کاری که انجام دادی و حالا به آن افتخار می کنی چه بوده است؟ هرچه سوالات خصوصی تر باشد، درجه صمیمیت شما بالاتر می رود.

زبان سوم؛ هدیه دادن
شاید شما برای همسرتان وقت می گذارید و مدت زمانی را به او اختصاص می دهید یا اینکه از کارهایی که برای زندگی تان انجام داده است به صورت شفاهی تشکر می کنید اما هنوز نتوانسته اید به همسرتان ابراز عشق کنید. شاید زبان محبت کردن به همسر شما، دادن هدیه باشد.برخی از هدایا گران قیمت هستند و برخی ارزان قیمت، از نظر کسی که زبان اصلی محبت او دریافت هدیه است، قیمت هدیه اهمیت چندانی ندارد؛ بلکه اعطای آن به عنوان نمادی از عشق برایش اهمیت دارد.

شاید انتخاب هدیه برایتان مشکل باشد اما بدانید که حتی دادن یک شاخه گل نیز می تواند مخزن عشق او را پر کند. علایق و سلیقه همسرتان را بهتر بشناسید و تصمیم بگیرید هر ماه هدیه ای هرچند کوچک به او بدهید. بهترین هدیه برای کسی که زبان محبت او دریافت هدیه است، حضور فیزیکی شما در زمان بحران است.

زبان چهارم؛ خدمت کردن
هر کدام از شما به نوعی عشق خود را نسبت به همسرتان با انجام کارهایی نشان می دهید؛ به عنوان نمونه با پخت و پز یا چیدن میز، شستن ظرف و... و برعکس این قضیه، با بردن زباله به بیرون، نظافت پنجره ها، شستن ماشین و.... اما اگر می بینید از این مساله انتقاد دارید که همسرتان نتوانسته کاری برای شما انجام دهد، نشان می دهد که زبان اصلی محبت شما، خدمت کردن است. خدمت نباید اجباری باشد بلکه باید آزادانه صورت بگیرد.

خدمت عاشقانه یعنی برآورده ساختن انتظارات همسر. اما فراموش نکنید که به جای امر، درخواست کنید؛ چراکه این ۲ واژه تفاوت معنایی بسیاری دارند. شما با درخواست، به نوعی ابراز عشق می کنید. فهرستی از کارهایی را که همسرتان دوست دارد، مطابق میل او انجام دهید. همان گونه که قبل از ازدواج مدام با خدمت کردن به یکدیگر احساس عشق می کردید در زندگی زناشویی تان نیز از این روش غافل نشوید. اگر زبان محبت به همسر شما خدمت کردن باشد، با این کار خواهید دید که چگونه رابطه تان بهتر و صمیمی تر خواهد شد.

زبان پنجم؛ لمس کردن
لمس کردن هم یکی از راه های ابراز محبت است. گرفتن دست یکدیگر، در آغوش کشیدن و رابطه زناشویی در زوجین از راه های ابراز علاقه به یکدیگر است. در صورتی که زبان همسر شما لمس کردن باشد، شاید اگر او از چیزی دلگیر یا دلتنگ باشد و گریه کند، در آغوش کشیدن او بهترین نوع عشق ورزیدن به او باشد. از شیوه های مثبت و لذت بخش برای این منظور استفاده کنید. توجه داشته باشید که همسر شما قادر به خواندن ذهن شما نیست پس بهتر است درباره نیازهای عشقی تان صحبت کنید و زبان محبتی را که باعث می شود بیشتر یکدیگر را درک کنید با همسرتان در میان بگذارید.


نیمی از زوجین ایرانی مشکلات‌ جنسی دارند

خبرگزاری مهر: مدیر درمان مرکز درمان ناباروری و سقط مکرر ابن‌سینا، با عنوان این مطلب که نیمی از زوجین ایرانی از مشکلات جنسی رنج می‌برند، گفت: متاسفانه این افراد دچار سرگردانی هستند و بعضا توصیه‌های غیرعلمی و غیرپزشکی را بکار می‌برند.

دکتر مهرداد قربانی روز چهارشنبه در نشست خبری که به مناسبت چهارم سپتامبر (روز جهانی سلامت جنسی) در مرکز درمان ناباروری ابن‌سینا برگزار شد، بر ضرورت آموزش مسائل جنسی و جنسیتی به عموم مردم جامعه تاکید کرد و افزود: شعار امسال روز جهانی سلامت جنسی "حقوق جنسی" نام گرفته است.

وی گفت: متاسفانه بسیاری از هموطنان ما از مشکلات جنسی رنج می‌برند اما نمی‌دانند برای درمان باید به کجا مراجعه کنند. آنها گاه به متخصصان رشته‌های مرتبط یا غیرمرتبط مراجعه می‌کنند و دچار سرگردانی هستند یا اینکه گاهی توصیه‌های غیرعلمی و غیرپزشکی به کار می‌برند.

مدیر درمان مرکز درمان ناباروری و سقط مکرر ابن‌سینا با اشاره به اینکه اگر بتوانیم در زمینه آموزش در این حوزه بیشتر فعالیت کنیم، حداقل کمکی که به مردم کرده‌ایم این است که بدانند وقتی دچار مشکل می‌شوند، باید به کجا مراجعه کنند، گفت: امروز نه در مدارس و نه در دانشگاهها آموزش چشمگیری در رابطه با مسائل جنسی نداریم.

وی ادامه داد: جوانانی که قبل از ازدواج برای شرکت در کلاسها و انجام آزمایشات به مراکز بهداشتی مراجعه می‌کنند، بیشتر درباره روش‌های پیشگیری از بارداری با آنها صحبت می‌شود.

قربانی با بیان اینکه علاوه بر اینکه جوانان رغبتی برای حضور در این کلاسها ندارند و هیچ کس به مقوله آموزش مسائل جنسی به طور جدی نگاه نمی‌کند، افزود: این در حالی است که کلاسهای قبل از ازدواج می‌تواند مکان مناسبی برای اینکه مسائل اولیه جنسی و روابط زناشویی به زوجین آموزش داده شود، باشد.

مدیر درمان مرکز درمان ناباروری و سقط مکرر ابن‌سینا گفت: متاسفانه جوان‌ها معمولا این گونه آموزش‌ها را معمولا از اطرافیان یا دوستان خود می‌آموزند و اگر فرد مشورت دهنده آگاهی کافی در این خصوص را نداشته‌ باشد، حتما توصیه‌های غیرعلمی و نادرست را منتقل خواهد کرد که این خود آسیب‌زاست.

وی ضمن تاکید بر اینکه جای خالی آموزش در زمینه مسائل جنسی را در تمام سطوح کشور احساس می‌کنیم، افزود: هنوز هم آمارها نشان می‌دهد نزدیک به نیمی از زوجین ایرانی از مشکلات جنسی رنج می‌برند.

قربانی به حقوق جنسی و لزوم رعایت آن تاکید کرد و گفت: اگر به دنبال تحکیم ارتباطات زوجین هستیم، پرداختن به این موضوع می‌تواند بیش از هر چیز دیگری کمک‌ کننده باشد.

جادو کردن شوهر؟!

چگونه دوباره قلب همسرتان را تصاحب کنید؟

برخلاف آنچه در فیلم های سینمایی عاشقانه دیده اید زندگی زناشویی همیشه توام با خوشی، محبت و دوستی نیست. بسیاری از زنان، ازدواجهای دردناکی را تجربه می کنند بطوری که همواره احساس تنهایی می کنند و همواره خواهان کاستن فاصله بوجود آمده با شوهرشان هستند. تصاحب مجدد قلب شوهران کار آسانی نیست و تنها با داشتن انگیزه بالا و اعتماد بنفس کامل می توانید زمینه موفقیت خود را ایجاد کنید. یک برنامه ریزی دقیق برای غلبه بر این مشکل طرح ریزی کنید و در نظر داشته باشید که گفتگو و مباحثه جزیی اجتناب ناپذیر از زندگی زناشویی است.

 

برای شروع می توانید از خود سؤال کنید که چگونه می توانید در حفظ زندگی زناشویی مشارکت داشته باشید؟برای کسب موفقیت لازم است کاملاً تمایل به تداوم زندگی زناشویی با شوهرتان داشته باشید. مطمئن شوید از رویای آنچه می خواستید بشود و نشده بیدار شده اید و حاضر به پرداخت هزینه های طلاق برای زندگی خودتان و خانواده تان هم نیستند. به این یقین برسید که آیا واقعاً دوست دارید با این مرد زندگی کنید؟ آیا بدون او می توانید خودتان را خوشبخت تصور کنید؟ چه چیزی شما را مجبور می کند با او بمانید؟

در مرحله بعد لازم است باور کنید که می توانید مجدداً قلب او را تصاحب کنید. لیست کاملی از دلایلی که معتقدید می توانید دوباره عشق و علاقه او را کسب کنید تهیه کرده و در نقاط مشخص منزل در معرض دید خود قرار دهید تا بطور مرتب برایتان یادآوری شوند. در این مرحله ممکن است حرف هایی بشنوید که کمی دلسرد کننده باشد مثلاً شوهرتان طوری با شما صحبت کند که انگار از علاقه به شما مطمئن نیست و یا انگار روابط شما قابل ترمیم نیست.

در تمام این موارد صبور باشید و ناامید نشوید. کلید موفقیت شما همین است که اعتقاد عمیقی به حفظ زندگی خود داشته باشید. یک نقشه خوب برای حرکت رو به جلو طراحی کنید. افزایش مراودات و گفتگوی روزانه با یکدیگر یک نمونه از کارهایی است که می تواند به بهبود وضعیت کمک کند. در این مرحله نیز باید صبور باشید و ژست های عاشقانه بگیرید. باب گفتگو را باز کنید و از هر کار خوبی که می توانید انجام دهید کوتاهی نکنید و در مقابل از خود توقع خاصی نشان ندهید.

در ادامه به دنبال یافتن چیزهایی باشید که ارتباط شما را خراب کرده و درصدد توقف آن برآیید. زندگی زناشویی صحنه جنگ و نبرد نیست. از خودتان سؤال کنید آیا این جنگ و دعواهای همیشگی الزامی اند؟ چیزی هست که با انجام آن بتوانید روش معاشرت با همسرتان را تغییر دهید و از این دعواهای غیر ضروری پرهیز کنید؟

همه افراد لازم است مهارت های گوش دادن خود را تقویت کنند. اگر شما واقعاً گوش بدهید و همدلی خود را با شوهرتان گسترش دهید مطمئن باشید که عصبانی باقی ماندن بسیار سخت و دشوار خواهد بود. عوامل مخرب زندگی را شناسایی کنید و آنها را با عوامل سازنده و پویا جایگزین کنید. در طی این مراحل از کمک های تخصصی دیگران فرار نکنید. گاهی اوقات شناخت عوامل دردسر ساز در زندگی زناشویی کار آسوده ای نیست. مطمئناً احساسات و جهت گیری های شما در قضاوت تان دخیل خواهند شد. به همین دلیل نیازمند یک اظهار نظر واقعی و عینی و به دور از احساسات هستید. هر چند گاهی به چیزی یا کسی فراتر از یک دوست نیاز دارید اما مشورت گرفتن از یک دوست خیرخواه از هیچ، بهتر است. اگر واقعاً بدنبال مشارکت در حفظ زندگی زناشویی تان هستید از درمان گرها و مشاوران ازدواج و زناشویی، درخواست راهنمایی و یاری نمائید. پس از انجام مراحل فوق و سایر مواردی که به نظرتان الزامی است مانند برآورده کردن تمام نیازها و خواسته های شوهرتان بدون هرگونه قید و شرط، به شوهرتان فرصت ابراز عقیده بدهید. هر مردی برای این کار سبک خودش را دارد. گاهی ممکن است در مدت کوتاهی اثرات مثبت کارهای خود را در رفتار شوهرتان ببیند اما گاهی ممکن این موضوع چند هفته یا چند ماه بطور بینجامد.

در برخی موارد ممکن است نوشتن یک نامه عاشقانه برای شوهرتان نیز یک روش مناسب در جلب مجدد نظر او باشد این کار به او فرصت می دهد با گذشت زمان چند باری به حرف های نوشته شده شما نگاه کند و در مورد آنها فکر نماید.

مسلما زندگی زناشویی همیشه مسالمت آمیز نیست و گاه سوء تفاهمات و مشاجرات هر روز و هر ساعت می آیند و می روند به گونه ای که تمام فرصت های یک زندگی مطلوب و ایده آل را بلعیده و از بین می برد. در این صورت زن و شوهر به این نتیجه می رسند که ازدواج ناموفقی داشته اند.

هر چند در ازدواج های ناموفق هم آخرین و سخت ترین راه جدایی است اما باید توجه داشت راههای زیادی برای تغییر و بهبود شرایط و وضعیت زندگی زن و مرد وجود دارد اما متأسفانه در اکثر مواقع طرفین گمان می برند روابط شان بهبودپذیر نبوده و به قول معروف به آخر خط رسیده اند! بنابراین این باور، با از بین بردن انگیزه اصلاح رفتار و اقدامات سازنده، هر گونه پیشرفت را در مناسبات زناشویی متوقف خواهد کرد. اما باید توجه داشت اگر یکی از طرفین ازدواج، رفتار سازنده ای از خود نشان دهد، نه تنها به بهبود رابطه اش با همسرش کمک خواهد کرد؛ بلکه احتمال دارد در رفتار همسرش نیز تغییرات مثبتی ایجاد شود. بدین ترتیب لازم است که ابتدا شما خانمهای محترم به عناصر تعهد، اعتماد و وفاداری که مبنای ازدواج تان بوده، رجوع نموده و برای خود روشن نماید که آیا این عناصر احتیاج به تقویت دارند یا خیر؟ سپس به رفع و رجوع نقطه ضعف های موجود بپردازید تا رفته رفته زندگی شاد و توام با آرامش را برای یکدیگر تدارک ببینید.

منبع:

http://new.seemorgh.com

این نوع خاص از رابطه جنسی می تواند خطرناک باشد!

آیا بیماری های مقاربتی از طریق رابطه جنسی دهانی هم منتقل می شوند؟

چون اکثر افرادی که رابطه جنسی دهانی برقرار می کنند انواع رابطه جنسی دیگر را هم انجام می دهند، برای محققین خیلی سخت است که دریابند بیماری های مقاربتی تا چه میزان فقط از طریق رابطه جنسی دهانی منتقل می شوند. در عین حال، همه ما می دانیم که بسیاری از بیماری های مقاربتی متداول از طریق رابطه جنسی دهانی هم منتقل می شوند. اینها عبارتند از:

· کلامیدیا

· سوزاک

· زونا

· ایدز (HIV)

· زگیل تناسلی (HPV)

· التهاب غیرسوزاکی (NGU)

· سفلیس

· عفونت مخمر

کلامیدیا و رابطه جنسی دهانی

رابطه جنسی دهانی نمی تواند دلیل اصلی بروز کلامیدیا تلقی شود، اما احتمال انتقال آن وجود دارد. اگر واژن، گردنه رحم، مقعد، آلت تناسلی یا دهان با ترشحات یا مایعات عفونی تماس پیدا کند، احتمال انتقال وجود دارد.

سوزاک و رابطه جنسی دهانی

سوزاک می تواند حین رابطه جنسی دهانی منتقل شود. برای انتقال سوزاک لازم نیست حتماً انزال صورت گیرد. سوزاک خیلی خوب در گلو باقی می ماند و عفونت سوزاکی گلو یکی از متداول ترین عوارض رابطه جنسی دهانی است.

زونا و رابطه جنسی دهانی

زونا می تواند با تماس پوست با پوست منتقل شود، درنتیجه احتمال انتقال آن در رابطه جنسی دهانی کاملاً آشکار است. شایان ذکر است که حتی اگر هیچ زخم مشخصی روی پوست وجود نداشته باشد هم انتقال ممکن است چون ممکن است شما یا شریک جنسیتان مبتلا به زونا باشید و خود ندانید. خیلی ها نمی دانند که تاول های تبخالی نوعی زونا هستند.

HIV و رابطه جنسی دهانی

با اینکه احتمال انتقال کم است اما نمونه هایی از انتقال این ویروس با رابطه جنسی دهانی از طریق مایع منی، ترشحات واژن یا خون وجود دارد. HIV از طریق بزاق منتقل نمی شود و بوسیدن های عمیق یک رفتار جنسی قابل قبول در این مورد است.

HPV و رابطه جنسی دهانی

رابطه جنسی دهانی یک علت نادر برای انتقال HPV تلقی می شود، اما نمونه هایی از آن دیده شده است. ویروس HPV در سطح زگیل ها وجود داشته و هرگونه تماس مستقیم می تواند موجب انتقال شود.

NGU و رابطه جنسی دهانی

اکثر میکروب هایی که موجب NGU می شوند می توانند از طریق رابطه جنسی دهانی منتقل شوند، حتی اگر آلت تناسلی یا زبان کاملاً وارد واژن، دهان یا مقعد نشود و مایعات بدن جابه جا نشوند. یک تحقیق استرالیایی رابطه جنسی دهانی را عامل مهمی در انتقال NGU معرفی کرده است.

سفلیس و رابطه جنسی دهانی

رابطه جنسی دهانی راه خوبی برای انتقال سفلیس به شمار می رود. در تحقیقی مشخص شد که بیش از ۱۳ درصد از موارد سفلیس از طریق رابطه جنسی دهانی منتقل شده اند. انتقال معمولاً با تماس زخم های سفلیسی با پوست یا غشای مخاطی صورت می گیرد.

عفونت مخمر و رابطه جنسی دهانی

شواهد نشان می دهند زنانی که به طور مداوم به عفونت مخمر مبتلا می شوند، ممکن است آن را از طریق رابطه جنسی دهانی دریافت کرده باشند. در یک تحقیق مشخص شد که رابطه جنسی دهانی با بالا رفتن احتمال عفونت مخمر در ارتباط است. رابطه جنسی دهانی با کسی که مبتلا به عفونت مخمر است موجب برفک شده که نوعی عفونت مخمر در گلو می باشد. تماس دهانی با مخمر موجب بروز عفونت مخمر در واژن نمی شود چون مخمر در دستگاه گوارش از بین می رود.

نکات مهم در رابطه جنسی دهانی

گرچه این نوع رابطه جنسی توصیه نمی شود، اما اگر کسی اصرار به برقراری این نوع رابطه دارد باید بداند استفاده از روش های دفاعی مثل کاندوم بهترین راه برای ایمن کردن رابطه جنسی دهانی است. افراد بسیاری که از ترشحات بدن خوششان نمی آید رابطه جنسی دهانی با کاندوم های طعم دار را بهتر می بینند. وقتی مردی طی رابطه جنسی دهانی به انزال می رسد، اگر مایع خارج شده در کناره های دهان یا چشم های طرف مقابل بریزد، درصورتی که مبتلا به بیماری های مقاربتی باشد، احتمال انتقال آن را شدیداً افزایش می دهد. در بسیاری از موارد، بیماری های مقاربتی می توانند حتی با وجود اینکه آلت تناسلی یا زبان کاملاً وارد واژن، دهان یا مقعد نشده است نیز انتقال یابند.

برخی متخصصان نیز پیشنهاد می کنند که از مسواک زدن قبل از رابطه جنسی دهانی خودداری کنید چون باعث می شود زخم ها و خراش های کوچک احتمال انتقال بیماری های مقاربتی را افزایش دهند.

 

منبع : سيمرغ

بازنشر : ایران گراند